نویسنده : دکترجلالالدین غیاثی
از آنجا که خانواده تنها نهاد اجتماعی است که زنان بیش از هر نهاد دیگر در آن نقش دارند و ازدواج تنها قراردادی است که بیش از هر قرارداد دیگر به انجام آن اقدام میکنند و پیش از هر عنوان دیگر، زنان عنوان مادر و همسر را با خود به همراه داشته و دارند سخن خویش درباره زن و حقوق وی را از ازدواج و شرایط آن آغاز میکنیم زیرا ازدواج سنگ بنای خانواده است و در خلال این بحث عقیده اسلام در مورد کرامت زن را به شکل عملی نشان خواهیم داد چه آن که یکی از ملاکهای صحت و درستی راه مکاتب مختلفی که داعیهای رهبری بشر را دارند ، همانا بررسی قوانین مختلف آن مکتب میباشد زیرا درستی و مفید بودن قوانین نشانه شناخت صحیح آن مکتب از انسان و اجتماع و محیط زندگی وی میباشد.
در طول تاریخ مرامهای مختلف و رهبران سیاسی و دینی و اجتماعی بی شماری ادعای رهبری و هدایت بشر به سوی بهشتِ موعود زمینی یا آسمانی یا هر دو را داشته اند، از افلاطون حکیم گرفته تا حقوقدانان و متفکرانی چون ژان ژاک روسو، مونتسکیو و یا کسانی چون بودا، کنفسیوس و یا رهبران انقلابی همچون لنین، مائو،یا روشنفکران انقلابی چون مارکس و انگلس و در کنار آنان پیامبران بزرگی الهی و عالمان وارسته دینی.
هر یک از اینان برای دردهای اجتماعی و روحی بشر نسخهها پیچیدهاند، عدهای فرار از زندگی دنیا و پناه بردن به عزلت و ترک کار و ازدواج، عدهای دموکراسیف عدهای دیکتاتوری عدهای تلاش اقتصادی و در مجموعه راهحلهای فراوان و قوانین بیشماری را در مقابل خود مییابیم. تنوع این قوانین به حدی است که انسان را شگفتزده میکند و بلافاصله این سؤال مطرح میشود که کدامیک از آنان درستتر و برای بهبود زندگی دنیوی و اخروی انسان مفیدتر است.
بررسی قوانین و دیدگاههای اسلام به عنوان آخرین دین الهی به ما این امکان را میدهد تا از یک سو با قوانین صحیح زندگی بهتر آشنا شویم و از سوئی دیگر با مقایسه آنها با عقل و خرد و دیگر قوانین ساخت بشر به حقانیت و آسمانی بودن آن بهتر پی ببریم.
میل به زناشویی و تولید نسل از غرائز عمومی حیوانات بوده بلکه غریزه جنسی براساس آزمایشات روانشناسان از قویترین غرائز میباشد حتی در جهان ما حیواناتی وجود دارند که عمر آنها از چند ساعت تجاوز نمیکند ولی در همین فاصله کوتاه نوزادانِ از لارو بیرون آمده، حشره ماده را بارور میکنند و پس از چند ساعت میمیرند.
انسان نیز از این امر مستثنی نبوده ولی به علت قوه تعقل و قدرت تفکر و رشد روزافزون وی، همین عمل طبیعی که مانند دیگر غرائز براساس تحریک و هدایت درونی صورت میگیرد، در چارچوب قراردادها و آداب و رسوم اجتماعی خاصی قرار گرفته است که متفکران و مکاتب مختلف راجع به آن نظرات مختلف و متنوعی ابراز داشتهاند.
