مسئولیت اخلاقی والدین و فرزندان با تاکید بر قرآن و روایات

دکتر سیدعلی حسینی زاده

و محمد مهدی شمسی

چکیده

انسان اشرف مخلوقات و خلیفه خدا، بر روی زمین است. هدف از خلقت انسان طی مسیر هدایت و رسیدن به قرب الهی است که طی این طریق با شناخت مسئولیت‌ها، هموارتر می‌شود. مسئولیتی که به عنوان امانت به انسان سپرده شده است. تکلیف و مسئولیت انسان از جهت دامنه در مقابل خود، والدین، فرزندان، خدا و… بوده و این مسئولیت از جهت نوع آن اعم از اجتماعی، حقوقی و اخلاقی می‌باشد.در این تحقیق به بررسی این سوال پرداخته شده است که مسئولیت اخلاقی متقابل والدین و فرزندان در قرآن و روایات چیست؟ نتایج حاصل از تحقیق گویای این است که مسئولیت اخلاقی فرزندان نسبت به والدین را می‌توان در حوزه ۱- توسعه در امر معاش والدین، از طریق رزق و روزی و مسکن ۲- پاس‌داشت حرمت و احترام آنها، از قبیل احسان، اطاعت، تشکر، حفظ حریم خصوصی آنها  و  ۳- چگونگی برخورد و رفتار با والدین به ویژه در دوران پیری نام برد.

همچنین مسئولیت اخلاقی والدین در مقابل فرزندان را نیز می تواند در سه حوزه بیان کرد ۱- تربیت به خصوص تربیت اخلاقی و مباحثی از اصول و روشها ۲-  آموزش به ویژه آموزش‌هایی را در مورد خواندن و نوشتن، مسائل دینی و اعتقادی و صفات و رفتارهای اخلاقی ۳-  توسعه در معاش فرزندان که شامل مباحثی از رزق و روزی، مسکن، تامین امنیت وآرامش بوده که هر کدام از این مسئولیت‌های متقابل  مستندات روایی و قرآنی را در پی دارند.

واژه‌های کلیدی : مسئولیت، اخلاقی، والدین، فرزندان، قرآن و روایات

طرح مسئله

انسان در میان مخلوقات الهی مسئول و مکلّف آفریده شده و این مسئولیت، در تمام ارکان زندگی فردی و اجتماعیاو وجود دارد.تکلیف و مسئولیت، انسان را امانت دار بزرگ الهی کرده اما این مسئولیت پذیری زمانی تحقق می‌پذیرد که رسالت و تکلیفی در کار باشد؛ یعنی انسان، قبلاً کارهایی را با اراده و اختیار خویش پذیرفته باشد و سپس مسئولیت انجام آن را به عهده گیرد و همینطور فرد، دارای قدرت تمییز و ادراک باشد. انسان مسئولیت های زیادی در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، حقوقی، خانوادگی و اخلاقی دارد و تکامل انسان با پذیرش و انجام درست این مسئولیت ها ممکن می شود و اسلام نیز رشد انسان را در مسیر خانواده و جامعه دانسته است. یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های انسان در بعد اخلاقی، مسئولیت در برابر خانواده و روابط متقابل بین پدر و مادر و فرزندان می‌باشد. مسئولیت اخلاقی انسان در حوزه فرزندان را می‌توان در ابعاد مختلف تربیتی، آموزشی و معاش آنان مطرح کرد. در برابر مسئولیت اخلاقی والدین، مسئولیت فرزندان است که در رابطه با والدین خویش داشته و مواردی از قبیل پاس‌داشت حرمت و احترام، چگونگی رفتار با آنان و توجه به توسعه در امر معاش والدین می‌باشد.

مفهوم شناسی واژه ها:

در هر بحثی برای روشن شدن موضوع بحث باید به تبین مفاهیم اصلی آن پرداخت تا مغالطه‌ای در بحث به وجود نیاید و موضوع منقح گردد. و ما در ذیل به تبین کلمه اخلاق و مسئولیت اخلاقی می پردازیم.

مسئولیت:

اصل این کلمه در لغت عرب مصدر صناعی است، یعنی، اسم مفعولی است که معنای مصدر می دهد؛ مانند میسور، مقسور، مفتون،معسور و امثال آن که یاء نسبت و تاء تانیث برآن اضافه شده است تا کلمه جدیدی از آن ساخته شود که امروزه مصدر صناعی نامیده می شود. مسئولیت مصدر صناعی از واژه مسئول بوده و به معنای طلب شده است، بنابر این مصدر صناعی آن به معنای طلب شده‌‌گی خواهد بود.( مقرى فیومى،بی تا، ذیل سول)دهخدا مسئولیت را ‌به ‌معنای ‌ضمانت، ضمان، ‌تعهد و مؤاخذه ‌می‌داند.(دهخدا،۱۳۷۷: ذیل مسئولیت)

در اصطلاح می توان گفت:مسئول کسی است که تعهدی در قبال دیگری به عهده دارد که اگر از ادای آن سرباز زند از او باز خواست می شود. وقتی گفته می­شود: «الف، مسئول فلان کار است» منظور آن است که می­توان او را در مورد آن کار و پیامدهای حاصل از آن، مورد باز خواست و سئوال و پرسش قرار داد. روشن است که «بازخواست» در جایی معقول است که «مسئول» نسبت به امر مورد سئوال، وظیفه و تکلیفی داشته باشد. لذا مفهوم مسئولیت، رابطه تنگاتنگی با تکلیف و وظیفه دارد. به همین جهت است که گفته می شود ، مفهوم مسئولیت در قبال انجام یا ترک وظیفه مطرح می گردد.( مصباح یزدی، ۱۳۸۸: ۱۲۱)

مسئولیت انواع مختلفی دارد و یک نوع آن مسئولیت اخلاقی است که در مورد آن تعاریف مختلفی ارائه شده است. برخی مسئولیت اخلاقی را به معنای قابلیت مدح و ذم اجتماعی دانسته اند( خواص،۱۳۸۵:۱۱۴) و برخی دیگر آن را به معنای توانایی و قابلیت توضیح و تفسیر یک رفتار یا یک صفت آورده اند( Martin،۱۹۹۲: ۱/ ۳۹)در مواردی نیز مسئولیت را به معنای «در معرض مجازات بودن» یا «مسئولیت در برابر خداوند که نتیجه آن مجازات و کیفر اخروی است» آورده­اند. برخی نیز آن را به معنای اقرار شخص به افعال صادره از خویش و آمادگی برای تحمل نتایج آن تعریف کرده­اند.(مصباح یزدی، ۱۳۷۷: ۱۲۱)تعاریف فوق غالباً به لوازم و پیامد‌های مسئولیت اخلاقی نظر داشته­اند تا به حقیقت مسئولیت اخلاقی. برای تعریف مسئولیت اخلاقی باید به وظیفه اخلاقی توجه کرد. چنان که مسئولیت در هر حوزه­ای مبتنی بر وظایف است و این وظیفه است که مسئولیت را با خود می­آورد. در اخلاق نیز مسئولیت با وظایف اخلاقی مرتبط است. یعنی مسئولیت اخلاقی به معنای مورد بازخواست قرار دادن شخص در موارد وظایف اخلاقی.

منشا وظایف یا الزام های اخلاقی از رابطه فعل انسان و هدف آن فعل حاصل می شود. مبتنی بودن مسئولیت بر وظیفه، به این معنا نیست که رفتارهای اخلاقی همیشه با نوعی الزام همراهند. زیرا وظایف را می توان به الزامی و غیر الزامی تقسیم کرد. انسان برای رسیدن به غایت مطلوب خویش، به انجام اموری مکلف است. اگر تحقق هدف مطلوب انسان منحصر به انجام رفتار اخلاقی خاصی باشد، انجام آن رفتار اخلاقی خاص، جزء وظایف الزامی انسان خواهد بود و انسان در برابر ترک آن مسئول خواهد بود. اما اگر تحقق هدف مطلوب منحصر به انجام رفتار اخلاقیِ خاصی نباشد و فعل جایگزینی بتواند آن غایت مطلوب را تحقق ببخشد، شدّت الزام برای آن رفتار اخلاقی خاص به همان نسبت کاهش می یابد؛ یعنی هر چه تعداد فعل های جایگزین برای تحقق غایت مطلوب بیشتر باشد، شدّت الزام آن رفتار خاص کمتر خواهد بود. ( خواص،۱۳۸۵: ۱۱۵)

تفکیک کامل مصادیق وظایف الزامی از وظایف غیرالزامی شاید به راحتی ممکن نباشد، اما تفاوت های آشکاری که بین انواع وظایف مشاهده می شود، درستی چنین تفکیکی را اثبات می کند. آیا وظایف والدین در تامین خوراک و پوشاک فرزند با وظایف آنان در تامین امکانات تفریح فرزند یکسان است؟؟( خواص،۱۳۸۵: ۱۱۵) یعنی آیا والدین علاوه بر وظایفی که در برابر فرزندان به عهده دارند،باید به طور مثال هفته ای یک بار فرزندان را به تفریح گاه یا سینما ببرند؟ اگر والدینی زمینه تفریح فرزندان را به صورت کامل فراهم نکنند،سزاوار مواخذه خواهند بود؟ اگر خوراک و پوشاک آنان را فراهم نکنند ، چطور؟ این سوال در مورد تربیت فرزند نیز مطرح می شود که آیا تربیت فرزندان در اسلام جزء وظایف الزام آور والدین به حساب می آید یا نه.

اخلاق:

«اخلاق» واژه‌ای عربی است که مفرد آن «خُلق» و «خُلُق» است و در لغت به معنای «سجیّه و طبع» (سرشت) به کار رفته است ؛ اعم از سرشت پسندیده یا ناپسند. ( ابن منظور، ۱۴۱۴: ذیل«خلق»)

رایج‌ترین و سابقه‌دارترین معنای اصطلاحی اخلاق در میان عالمان و فیلسوفان اسلامی و دینی و بلکه غیردینی عبارت است از ملکات و صفات پایدار در نفس که باعث صدور افعالی متناسب با آنها، به راحتی و بدون نیاز به تفکر و تأمل می‌گردند. ( ابن مسکویه رازی، ۱۳۸۱: ۸۴  و مجلسی، بی تا: ۶۷/ ۳۷۲)

۱-مسئولیت اخلاقی والدین در قبال فرزندان

فرزندان ودیعههاى الهى و از بزرگترین نعمتهاى پروردگارند. آنان صفا بخش لحظههاى زندگى و مایه طراوت، شادابى و آرامش کانون خانواده هستند. والدین در برابر این ودیعهها و نعمت‌هاى الهى باید هم سپاسگزار باشند و هم احساس مسؤولیت کنند. شکر نعمت فرزند، درست انجام دادن وظیفه بزرگ و سنگین مسئولیت در مقابل آنها است. آنها خواسته یا ناخواسته این مسئولیت بزرگ را بر دوش دارند و ضرورى است که، ضمن باور کردن این مسئولیت و اهمیت والایش، جهت انجام دادن درست آن، خود را به ابزارهای لازم مجهز کنند و با استعانت از خداى منان و عزمى راسخ آن را به انجام رسانند.  چه زیبا امام زین العابدین  فرموده‌اند که : وَأَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّاوُلِّیتَه(صدوق،۱۴۱۳:۲/ ۶۲۳) وتودربرابرسرپرستىاو مسئول هستی.مسئولیت والدین در قبال فرزندان موارد و مصادیق زیادی دارد؛ اما به جهت اختصار در سه حوزه تربیت، آموزش و توسعه در امر معاش و زندگی می پردازیم.

۱-۱مسئولیت در زمینه تربیت

تربیت از حیاتی ترین ابعاد زندگی انسان است و در پرتو آن، انسان به سعادت مطلوب نائل میآید. قرآن و بزرگ مربیان اسلام؛ معصومان ؛ در سخنان خود بارها از این امر مهمّ پرده برداشته و آثار و نتایج مثبت تربیت فرزند و پیامدهای منفی بیتوجهی به آن را بیان داشتهاند. قرآن فرزند را هدیه الهی (شوری، ۴۹)،نور چشم(فرقان، ۷۴)، زینتبخش زندگی( کهف، ۴۶)و وسیله آزمایش بشر( انفال، ۲۸)یاد کرده است.پیامبر اکرمو ائمّه معصوماننیز تعابیری مانند فرزند گلی از گلهای بهشت (صدوق،۱۴۱۳: ۳/۴۸۱ )جکر گوشه مومن و موجب شفاعت و آمرزش والدین(نوری۱۴۰۸: ۱۵/۱۱۲) را بیان فرموده اند که هر کدام گویای جایگاه والای فرزندان و تربیت آنها را دارد. امیر مومنان علی  در مورد وظیفه سنگین مسئولیت اخلاقی والدین در زمینه تربیت از پیامبر  نقل می کنند که: قدر و  منزلت انسان مومن در پیشگاه پروردگارش در گرو تربیت فرزندی است که پیش از مرگ او را بی نیاز گرداند.(انصاری شیرازی و دیگران، ۱۴۲۹: ‌۳/ ۳۲۸)  یا امام زین العابدین  در بیان مسئولیت والدین در مقابل فرزندان،  به تربیت آنها اشاره داشته و فرموده اند: تو در برابر سرپرست و مسئولى که او را نیکو ادب نمایى،به سوى خداى عزّوجلّ راهنمایى کنى.(صدوق،۱۴۱۳: ۶۲۲)شکوفایی استعدادها و ارزش‌های والای انسانی بر تعلیم و تربیت استوار است و انسان‌شدن انسان و رسیدنش به کمال نهایی، همه مرهون تعلیم و تربیت درست است.در زمینه مباحث تربیتی ساحت‌ های مختلفی از قبیل تربیت عبادی و معنوی، تربیت اعتقادی، تربیت اخلاقی، تربیت عقلانی، تربیت عاطفی، تربیت خانوادگی، تربیت زیست محیطی  وتربیت جسمانیوجود دارد که در این میان یکی از مهم‌ترین بخش‌های متنوع تربیت، تربیت اخلاقی است که حاصل آن تعالی اخلاقی، سهمی بزرگ در سلامت روحی روانی انسان‌ها در عرصه‌های فردی و اجتماعی دارد .