بعضی از مکاتب ازدواج را عملی حیوانی میدانند که مخصوص انسانهای متعالی نمیباشد، استاد شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام در این مورد مینویسد[۱] «یکی دیگر از نظرات تحقیرآمیز که نسبت به زن وجود داشته مربوط است به ریاضت جنسی و تقدس تجرد و عزوبت، چنانکه میدانیم در برخی آیینها رابطه جنسی ذاتاً پلید است به عقیده پیروان آن آیینها تنها کسانی به مقامات معنوی نائل میگردند که همه عمر مجرد زیست کرده باشند، یکی از پیشوایان معروف مذهبی جهان میگوید؛ با تیشه بکارت درخت ازدواج را از بن بر کنید، همان پیشوایان ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه میدهند، یعنی مدعی هستند که چون اغلب افراد قادر نیستند بر تجرد صبر کنند و اختیار از کفشان ربوده میشود و گرفتار فحشاء میشوند و با زنان متعدد تماس پیدا میکنند. پس بهتر که ازدواج کنند تا با بیش از یک زن در تماس نباشند. ریشه افکار، ریاضتطلبی و طرفداری از تجرد و عزوبت، بدبینی به جنس زن است. محبت به زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقی به حساب میآوردند، اسلام با این خرافه سخت نبرد کرد. ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرد و دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی کرد، برتراند راسل میگوید در همه آیینها نوعی بدبینی به علاقه جنسی یافت میشود مگر در اسلام. اسلام از نظر مصالح اجتماعی حدود و مقرراتی برای این علاقه وضع کرد اما هرگز آن را پلید نشمرد»[۲].
برخی دیگر نیز مصلحت ازدواج را تنها اطفاء شهوت و بقاء نسل انسانی میدانند و چنین ضروریاتی را مجوز ارتکاب چنین عمل پلیدی میشمردند و به هر حال خانواده محیطی برای رشد و تعالی انسان به حساب نمیآمده است، مثلاً بودا از یک سو در بخش(احکام سادهی) خود پیروان خویش را در ازدواج به ظاهر آزاد میگذارد اما فوری زناشویی را بدین ترتیب مورد نکوهش قرار میدهد؛ «زندگی زناشویی انباشته از خباثت و ناپاکیها است راهی است ملوث و آلوده به شهوات و تعلقات، کسی که از تعلقات زناشویی رسته است چون هوا آزاد است، چقدر دشوار است برای مردی که در خانه زندگی میکند دارای مقامی پاک و درخشنده شود»[۳].
روش کلیسا نیز در مقابل ازدواج به همین شکل است یعنی اگر چه آن را جایز میشمارند ولی به عنوان امری مکروه وناپسند. درست مانند نظر اسلام نسبت به طلاق که اگر چه در اسلام طلاق جایز است ولی به فرموده پیامبر بزرگ اسلام(ص): مبغوضترین کارها نزد من طلاق است. ساموئل کینگ جامعهشناس معروف در کتاب جامعهشناسی خود میگوید:
«پل پیشوای بزرگ مسیحیان، به هیچ روی نسبت به ازدواج خوشبین نبوده و تنها از این لحاظ با ازدواج موافقت میکرد که به قول خودش ازدواج بهتر از سوزانیدن است، این روحانی بزرگ که خود یکی از ارکان بزرگ کلیسا است هرگز زن نگرفت، روش مخالفت وی نسبت به ازدواج و روابط جنسی اثر عمیقی در رفتار و طرز فکر کلیسا در آینده نسبت به این مسائل بخشید و به مرور و زمان و با اشاعه ریاضت در میان مسیحیان، بیش از پیش تقویت گردید. به طوری که تجرد به منزله کار مطلوبی تلقی شد و ازدواج به منزله کار مکروهی