تربیت در لغت از ریشه «ربو» و یا «ربب» اشتقاق یافته است؛ از ریشه «ربو» بیشتر ناظر به پرورش جسمی و به معنای «افزودن» و «پروراندن»و از ریشه «ربّ» بیشتر ناظر به پرورش روحی و معنوی و به معنای «سرپرستی کردن»، «رهبری کردن» و «به اعتدال رساندن» است.( ابن منظور،۱۴۱۴: ذیل«ربب»)و در اصطلاح تربیت مجموعه ای از اعمال عمدی و هدفدار است که بر اساس برنامه ای سنجیده، انجام می شود تا شناخت ها، باورها، نگرش ها و رفتارهای مطلوب را در متربیان پرورش دهد.(داودی،۱۳۸۹: ۱۲)بنابراین، «تربیت اخلاقی» به معنای چگونگی به کارگیری و پرورش استعدادهای درونی انسان جهت رشد و تثبیت صفات پسندیده اخلاقی (شکوفا کردن ظرفیت‌های اخلاقی) به منظور انجام رفتارهای پسندیده اخلاقی و دوری از رذایل اخلاقی است؛ به طوری که این ویژگی‌ها برای انسان به صورت ملکه درآید.( دیلمی و آذربایجانی،۱۳۸۲: ۱۹)

به نظر می‌رسد هدف تربیت اخلاقی در قرآن  و روایات معصومین  نه امری بسیط، که مرکب است و از اجزا و عناصری تشکیل شده است. این اجزا و عناصر را می توان در پرورش فضائل و از میان بردن رذائل ؛چنان چه پیامبر  یکی از اهداف بعثت خود را به کمال رساندن مکارم و بزرگواری‌های اخلاقی (نوری۱۴۰۸: ۱۱/ ۱۸۷)دانسته و همینطورپرورش فهم و تعقل اخلاقی دانست؛ چرا که در سیره معصومان فضائل و عادت‌های پسندیده اخلاقی، بدون فهم و شناخت و آگاهی ارزشی ندارد.در روایتی امام صادق  به مفضّل می‌فرماید: ای مفضل، کسی که تعقل نمی کند رستگار نمی شود و کسی که علم ندارد تعقل نمی کند و زود است کسی که اهل فهم است بزرگوار شود.(کلینی،۱۴۰۷: ۱/ ۲۶).با توجه به این که در روایت امام  می فرماید کسی که اهل فهم و تعقل نباشد، رستگار نمی شود و با توجه به اینکه یکی از شرط های رستگاری پایبندی به ارزش های اخلاقی است، می توان گفت که از نطر امام صادق  کسی که اهل تعقل و فهم نباشد، رفتارهای اخلاقی او نیز ارزشی ندارد. بنابر این، از این روایت استفاده می شود که اقدام به رفتارهای نیکوی اخلاقی در صورتی ارزش و خداوند به انجام دهنده آن پاداش می دهد که همراه با فهم و درک و شناخت و تعقل باشد. بعد از مشخص شدن اهداف تربیت اخلاقی توجه به نکته‌ای لازم است. پرورش تشخیص وظیفه اخلاقی بدین معنی است که متربی از چنان آگاهی و توانایی عقلانی برخوردار شود که بتواند بدون تقلید از دیگران، خوب را از بد و زشت را از زیبا تشخیص دهد. توانایی تشخیص وظیفه اخلاقی بدین معنا نیست که فرد بتواند تنها با اتکا به عقل خود و بدون کمک گرفتن از وحی الهی، رفتارهای خوب و بد و خیر و شر را تمییز دهد؛ بلکه بدین معنا است که خود متربی بتواند با اتکا به عقل و وحی الهی خیر را از شر و خوب را از بد تمییز دهد؛ زیرا از نظر معصومان  عقل انسان در بسیاری از موارد نمی تواند خیر را از شر و خوب را از بد تشخیص دهد و به همین دلیل باید برای پیدا کردن راه صحیح زندگی نیازمند  وحی و راهنمایی های الهی می باشد. برای تربیت اخلاقی اصولی بیان شده که ما به اختصار به برخی اشاره می کنیم.

اول: اصل تناسب تکلیف با قدرت

خداوند در نهاد انسان زمینه های فلاح و رستگاری را به عنوان توانایی‌های فرد فراهم کرده است که از برنامه تربیتی صحیح انتظار می رود که آن قوای نهفته را به صورت شایسته بارور سازد اما توانایی‌های نهادینه شده در وجود انسان و خواست‌ها و تمایلات افراد، متفاوت است.آدمیان از جهت استعداد، آمادگی ذهنی و توانایی‌ها و نیز علایق شخصی در زمینه یادگیری دانش‌ها، مهارت‌ها و حرفه‌ها متفاوتند.( طوسی،۱۳۶۹: ۲۸۱-۲۸۱٫)اگر تربیت، به تناسب استعداد و سطح کشش فرد انجام شود، بی گمان موفقیت‌های چشم‌گیری به دنبال خواهد داشت، پس رعایت تفاوت‌های فردی برای والدین و مربیان تربیتی امری ضروری است. ابن مسکویه می گوید: در اخلاق کودکان و توانایی‌های آن‌ها برای پذیرش تادیب یا گریزان بودن از آن تامل کن… و از حالات متفاوت در آن‌هاست که به تفاوت مراتب افراد در پذیرش خوبی‌ها و یکسان نبودن آن پی می‌بری.(ابن مسکویهرازی،۱۳۸۱: ۱۵۴)آیات و روایات متعددی بر این اصل مهم تربیت دلالت دارند.(بقره،۱۸۸و نساء،۳۲ و انعام،۱۶۵ و  نحل،۷۱ و  نوح،۱۴ و  حج،۷۸)

دوم: اصل تناسب برنامه تربیتی با سطح رشد(تدریج)

همچنان که تناسب تکلیف با قدرت در تربیت، یک اصل ضروری است،تناسب برنامه‌های تربیت با سطح رشد نیز اصل دیگری در امر تربیت به شمار می رود. در اصل گذشته، بر تناسب تکلیف با قدرت از منظر تفاوت‌های شخصی افراد با یکدیگر تاکید می شد اما در این جا فقط تناسب مطالب تربیتی با سطح رشد متربی یعنی فرزندان مورد تاکید است. اصل تدریج مبتنی بر تدریجی بودن سطح رشد انسان و تفاوت‌ نوع نیاز‌ها و رشد شناختی افراد از یک سو و تدریجی بودن ارتقا توان ذهنی و شکوفایی نیازهای سطح بالا در سلسله مراتب رشد انگیزشی افراد است. در روایات نیز با توجه به تدریجی بودن رشد انسان مراحل مختلفی برای آن ذکر شده است. مشهورترین آن‌ها تاکید بر سه مرحله‌ای بودن رشد است؛ مرحله کودکی(سیادت)، مرحله نوجوانی(اطاعت)، و مرحله جوانی(وزارت). پیامبر بر ای هر مرحله برنامه و محتوای تربیتی خاص در نظر گرفته است و وظایف والدین را نیز مشخص فرموده است.(طبرسی،۱۳۷۰: ۲۲۲٫)