نمایان گردید. رهبران فعلی جهان مسیحیت نیز سنت نادرست کشیشان گذشته را کار مطلوبی تلقی کرده و جداً از روش آنها پیروی میکنند چنانکه اخیراً [۴] کنگره بزرگی از رهبران کاتولیکها در واتیکان تشکیل گردید و در آن مسأله آزادی ازدواج و عواقب وخیم سختگیری بیمورد کلیسا راجع به مسأله ازدواج مورد مذاکره قرار گرفت. ولی متأسفانه بعد از مذاکرات مفصل تصویب کردند که مسأله ازدواج مثل سابق امری مکروه بوده و کلیسا نمیتواند در این مسأله گذشتی داشته باشد، بدیهی است این طرز تفکر نا درست کلیسا نسبت به ازدواج دانسته و ندانسته در اشاعه فحشاء و مفاسد ناشی از طغیان غریزه جنسی در دنیای مسیحیت چه اندازه مؤثر است. از این رو وعده زیادی از دانشمندان جامعهشناس مسیحی نیز از روش مخالفت کشیشان با ازدواج و عواقب وخیم و ناپسند ان برای دنیای مسیحیت، انتقاد کرده و اظهار نگرانی نمودهاند. از جمله (گورسل) در کتاب خود مسائل خانواده مینویسد هرگاه پل به جای آن که تا آخر عمر مجرد بماند زن خوبی میگرفت، رهبران جهان مسیحیت که بعد از وی آمدند بدون شبه روش ملایمتری نسبت به ازدواج نشان میدادند. اگر چه پروتستانها که تعلیمات انجیل را راهنمای زندگی خود قرار دادند تغییرات عمیقی در افکار مربوط به ازدواج پدید آوردند ولی با وجود این ارتباط جنسی را جز برای تولید مثل امری مکروه و جلوگیری از آن را یکی از اهداف اساسی خود قرار دادند»[۵]
باتوجه به همین طرز تفکر کلیسای کاتولیک است که وقتی مارتین لوتر در قرن شانزدهم میلادی نهضت پروتستانت را در مقابل کلیسای کاتولیک به راه میاندازد یکی از مسائل مورد درخواست وی آزادی ازدواج کشیشها بود زیرا تا آن زمان و حتی امروز بنابر مذهب کاتولیک کشیش مسیحی نباید ازدواج کند برای اینکه عمق رسوخ عقیده پلیدی ازدواج را در آن زمان بیان کنیم گفته یکی از مورخین غربی به نام رابرت روزول پالر در کتاب تاریخ جهان نو، را در اینجا میآوریم.
وی پس از بیان جریان پیدایش مذهب پروتستانت درمقابل کاتولیک در دین مسیحیت، شرح میدهد که ولتر خواهان آزادی و اجازه ازدواج کشیشان بوده سپس وی در مورد اصلاحات دینی در انگلیس مینویسد:
«زبان طبقه روحانی که تاکنون لاتین باقی مانده بود انگلیسی شد دیگر کسی به قدیسان اعتقاد نداشت طبقه کشیشان تأهل اختیار میکردند گو اینکه الیزابت ملکه انگلیس اعتراف میکرد هرگاه فکر ازدواج کردن اسقف اعظم به ذهنش خطور میکرد همین اندیشه کافی بود که او را منفعل کند»[۶].
حتی وقتی دو قرن از این ماجراها میگذرد و در قرن ۱۸ مونتسکیو متفکر بزرگ فرانسه کتاب روحالقوانین را مینویسد باز تجرد در فرهنگ مردم فرانسه امر مطلوبی است وی در کتاب خود مینویسد:
«خدا نکند که من در طی این نوشتجات بخواهم تجرد مذهبی و ترک دنیا را مذمت کنم، نه، منظور من مذمت رسم ترک دنیا که در صومعهها معمول است نمیباشد بلکه میخواهم تجردی را منع کنم که با وجود لذت بردن نامشروع حاضر به ازدواج مشروع نیست»[۷].
وی در جای دیگر کتاب ذکر میکند که در آن موقع در فرانسه سربازان را از ازدواج منع میکردند تا علائق زناشویی مانع از انجام حرفه سربازی آنها نشود و این کار را درست میشمارد.
میبینیم که عقیده جدایی، زهد و رهبانیت از تشکیل خانواده همچون جدایی دین از سیاست، عقیدهای ثابت و راسخ بوده است و علیرغم آن همه تأکید اسلام بر ازدواج چنین افکاری در میان پارهای از صوفیهای اسلام رواج مییابد و حتی بر زبان بزرگانی چون مولوی که از دست پروردگان اسلام است گاه سخنانی در مذمت روابط جنسی جاری میشود وی در موردی میگوید:
گر نه حفظ نسل بودی ای فتِیّ آدم از ننگش بکردی خود خصی
خصی در زبان عربی یعنی عقیم، میگوید ای جوانمرد اگر برای مصلحت حفظ نسل نبود جا داشت که انسان خود را از ننگ عمل جنسی عقیم سازد.
به هر حال اسلام در مورد اصل ازدواج نظری کاملاً معکوس دارد یعنی نه تنها ازدواج را مانع دینداری و تقوی نمیداند بلکه شرط دینداری وتقوی میداند. زهاد بزرگ اسلام همگی به تبعیت از پیامبر اسلام(ص) تشکیل خانواده میدادند. در زمان امام صادق(ع) مردی به نام سِکینِّ نخعی شروع به عبادت کرده و رابطه با زن و استعمال عطر و خوردن طعام نیکو را ترک کرده بود. وی در این مورد نامهای به امام صادق(ع) نوشت و از ایشان در مورد برنامه خود سؤال نمود. امام صادق(ع) در جوابش نوشت، اما در مورد زن، تو خودت میدانی که رسول خدا(ص) همسر داشت اما در مورد طعام رسول خدا(ص) هم گوشت میخورد هم عسل[۸]، رسول اکرم اسلام(ص) همواره مردم را به ازدواج تشویق نموده و میفرمود هر کس ازدواج کند نصف دین خود را حفظ کرده است[۹] همچنین ایشان ازدواج را سنت خود قرار داد و مردم را به پیروی از سنت خود فرا خواند[۱۰].
اسلام تجرد و تنهایی را نه تنها امر مطلوبی معرفی نکرد بلکه دو رکعت نماز شخص متأهل را برتر و بالاتر از هفتاد رکعت نماز شخص مجرد به حساب آورد[۱۱] و چنان که در گفتار قبلی بیان کردیم دوستی زنان را مایه برتری ایمان و محیط خانواده را محل ابتلاء و امتحان و رشد انسان معرفی کرد. صبر مرد و زن را بر بدخلقی یکدیگر مایه ثواب عظیم و خودسازی دانست و لذا خانواده در اسلام مرکزی برای خودسازی انسان است و اصولاً بسیاری از امتحانات و به تبع تکاملهای روحی فقط در میدانِ آزمایشی به عنون خانه امکانپذیر است، همچنین خانه نه مرکزی برای آلودگی روحی بلکه مایه اسایش و آرامش مرد و زن معرفی گردیده است قرآن کریم در این مورد میفرماید:
از نشانههای خداوند این است که برای شما از خود شما زوجهایی خلق کرد تا در کنار آنان آرامش بیابید و میان شما دوستی و رحمت قرارداد، به درستی که در این امر برای آنان که تفکر میکنند نشانههایی از حکمت و وجود خدا نهفته است[۱۲].
از آنجا که عنایت اسلام به تشکیل خانواده و محبوب بودن این امر نزد هر مسلمانی امری شناخته شده است، با وجود آیات و روایات فراوانی که به اشکال مختلف ازدواج را ستوده و آن را مایه سعادت دنیوی و اخروی افراد میداند ما سخن را در خصوص این موضوع کوتاه میکنیم و فقط به یک نتیجهگیری کوتاه بسنده میکنیم و آن اینکه بینش صحیح اسلام از ازدواج ناشی از بینش درست این مکتب و شناخت حقیقی او از انسان است. انسان همواره سطحینگر ونزدیک بین است و قوانین بشری براساس آنچه که وی در همان زمان درک کرده بنا شده است.
شاید اگر ما هم همزمان با ارسطو زندگی میکردیم و وضع رقتبار روحی و جسمی بردگان آن زمان را میدیدیم با خود میگفتیم آنان برای بردگی خلق شدهاند و یا زنان را با روحیات و طرز تفکر نازل آن عصر میدیدیم میگفتیم آنان لایق همین قوانین فعلی میباشند چنان که ارسطو میگفت: آنجا که خلقت از آفریدن یک مرد ناتوان میشود زنی میآفریند و معتقد بود زنان و بردگان از روی سرشت و طبیعت محکوم به اسارت هستند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند[۱۳].