سوم: اصل اعتدال

چند بعدی بودن انسان مستلزم تعدد نیازها و تنوع خواست‌های وی به تعداد ابعاد وجودی وی است. به این ترتیب هر بعد از ایمان وجودی، خواهان ارضای نیازهای خاص و تناسب ویژه خود است. تقسیم بندی نیازها از جمله، به نیازهای جسمی و روحی نیز در حقیقت ناظر به همین واقعیت است. نکته اساسی و یکی از اصول بنیادین، لزوم توجه به همه نیازها و تلاش در جهت ارضای هر یک از نیازها در حد مقدور است.(ابراهیمی، ۱۳۸۵: شماره اول)بنابر این بی‌توجهی به برخی از نیازها و افراط در توجه به یکی از ابعاد وجودی انسان در نهایت منجر به ناهنجاری‌ها و مشکلات عدیده روحی و جسمی و احیاناً اختلال زندگی خواهد شد. قرآن کریم ویژگی بارز امت اسلامی را اعتدال و میانه روی بیان کرده است.(بقره، ۱۴۳)امیر مومنان علی  لزوم میانه روی را در امور زندگی و حتی در عبادت به فرزندش امام حسن مجتبی  متذکر می شوند.(مفید، امالی،۱۴۱۳: ۲۲۲)سلامت فرزندان در گرو تربیتی متعادل است، زیرا هر گونه انحراف از اعتدال و افراط و تفریط در صفات و اعمال و رفتار، انحراف از حق است.

چهارم : اصل سهل‌گیری

یکی از مبانی انسان شناختی مکتب تربیتی اسلام، تاکید بر ضعف و ناتوانی انسان و کم تحمل بودن وی در مواجهه با مشکلات است. به بیان قرآن انسان ضعیف آفریده شده است.ا(نساء،۲۸)با توجه به این واقعیت، یکی از مهم ترین توصیه های دینی، ضرورت سهل گیری و پرهیز از سخت گیری در مقام تربیت و عدم تحمیل تکالیف مشقت بار است. قرآن کریم نیز، این اصل را مبنای تشریع احکام خویش قرار داده است، و آسانی را ویژگی ممتاز شریعت اسلامی معرّفی  فرموده است.(بقره، ۱۸۵) آسان‌گیری در دوران کودکی با پذیرفتن آنچه که در توان او بوده و نخواستن آنچهکه برایش طاقت فرسا است، می باشد.(کلینی، ۱۴۰۷:۶/ ۵۰)

پنجم: اصل استمرار

پایداری و مداومت بر رفتارها با همه موانع و مشکلاتِ پیش روی انسان، یکی از اصول مهم تربیت اخلاقی است. کسی که به دنبال تربیت فرزندان است از هیچ مانعی و رنجی نمی هراسد و با تحمل مشکلات و مقاومت در برابر موانع و مصائب، سیر معنوی را تداوم می بخشد.محبوب‌ترین اعمال در پیشگاه خداوند متعال را عمل بنده ای است که نسبت به آن التزام  و مداومت داشته باشد، اگر چه این عمل کم بوده باشد.(کلینی، ۱۴۰۷:۳/ ۲۱۲)

روش های تربیت اخلاقی

روش های تربیت اخلاقی فرزندان  را می توان در چهار دسته مطرح نمود.

۱-روشهای زمینه ساز

موفقیت در امر تربیت اخلاقی فرزندان  بیش از هر چیزی، مرهون زمینه مناسب است. از این رو در روایات معصومین  به فراهم آوردن زمینه مناسب بسیار توجه شده و با استفاده از روش‌هایی سعی کرده اند زمینه را برای تحقق اهداف تربیت اخلاقی مساعد سازند. پرهیز دادن فرزندان از محیط‌های ناسالم(سید رضی، ۱۴۱۴، ۴۶۰)، پرهیز از معاشرت با دوستان ناصالح(سید رضی، ۱۴۱۴: ۴۷۵ و صدوق،۱۳۶۳:۱/ ۱۶۹و حرانی، ۱۴۰۴: ۲۳۳)، ایجاد فضای اخلاقی در جامعه( داودی، ۱۳۸۹: ۱۱۶) را می توان از روش های زمینه ساز نام برد.

۲-روشهای پرورش آگاهی و بصیرت اخلاقی

انسان موجودی متفکر و آگاه است و به همین سبب، آگاهی و شناخت نقش مهمی در شکل دادن به گرایش ها و رفتارهای وی دارد. این قاعده در مورد گرایش ها و رفتارهای اخلاقی انسان نیز صادق است. این روش ها به دو دسته تقسیم می شوند.

الف ) روش های آشنا کردن فرزندان با آموزه های اخلاقی

آشنا کردن فرزندان با آموزه های اخلاقی در رشد و تقویت بصیرت اخلاقی نقش اساسی دارد و به همین سبب، پیامبر و اهل بیت به آموزش معارف اخلاقی اهتمام ویژه ای داشتند. حاصل این آموزش ها در مجموعه های گوناگونی از جمله فرمایشات حضرت علی به امام مجتبی(حرانی، ۱۴۰۴:۷۴) و وصیت های پیامبر گرامی اسلام به حضرت امیر(علیه السلام) جستجو کرد.(صدوق، ۱۳۹۸: ۳۷۶)

ب) روش های پرورش تفکر اخلاقی

پرورش توانایی تفکر اخلاقی نقشی اساسی در رشد و تقویت بصیرت و آگاهی اخلاقی دارد. کسی که از این توانایی برخوردار باشد، به آسانی می تواند در موقعیت های گوناگون وظیفه ی اخلاقی خود را تشخیص بدهد؛ تصمیم صحیح اتخاذ کند و از افتادن در ورطه ی انحراف های اخلاقی در امان ماند. تفکر در انسان به منزله‌ی چراغی است که  انسان را از تاریکی‌های جهل و نادانی به سوی روشنایی‌ها هدایت و از افتادن انسان در گرداب هوا و هوس حفظ می کند. به همین جهت، در آیات و روایات مختلف،  خدا و معصومانمردم را به تفکر به ویژه تفکر در مسائل اخلاقی و اعمال و رفتار خود دعوت کرده اند. (نمل، ۶۹ و تمیمی آمدی،۱۳۶۶: ۵۷)برای رشد و پرورش تفکر اخلاقی به شیوه‌هایی از جمله تشویق به فکر قبل از انجام عمل(تمیمی آمدی، ۱۳۶۶: ۵۷)، گفتگو درباره مسائل اخلاقی (مجلسی، بی تا: ۷۵/ ۱۴۱) می توان اشاره کرد.

۳-روشهای پرورش گرایش‌ها و عادت‌های مطلوب اخلاقی

ایجاد گرایش‌ها و عادت‌های مطلوب اخلاقی، یکی از بخش‌های مهم تربیت اخلاقی است و به همین سبب، در روایات معصومان  افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای تربیت اخلاقی و علاوه بر رشد آگاهی و بصیرت اخلاقی، پرورش گرایش‌‌ها و عادت‌های مطلوب اخلاقی نیز مورد توجه بوده و برای پرورش گرایش‌ها و عادت‌های مطلوب اخلاقی از روش‌هایی مثل نشان دادن الگو و نمونه(قلم،۴ و احزاب،۲۱ و سید رضی،۱۴۱۴: ۳۰۰ و مجلسی، بی تا: ۴۳/ ۲۸۶)، توصیه به واداشتن رفتارهای پسندیده برنفس ( تمیمی آمدی ،۱۳۶۶:۳۱۷ و کلینی، ۱۴۰۷: ۲/ ۱۱۲) و نظارت و مراقبت  بر رفتارها ( صدوق، ۱۴۰۰: ۲۳۴) بهره برده اند.