و شاید اگر ما هم در قرون پیش و به دور از نور نبوت و دستورات دینی زندگی میکردیم با دیدن زنانی که تحت تأثیر محیط و آداب و رسوم و خرافات و بیش از همه تحت سیطره مردان به آن وضع خفتبار زندگی میکردند حکم میکردیم که زن روح خالد ندارد و همنشینی با او مانع رشد انسان است حق مالکیت وحتی تشخیص و انتخاب همسر خویش را ندارد.
اما اسلام نه از وضع ظاهر زن دیروز بلکه با اتصال به منبع وحی چنان چهرهای از زن معرفی نموده و حقوقی به او اختصاص داد و این نظریات چنان از زمان خود جلوترند که حتی امروز هم بسیاری از مردم به علت پایبندی نسبتهای غلط، تحمل درک و اجرای آن را ندارند و به سیره و سنت گذشتگان خود عمل میکنند نه اسلام و پیامبر(ص).
در اینجا بد نیست به مسأله مهم رضایت زن در امر ازدواج نگاهی بیندازیم تا با یکی از حقوق بسیار مهمی که اسلام به زنان اعطا نموده بیشتر آشنا شویم و به این منظور همچون گذشته با نگاهی به تاریخ وانواع مختلف ازدواج ونقش زن و رضایت وی در این مسأله، یک بار دیگر کرامت زن از دید خالق جهان و دین اسلام، روشنتر خواهد شد.
در طول تاریخ عقد ازدواج انواع بسیار متفاوتی داشته بعضی از محققین بنابر معیارهایی که در تقسیمبندی داشتهاند تا ۱۴ نوع و بعضی تا ۸ و بعضی تا ۲۷ نوع ازدواج را معرفی کردهاند. پارهای از انواع ازواجها آنچنان با مقام انسانی زن منافات دارد که ما از ذکر آنها خودداری میکنیم.
در گذشته ازدواجها یا داخلی بوده یا خارجی، در ازدواج داخلی معتقدند باید ازدواج بین اقوام نزدیک باشد و در ازدواج خارجی بر عکس، معتقدند نباید با زنان خانواده و قوم و قبیله خود ازدواج نمود و باید زن و شوهر از دو ریشه جداگانه باشند . منتها این عقیده شدت و ضعف داشته بعضی از اقوام به عدم ازدواج با محارم تادرجه ششم قناعت کرده اند و بعضی مطلقاً ازدواج با زنان قوم خود را صحیح نمیدانند. ازدواج خارجی بر سه قسم است:
۱٫در مقابل پول یا هدیهای که داماد میداده از فامیل زن خواستگاری زن را به شکل عادی میکرده است.
- باز به شکل عادی از فامیل زن خواستگاری میکردند منتها فامیل زن به طور ظاهری مخالفت میکردند و داماد و دوستانش علیرغم تظاهر خانواده زن، عروس را میدزدیدند، تا چندی قبل در قسمتهایی از ایران هنوز این رسم برقرار بوده.
- در این نوع با اسیر کردن و ربودن پنهانی زن به شکل حقیقی و بدون اطلاع خانواده او، زن را مالک میشدند، در بومیان استرالیا و تاسمانی تا چندی قبل طرز زناشویی این بوده که مرد در اطراف قبیله کمین میکرد همین که زنی را تنها و دور از کسانش میدید به او حمله کرده با چماق ضربت سختی به او زده او را بیهوش میکرد و سپس گیسوانش را گرفته کشانکشان نزدیک قبیله خود میآورده بعد یکی دو ساعت او را رها میکرد تا به حال خود باز آید پس از بهبودی به او تکلیف میکرده که دنبال او به خانهاش بیاید و زن او باشد. بعد از ربودن زن ،مردان دو قبیله با هم کنار میآمدند بدین ترتیب که روز معینی بزرگان دو طایفه جمع میشدند و جوانان قبیله عروس با تیر وکمان به داماد تیراندازی میکردند داماد سپر به سر میکشید، آنان مخصوصاً رعایت میکردند تیر به داماد اصابت نکند. پس از چند دقیقه جنگ تمام و صلح برقرار میشد در این موقع داماد از کسان عروس میهمانی میکرد.
در ازدواج داخلی، بعضی اقوام وحشی و یا ملل متمدن معتقدند برعکس نوع اول باید ازدواج بین اقوام نزدیک باشد، در ایران و مصر قدیم این نظریه برای پاکی و اصالت خون بوده، به همین جهت سعی میکردند تا آنجا که ممکن است با زنی که نزدیکتر است ازدواج کنند لذا ازدواج با محارم در ایران و مصر جایز بوده است، اغلب ملکههای مصر افتخار میکردند که خواهر و در عین حال همسر پادشاهند[۱۴] البته برخی از محققین ازدواج با محارم را در ایران رد میکنند[۱۵]
نوع دیگر ازدواج، ازدواج ابتیاعی یا خریدنی بوده است که مردان زنان را میخریدند که این ازدواج از شایعترین ازدواجها در تمام دنیا بوده است و هم اکنون نیز وجود دارد. در قبائل آفریقایی که زن را میخرند زن باید تا حدی که میتواند کار کند، در پولیننری موقع شوهر کردن دختر، پدر یا برادرش به داماد میگویند این ملک توست و تو ارباب و مالک او هستی اگر از او ناراضی شدی میتوانی او را به فروشی، بکشی و حتی بخوری، در مواردی که پدر در معامله، خود را مغبون فرض کند تا مدت معینی میتواند دختر را پس گرفته و به دیگری گرانتر بفروشد.
ازدواج دیگر ازدواج میراثی است، در عربستان جاهلیت، وارث متوفی لباس خود را روی زن او میافکند و زن را به ارث میبرد. وارث همهگونه اختیاری نسبت به زن داشت اگر مادر خودش نبود میتوانست او را بدون مهر ، عیال خود قرار دهد و میتوانست او را به دیگری شوهر داده از مهریهاش استفاده کند همچنین ممکن بود او را از شوهر کردن منع کند، بدین ترتیب شخص حتی میتوانست با زن پدر خود ازدواج کند و او را به ارث میبرد، اسلام این سنت باطل را لغو کرد و قرآن کریم در این مورد میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهًا»[۱۶].
یعنی ای مؤمنان حلال نیست بر شما که زنان را به ارث ببرید در حالی که آنها از این عمل ناخشنودند.
در شأن نزول این آیه تفسیر معروف مجمعالبیان از امام باقر(ع) روایت نموده است اگر مردی از دنیا میرفت، پسر او ، زن پدر خود را (در صورتی که مادرش نبود) به ارث میبرد و جامهای بر سر او میانداخت و اگر میخواست او را به عقد خویش در میآورد و مهریه او را میگرفت سپس با نازل شدن این آیه این عمل نهی گردید[۱۷]
نوع دیگر ازدواج، ازدواج اجباری بود در اقوام مختلف ساکن اروپا در زمان ملوکالطوایفی، دختران و زنان باید از پدر و ارباب و پادشاه برای ازدواج اجازه میگرفتند اغلب اتفاق میافتاد ارباب، ازدواج با مردی را که دختر و خانواده دختر در نظر داشتند قبول نمیکرد و زن را مجبور میکردند به مرد مخصوصی که او انتخاب نموده شوهر کند.
نوع دیگر ازدواج آزمایشی است، این ازدواج عجیب، نمونه شاخصش تا چندی پیش در سیلان (جنوب هندوستان) دیده میشد. مردم این سامان به عنوان آزمایش، زن میگرفتند و چنانچه پس از ۱۵ روز، زن مورد پسند مرد بود ازدواج تثبیت و گر نه باطل میشد. در اینجا زن مثل کالایی است که فروشنده تا مدتی بعد آن را پس میگیرد. هر چند شیوع تمدن و رشد آن چنین طرز زناشویی را تا حدی منسوخ کرده و اجازه چنین اهانتی را به زن نمیدهد ولی متأسفانه در نقاط بسیاری از دنیا آزادی بیقید و شرط زن و مرد موجب رواج این معاشرتهای آزمایشی بین دختران و پسران است و پسران به بهانه این که برای ازدواج لازم است از خصوصیات زوجه خود آگاه شوند مدتی با آنها معاشرت و از آنان استمتاع نموده پس از ارضاء شهوات نفسانی خود از ازدواج امتناع میکنند.
اخیراً در کشورهای غربی برخی از محققین آنها از این گونه ازدواج طرفداری میکنند ولی ناگفته پیدا است که این گونه ازدواج چه ضررها به دنبال دارد اولاً فرزندانی که در این فاصله به وجود میآیند از نعمت داشتن یک کانون گرم خانوادگی محرومند، در ثانی بیش از هر کس مردان هوسران به بهانه آزمایش با حیثیت خانوادهها بازی نموده و به بهانههای واهی از ازدواج خودداری میکنند به علاوه با وجود چنین روشی کمتر مردی حاضر است از تنوعطلبی دست برداشته با زن واحدی زندگی کند.
[۱]. نظام حقوق زن در اسلام – استاد مطهری – ص ۱۵۰ – انتشارات صدرا – چاپ پانزدهم – سال ۷۰٫
[۲]. نظام حقوق زن در اسلام – استاد مطهری – ص ۱۵۱ – همان چاپ.
[۳]. جاهلیت واسلام – علامه نوری – ص ۱۴۲ – چاپ چهارم سال ۱۳۵۴ از انتشارات مجمع مطالعات و تحقیقات اسلامی.
[۴] – باید توجه داشت نوشته های این منبع مربوط به سالهای دور و قید اخیرا نیز ناظر به همان زمان است
[۵]. حقوق خانواده در اسلام – حسین حقانی – ص ۴۱ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم.
[۶]. تاریخ جهان نو – رابرت روز ول پالمر – ج ۳ – چاپ سوم سال ۵۷ ص ۱۰۵٫
[۷]. روحالقوانین – مونتسکیو – ص ۶۵۶ چاپ هشتم ترجمه علی اکبر مهتدی سال ۶۲ – انتشارات امیرکبیر.
[۸]. وسائل الشیعه جلد ۱۴ باب ۱ از ابواب مقدمات و الآداب حدیث ۸٫
[۹]. همان کتاب، همان باب حدیث ۱٫
[۱۰]. همان کتاب، همان باب حدیث ۶٫
[۱۱] . وسائل الشیعه، کتاب النکاح، جلد ۱۴، باب ۲ از ابواب مقدمات النکاح، حدیث ۱٫
[۱۲]. قرآن کریم، سوره روم آیه ۲۱٫
[۱۳]. مقدمه صفحه ۳۹ حقوق زن در اسلام و جهان – علامه نوری – چاپ سوم – انتشارات فراهانی.
[۱۴]. حقوق زن در اسلام و اروپا – حسن صدر – چاپ پنجم انتشارات جاویدان ص ۱۱۴ تا ۱۴۶٫ انواع ازدواجها از کتاب های «حقوق زن در اسلام و اروپا» و «اسلام و جاهلیت» از علامه نوری آورده شده است.
[۱۵]. حقوق و مقام زن از آغاز تا اسلام در ایران – غلامرضا انصافپور ص ۱۹۵ – چاپ میهن سال ۴۸ بهمن ماه.
[۱۶]. قرآن کریم سوره النساء آیه ۱۹٫
[۱۷]. نمونه بینات فی شأن نزول آیات – دکتر محمدباقر محقق چاپ اول انتشارات اسلامی ص ۱۸۶٫