۴-روشهای اصلاح رذایل

یکی از وظایف عمده والدین در تربیت اخلاقی فرزندان،  مبارزه با صفت‌های رذیله و رفتا‌ر‌های ناشایست اخلاقی است که برخی از فرزندان دچار آن هستند. روش‌هایی در روایات برای مبارزه با صفت‌ها و رفتار‌های ناشایست اخلاقی به کار رفته که از آن جمله به چشم پوشی در برخی رفتارها( مجلسی، بی تا:۷۴/ ۲۱۴)، تذکردادن(طباطبایی، ۱۳۷۸:۷۸) و برخورد تند(کلینی، ۱۳۶۲: ۲/ ۳۴۹ و حلی،۱۴۰۷: ۸۹) می توان اشاره کرد.

۱-۲مسئولیت در زمینه  آموزش

اهمیت علم در اسلام بر کسی پوشیده نیست، به گونه ای که اگر شخصی تنها آوازه ای از اسلام را شنیده باشد، قدر و منزلت بسیار والای علم و عالم را تصدیق خواهد کرد؛ زیرا خدای دانا در اولین ارتباط کلامی خود با پیامبر گرامی اسلام ، به خواندن امر می کند و خود را به صفت معلمی می ستاید که به انسان آنچه را که نمی دانست، آموزش داده است.(علق،۱-۴)دانش آنقدر ارزشمند است که خدای متعال بین کسانی که علم دارند و کسانی که علم ندارند فرق قائل شده است. (زمر،۹)بنابر این اهمیت علم و آموزش در اسلام روشن است، اما آنچه مورد نظر ماست، مسئولیت والدین در آموزش علوم به فرزندان می باشد که اخلاقی بودن بحث از این جهت است که هدف از رسالت پیامبر در روایات اتمام مکارم اخلاقبوده و از طرفی شروع رسالت ایشان با علم بوده است. این نشاگر آن است که بین علم که مقدمه آن خواندن و نوشتن است و مکارم اخلاقی ارتباطی است. یکی از راه‌های رسیدن به فضائل اخلاقی و دوری از زذائل اخلاقی، مطالعه و تحقیق خود فرد در مورد این فضائل و رذائل است و آن جزء یاد گرفتن سواد امکان پذیر نمی‌باشد. مسئولیت آموزش در دوران کودکی که ذهن فرزندان مانند زمین خالی  است که هر بذری در آن بکارند، می روید زیادتر می شود. (سید رضی، ۱۴۱۴: ۳۰۰)

از اینها گذشته حتی مراجع در مورد آموزش و مسئولیت آموزشی والدین بحث ها و فتواهای قابل توجهی دارند که در تحریر الوسیله حضرت امام خمینی آمده«بر ولی بچه جایز است که او را به شخص امینى تحویل دهد که به او صنعت یاد دهد یا نزد کسی بگمارد تا خواندن و خط و حساب و علوم عربى و غیر این‌ها از علوم مفید برای دین و دنیا، به او تعلیم دهد. و بر او لازم است که وی را از آن‌چه موجب فساد اخلاقش می‌گردد حفظ کند چه رسد از چیزى که براى عقاید او ضرر داشته باشد.» (امام خمینی، بی تا: ۲/ ۱۴)

آموزش یک معنای عام و وسیعی را در بر دارد که از آن جمله آموزش خواندن و نوشتن(مجلسی، بی تا:۴۳/ ۳۰۹ و ۲/ ۱۵۲ و ۴۸/۱۰۹ و حر عاملی، ۱۴۰۹:۲۱/ ۴۷۶)، آموزش معارف و عقائد دینی(لقمان، ۱۳ وانصاری شیرازی،۱۴۲۹: ۳/ ۴۳۰ و سید رضی، ۱۴۱۴: ۳۹۶ و مشکینی، ۱۴۲۴: ۱۵۴)، آموزش مفاهیم و قواعد اخلاقی(سید رضی، ۱۴۱۴: ۳۹۳ و لقمان، ۱۷-۱۸ و حلی،۱۴۰۷: ۸۴)، آموزش مسائل فقهی(شعیری،۱۴۰۵: ۱۰۶  و سید رضی، ۱۴۱۴: ۵۲۳ و صدوق، ۱۴۰۴: ۱/ ۲۸۱)، آموزش مسائل جنسی(نور، ۵۸ و پاینده،۱۳۸۲: ۱۵۶ و کلینی، ۱۳۶۲: ۳/ ۱۶۰ و فقیهی، ۱۳۹۱: ۱۲۲ و طبرسی، ۱۳۷۰: ۲۲۳ و صدوق، ۱۴۰۴: ۳/ ۴۳۶) و آموزش مسائل عبادی(نوری، ۱۴۰۸: ۱۱/ ۱۹۳ و سید رضی، ۱۴۱۴: ۵۱۲).

داشتن ارتباط بین آموزش های مختلف با اخلاق از این جهت است که برخی از علوم مثل علم فقه با اخلاق مرتبط بوده و مکمل یکدیگرند. زیرا تصفیه درون بدون اصلاح برون امکان پذیر نیست. تحصیل اخلاق پسندیده برای انسان جز از طریق اعمالی که شریعت مشخص کرده است میسر نمی شود و دست یافتن به علوم الهی جز از طریق تهذیب اخلاق و منور شدن قلب به نور شرع و عقل میسر نمی شود و دست یابی به این مرتبه در پرتو آن است که انسان بداند کدام عمل اطاعت از خداوند است و موجب تقرب به او می شود و کدام عمل معصیت است و باعث دور شدن از خداوند می شود و عملی که عهده دار بیان این مقربات و معبدات می شود، فقه است .  همینطور مسائل عبادی ارتباط تنگاتنگی با اخلاق دارد چرا که اگر ما امید و ایمانى به بهشت و ترس و وحشتى از دوزخو انتظار ثواب و عقابى نمىداشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقى برویم، چرا که آنها راهنماى نجات و پیروزى و موفقیت هستند.پس فضائل اخلاقى نه تنها سبب نجات در قیامت است بلکه زندگى دنیا نیز بدون آن سامان نمىیابد.

۱-۳مسئولیت در زمینه توسعه در امرمعاش

گذشته از این که والدین نیازهاى روحى فرزندان را تامین مى نمایند، باید با تهیه رزق حلال و توسعه در زندگى براى رشد سالم و صحیح جسمى آنان زمینه سازى نمایند. چنان که مى دانیم اثر غذا در فرزندان، قبل از این که آن ها به این عالم قدم بگذارند، امرى مسلم و تردیدناپذیر است و در طول تربیت هم باید کاملا مراعات شود. فرد مسلمان براى تربیت صحیح فرزندان، باید سفره اى هر چند ساده ولى با غذاها و خوردنى هاى حلال و پاک در منزل بگستراند. این کار خواص متعددى دارد که یکى از آن ها به وجود آمدن زمینه رشد فضائل اخلاقى و خصال پسندیده در کودکان و نوجوانان مى باشد. از دیدگاه فرهنگ اهل بیت غذایى را که مصرف مى کنیم و به خانواده خود مى خورانیم، علاوه بر آثار طبیعى که بر جسم ها بر جاى مى گذارد، آثار دیگرى هم در روح و روان و شخصیت معنوى ما ایجاد مى کند. این نوع از آثار را آزمایش هاى مادى و تجربه هاى عملى و عینى نمى تواند اثبات کند، اما از منظر قرآن و اهل بیت امرى کاملا واضح و پذیرفته شده است. روایات فراوانى در مورد فراهم کردن غذاى حلال و تاثیر آن بر روحیات افراد وارد شده است، ولی ما به یک مورد اشاره می کنیم.رسول اکرم بر این باور بود کهعبادت خداوند هفتاد جز است و بهترین آن ها طلب روزىحلال است.بر این اساس بر پدر لازم است علاوه بر این که از راه حلال، معاش خانواده اش را تامین کند، در صورت امکان به فرزندانش سخت نگیرد و در معاش آنان توسعه دهد و تاثیر این امر را در تربیت صحیح فرزندان منظور نماید. این توسعه از جهتتوسعه بر عیال علاوه بر نفقه واجب در رزق و روزی( بقره، ۲۳۳ و صدوق، ۱۴۰۴: ۳/ ۱۰۵و طبرسی، ۱۳۷۰: ۲۱۷ و صدوق، ۱۴۰۰: ۴۴۲ و اصفهانی، ۱۴۰۶: ۳/ ۲۰۷ و کلینی، ۱۳۶۲: ۴/ ۱۱) ، توسعه در مسکن( مجلسی، بی تا: ۷۳/ ۱۴۸ و حر عاملی، ۱۴۰۹: ۵/ ۳۰۲ و صدوق، ۱۳۶۲: ۱/ ۱۵۹) و تامین آرامش روحی و روانی فرزندان( ابراهیم، ۳۵ و مجلسی، بی تا:۴۶/ ۵۶)

۲-مسئولیت اخلاقی فرزندان در قبال والدین

احساسات و عواطف انسان یکی از نعمت‌های بزرگ الهی است و روابطی که میان افراد بر اساس این عواطف استوار است، بهترین و پایدارترین روابط است که حتی پس از مرگ هم با انسان همراه است و روایات فراوانی بر این معنی دلالت دارد. بدون شک پر‌جوش‌ترین احساسات انسانی روابط میان فرزندان و والدین است و معمولا این احساسات بدور از هر گونه شائبه خود‌ خواهی و جلب منفعت است و همین ویژگی است که قداست خاصی به این علاقه می‌بخشد و هر چه از این شائبه دورتر و خالص‌تر باشد، قداست بیشتری می‌یابد. احساسات فرزندان نسبت به والدین یک امر فطری و عقلی است که منشاء آن الهی بوده و موجب می‌شود تا فرزندان مسئولیت‌هایی را نسبت به والدین داشته باشند. قدرشناسی از ولی نعمت امری فطری و طبیعی است و انسان طبیعتاً از افرادی که به او احسان نموده و یا خدمت کرده‌اند تقدیر و سپاس‌گذاری می‌کند. جایگاه پدر و مادر در این مقام بس عظیم و ارزشمند است. خداوند از همان روز نخست که انسان را آفرید و نسل بشر تداوم یافت توسط پیامبران، مقام و منزلت والدین را بیان کرده و سپاس از زحمات بی‌دریغ آنان را به فرزندان گوشزد فرموده است. قرآن کریم در برخی آیات وحیانی خویش به این مهم تصریح و عالی‌ترین آموزش اخلاقی را که در حقیقت کامل‌ترین منشور اخلاقی بشر می‌باشد به جهانیان عرضه کرده است. توجه ویژه خداوند در مورد پدر و مادر موجب شده تا فرزندان در قبال این ولی نعمت‌ها، مسئولیت خطیری را ایفا کنند، تا بدین سبب رضایت پروردگار عالم را فراهم بیاورند؛ چرا که پیامبر گرامی اسلام  تمام رضایت خداوند را در رضایت والدین دانستهاند.((شعیری،۱۴۰۵:۸۳) فرزندان در مقابل والدین مسئولیت‌های اخلاقی زیادی من جمله، توسعه در امر معاش والدین، مسئولیت در حوزه پاس‌داشت حرمت والدین و مسئولیت در حوزه چگونگی رفتار با والدین یفا می کنند.

۲-۱پاس‌داشت حرمت و احترام والدین

پاس‌داشت حرمت والدین توسط فرزندان یکی از مسئولیت‌های اخلاقی فرزندان به شمار می‌رود که این پاس‌داشت حرمت در مقوله‌های مختلف از جمله احسان به والدین(بقره، ۸۳ و الرحمن، ۸۳ و کلینی،۱۳۶۲: ۲/۱۶۱ و ۱۵۷ و ۱۶۰ وعنکبوت، ۸ و لقمان، ۱۴ و احقاف،۱۵)، تشکر از والدین(لقمان، ۱۴ و صدوق، ۱۳۶۲: ۱/۱۵۶)،اطاعت از والدین(اسراء، ۲۳ و احقاف، ۱۷-۱۸ و هود، ۴۲-۴۳ و طور، ۲۱ و صافات، ۱۰۲-۱۰۳)،

توجه به حریم خصوصی والدین(نور،۵۸-۵۹)

۲-۲رفتار فرزندان  با والدین

رابطه عاطفى میان پدر و مادر از یک طرف ومیان فرزندان از طرف دیگر از بزرگترین روابط اجتماعى است که قوامو است وارىجامعهانسانىبدانهااستوهمینوسیلهاىاستطبیعىکهزنوشوهررادر خانواده حفظ کردهونمىگذاردازهمجداشوند. قرآن بهترین راه را برای رفتار اخلاقی داشتن فرزندان در برابر والدین مطرح نموده می فرماید: پروردگارتفرماندادهجزاورانپرستیدوبهپدرومادرنیکىکنید،هرگاهیکىازآنها- یاهردوآنها- نزدتو،بهسنپیرىبرسندکمتریناهانتىبهآنهاروامدار،وبرآنهافریادمزن،وگفتارلطیفوسنجیدهبزرگوارانهبهآنهابگو.(اسراء،۲۳)

اولاً معلوممىشودمسالهاحسانبهپدرومادربعدازمسالهتوحیدخداواجبترینواجباتاستچنانکهمسالهعقوقبعدازشرکورزیدنبهخداازبزرگترینگناهانکبیرهاست،وبههمینجهتاینمسالهرابعدازمسالهتوحیدوقبلازسایراحکاماسمبردهوایننکتهرانهتنهادراینآیاتمتذکرشده،بلکهدرمواردمتعددىازکلامخودهمینترتیبرابهکاربسته است.اگرحکمرااختصاصبهدورانپیرىپدرومادردادهازاینجهتبودهکهپدرومادر،درآندورانسختترینحالاترادارندوبیشتراحساساحتیاجبهکمکفرزندمىنمایند،زیرابسیارىازواجباتزندگىخودناتوانندوهمینمعنایکىازآمالپدرومادراستکههموارهازفرزندانخودآرزومىکنند.روزگارىکهپرستارىازفرزندرامىکردندوروزگاردیگرىکهمشقاتآنانراتحملمىنمودند وبازدرروزگارىکهزحمتتربیتآنهارابهدوشمىکشیدند،درهمهاینادوارکهفرزندازتامینواجباتخودعاجزبودآنهااینآرزورادرسرمىپروراندندکهدرروزگارپیرىازدستگیرىفرزندبرخوردارشوند. پسآیهشریفهنمىخواهدحکمرامنحصردردورانپیرىپدرومادرکند،بلکهمىخواهدوجوباحترامپدرومادرورعایتاحترامتامدرمعاشرت، رفتار وسخنگفتنباایشانرابفهماند،حالچهدرهنگاماحتیاجشانبهمساعدتفرزندوچهدرهرحالدیگر،ومعناىآیهروشناست. قرآن کریم در ادامه آیات، خود به روش نیکویی مثال زده تا فرزندان بهتر بتواند، چگونگی رفتار با والدین را درک کنند. می‌فرماید:  وَاخْفِضْلَهُماجَناحَالذُّلِّمِنَالرَّحْمَهِوَقُلْرَبِّارْحَمْهُماکَمارَبَّیانِیصَغِیراً. کلمه«خفضجناح» (پروبالگستردن) کنایهاستازمبالغهدرتواضعوخضوعزبانىوعملى،واینمعناازهمانصحنهاىگرفتهشدهکهجوجهبالوپرخودرابازمىکندتامهرومحبتمادرراتحریکنمودهواورابهفراهمساختنغذاوادارسازدوبههمینجهتکلمهجناحرامقیدبهذلتکردهوفرمود: «جَناحَالذُّلِّ» ومعناىآیهایناستکه:انسانبایددرمعاشرتوگفتگوىباپدرومادرطورىروبروشودکهپدرومادرتواضعوخضوعاورااحساسکنند،وبفهمندکهاوخودرادربرابرایشانخوارمىدارد،ونسبتبهایشانمهرورحمتدارد.(طباطبایی، ۱۳۷۴: ۱۳/۸۰)

یکی از بحث‌های مهمی که در ادامه این مطلب می‌توان به آن اشاره کرد بحث پدر و مادر‌های پیر و سال خورده‌ای هستند که اختیار زندگی خود را به تنهایی از دست داده‌اند و به فرزندان در جهت رسیدگی به آنها نیاز دارند و شاید بتوان گفت که فرزندان زیاد به آنها احتیاج دارند تا هم از تجربیات آنها و هم از دعاها و فیوضات خداوند بهره‌مند شوند. در کنار این بحث سپردن والدین به خانه سالمندان قابل ملاحظه می باشد.

قانون گذار آفرینش، قانون طبیعت را هماره بی هیچ قید و شرطی و به طور یکسان بر همه ی آفریده ها اجرا می کند. انسان نیز از زمان انعقاد نطفه تا لحظه ی مرگ در سیطره ی این قانون قرار دارد.
انسان در آغاز، موجودی است بس ناتوان که با شگفتی، دوره های رشد را پی درپی می پیماید. در جوانی به کمال توانایی جسمی و در میان سالی به پختگی روحی می رسد. آن گاه سیر نزولی را در پیش می گیرد و به جایی می رسد که قرآن از آن تعبیر به ارذل العمر(نحل،۷۰)کرده است. مراداز «ارذلالعمر»بهقرینهجمله«لِکَیْلایَعْلَمَ …» در آیه سنپیرىاست،کهقواىشعوروادراکدرآنانحطاطپیدامىکندوالبتهاینانحطاطبهاختلافمزاجهامختلفمىشودوغالباازسنهفتادوپنجسالگىشروعمىشود.روشن‌ترین مطلب بر لزوم احترام و نگه‌داری والدین نزد خویش، بیان آیه قرآن در سوره اسراء است که می‌فرماید:  اِمّا یَبلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبرَ أَحَدُهُماً أَوْ کِلاَهُما؛ هرگاهیکىازآنها- یاهردوآنها- نزدتو،بهسنپیرىبرسند… منظور ازکلمه “عندک”  نگه داشتن پدرومادرسالمند نزد خود است نه اینکه آن‌ها را بهآسایشگاه سالمندان  ببریم. ابراهیم بن شبیب می گوید: به امام صادق گفتم: پدرمنپیروفرتوتشدهاست،تاآنحدکهبراىقضاىحاجتاورابردوشمىکشیم. امام فرمود: اگرمىتوانىکهخودتمتصدىاینکارباشىوبهدیگرانواگذارنکنى،حتمااینکاررابکن وبادستخودتلقمهبهدهاناوبگذارکهفرداىقیامتسپرآتشدوزخخواهدبود.(کلینی، ۱۳۶۲:۲/۱۶۲)هرگز انسان نباید از نگه‌داری و خدمت به پدر و مادر اظهار انزجار و خستگی کند. پدر و مادری که به سنّ کهولت و پیری برسند ممکن است در اثر ضعف و ناتوانی یا بیماری، نیازمند رسیدگی به ساده‌ترین احتیاجات زندگی باشند و حتی گاهی قادر به دفع پلیدی و تطهیر نیستند و ممکن است گاهی در اثر پیری، مشاعر و حواس خود را از دست بدهند که در آن صورت کار مشکل‌تر می‌شود. نباید انسان این‌گونه مشکل را نقمت و عذاب بداند بلکه این یک راه استنزال و فرود آوردن رحمت الهی است؛ این یک توفیق بزرگ است که انسان وسیله‌ای بیابد که با آن رضای الهی را با جان و دل بخرد؛ چرا که در آن رضای خداوند است و از نظر وجدانی نیز انسان خود را قانع می‌کند که قدری از زیر بار مسئولیت عظیم حق پدر و مادر بیرون آمده و تکلیف خود را تا حدودی انجام داده است.

۲-۳توسعه در امر معاش والدین

قرآن کریم هنگامی که درزمینه مسائل مالی سخن به میان می آورد، جایگاه بخصوصی برای پدر و مادر قائل است. جدای از حقوق واجبی که در این خصوص والدین دارند، خداوند ما را متوجه می سازد تا هنگامی که می خواهیم مال یا عمل صالحی را در راه خدا انفاق کنیم، پدر و مادر  به عنوان شایسته ترین افراد برای دریافت انفاق می‌باشند.(بقره، ۲۱۵)قرآن کریم حتی در مورد وصیت به اموال هم والدین را از دیگران مقدم داشته و وصیت به گونه‌ای خوب را بر عهده فرزندان قرار داده است.(بقره،۱۸۰)فقها و مفسران گفته اندکهاینآیه،پیشازآیه هاىارثنازلشدهاستوازآن جاکههنوزحق الارثىبراىپدرومادرتعییننشدهبود،خداونددستورمى دهدکهفرزند،هنگاممرگ،باوصیت،بخشىازاموال خود را به آنان اختصاص دهد. اما مى توانگفتکهاستحبابوصیتبراىوالدین،حتىپسازنزولآیه هاىارثنیزبهقوّتخودباقىاستو اینآیهنسخنشده است،بلکهوصیتبهچیزىبیشازحقالارث،موردنظراست،بهویژهاگروالدیننیازمندباشند،علاوهبرمقدارارث،مستحباستچیزى برایشان وصیت شود که این، نوعى احسان مالى به والدین است.(طباطبایی، ۱۳۷۴: ۱/۴۳۹)

در روایتی از امام صادق از آیه«وَبِالْوالِدَیْنِإِحْساناً» پرسیده می‌شود، که حضرت پاسخ می دهند:احسان به والدین؛ این است که با آنان معاشرت و رفتار نیک داشته باشی و آنان را به زحمت و مشقّت وادار نسازی تا در مورد احتیاجاتشان از تو درخواستی بکنند، هر چند که مستغنی و ثروتمند باشند.(مجلسی، بی تا: ۷۱/۴۰) این حدیث به خوبی بیان می کند که فرزندان در مقابل خواسته‌های مالی و معیشتی  والدین هر چند این خواسته‌ها توسط والدین ثروتمند صورت گیرد، بر فرزندان در صورت داشتن وسعت مالی لازم می باشد. در روایات فراوانی به آثار انفاق به والدین اشاره شده که چه چیزهایی به فرزندان در صورت انفاق عاید می‌شود.

نتیجه گیری: همچنان که در جامعه ای بزرگ مسؤولیتها کارساز است و انجام درست آن جامعه را سامان می بخشد. در خانواده هم احساس مسؤولیت و انجام درست و به موقع آن خانواده را که جامعه ای کوچک و مقدس به شمار می رود، به سوی فلاح و رستگاری رهنمون می گردد. برای رسیدن به این مهم در آغاز باید جایگاه افراد مشخص شود؛ چون مسؤولیت زمانی معنا می یابد که وظیفه و جایگاه فرد مسؤول مشخص شده باشد. همان طور که هیچ فردی بدون وظیفه نیست، هیچ یکی از افراد هم، همۀ وظایف را ندارند. از مسئولیت های اخلاقی والدین در مقابل فرزندان می تواند به بعد تربیتی، آموزش و رسیدگی به امر معاش آنان اشاره کرد و مواردی از قبیل پاس‌داشت حرمت و احترام، چگونگی رفتار با والدین و توجه به توسعه در امر معاش را از مسئولیت های اخلاقی فرزندان در مقابل والدین برشمرد.

 

فهرست منابع و مآخذ

قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

ابراهیمی، علی مدد؛ اصول تربیت اخلاقی، فصلنامه راه تربیت، شماره اول، پاییز ۸۵،ص۶۳-۷۸٫
ابنشعبهحرانى، حسن بن علی،تحفالعقولعنآلالرسول ،قم:جامعهمدرسین، دوم، ۱۴۰۴ ه.ق.
ابن مسکویه رازی، احمد بن محمد،تهذیب الاخلاق،علی اصغر حلبی،تهران: انتشارات اساطیر ،۱۳۸۱ه.ش، اول.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار الفکر، سوم، ۱۴۱۴ ه ‍. ق،۱۵ جلد.
اصفهانى، محمد تقى، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه،جلد۳، قم: کوشانبور، دوم، ۱۴۰۶ ه‍. ق، ۱۳ جلد.
انصارى شیرازى، قدرت الله و دیگران ، موسوعه أحکام الأطفال و أدلتها،قم: مرکز فقهى ائمه اطهار ، اول، ۱۴۲۹ ه‍ .ق،۴ جلد.
پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه،تهران: دنیاى دانش،۱۳۸۲ه.ش، چهارم.
تمیمىآمدى، عبدالواحد،تصنیفغررالحکمودررالکلم، قم: دفترتبلیغات،اول، ۱۳۶۶ه.ش.
حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: آل البیت  ، اول، ۱۴۰۹ ه‍. ق،۲۹ جلد.
حلى، ابنفهد،عدهالداعیونجاحالساعی،قم:دارالتکاباسلامى،اول، ۱۴۰۷ه.ق.
خواص، امیر و دیگران، فلسفه اخلاق با تاکید بر مباحث تربیتی،قم: دفترنشرمعارف ، ۱۳۸۵ ه.ش، اول.
داودی، محمد، سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) جلد۱: تربیت اخلاقی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، سوم، ۱۳۸۹ه.ش، ۳جلد.
دهخدا، علی‌ اکبر، لغت‌نامه‌ دهخدا، تهران: مؤسسه انتشارات ‌و چاپ‌ دانشگاه‌ تهران، ۱۳۷۷ ه.ش، دوم،۲۰جلد .
دیلمی، احمد؛ مسعود آذربایجان. اخلاق اسلامی، قم: معارف، دوم، ۱۳۸۲ه.ش.
شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، قم: رضی، اول، ۱۴۰۵ه.ق.
صدوق، محمّد بن على بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، قم: انتشارات اسلامى، دوم، ۱۴۱۳ ه‍ .ق۴ جلد.
صدوق، محمدبن علی ابن بابویه، الخصال، جلد۲، قم:جامعهمدرسین،اول، ۱۳۶۲ه.ش، ۲جلد.
صدوق، محمدبن علی ابن بابویه، أمالی الصدوق، ۱جلد، بیروت: اعلمى،۱۴۰۰ه.ق، پنجم.
صدوق، محمدبن علی ابن بابویه،منلایحضرهالفقیه، قم:جامعهمدرسین،دوم، ۱۴۰۴ ه.ق،۴جلد..
طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، جلد۱و۱۹، سید محمد باقر موسوى همدانى،قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم ،۱۳۷۴ه.ش، پنجم،۲۰جلد.
طباطبائى، محمد‌حسین، سننالنبى، ترجمه محمد‌هادىفقهى، تهران:اسلامیه، هفتم، ۱۳۷۸ه.ش..
طبرسى،فضل بن حسن،مکارمالأخلاق،قم:شریفرضى،چهارم، ۱۳۷۰ ه.ش.
فیومى، احمد بن محمد مقرى، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، یک جلد، قم: منشورات دار الرضی، بی‌تا، اول.
کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چهارم، ۱۴۰۷ ه‍ .ق،۸ جلد.
مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، جلد۶۷،تهران: اسلامیه، مکرر، مختلف، ۷۵جلد.
مشکینى، على،تحریرالمواعظالعددیه،قم:الهادى، هشتم، ۱۴۲۴ه.ق.
مصباح یزدی، محمّدتقی، فلسفه اخلاق، نگارش احمدحسین شریفی، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۸۸ه.ش.
مفید، محمد بن نعمان،أمالیالمفید، قم:کنگرهشیخمفید،اول، ۱۴۱۳ه.ق.
موسوی خمینى، سید روح اللّه، تحریر الوسیله، قم: دار العلم،اول، بی‌تا،۲ جلد.
موسوی، سید محمدحسین،سیدرضى،نهجالبلاغه،قم،هجرت،اول، ۱۴۱۴ ه.ق.
نورى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت: مؤسسه آل البیت، اول، ۱۴۰۸ ه‍ .ق،۱۸ جلد.

منابع انگلیسی

Ethics and morality، in Encyclopedia of Etics،  Lawrence  Becker ،ed. (New york & London: Garland Publishing، ۱۹۹۲) ، V.1، P 39-0-321.
ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط