نویسنده : اکرم معصومی استاد دانشگاه فوق لیسانس علوم قرآن و حدیث
یکی از آیاتی که در آن شبهه بر عصمت پیامبر (ص) ایجاد شده عبارت از آیات ۲-۶ سوره انشراح می باشد «الم نشرح لک صدرک و وضعنا عنک وزرک الذی انقض ظهرک و رفعنا لک ذکرک فانّ مع العسر یسرا انّ مع العسر یسرا» (انشراح، ۲-۶) (ای رسول گرامی) آیا ما تو را شرح صدر عطا نکردیم و بار سنگین گناه را از تو دور نداشتیم در صورتی که آن بار سنگین ممکن بود پشت تو را گران دارد و نام نکوی تو را در عالم بلند کردیم، پس بدان با هر سختی البته آسانی است و در دل هر سختی البته آسانی هست.
علّامه طباطبائی برخلاف بسیاری از مفسّرین که کلمه «وزر» را به معنای گناه و بار سنگین گناه لحاظ نکرده اند ایشان وزر را به معنای بار سنگین نبوّت و رسالت می داند که آن حضرت با شرح و سعه صدر آن مسؤولیت و بار سنگین نبوّت را که سنگینترین باری بود که بر یک بشر واگذار شده بود، تحمّل نموده و امّا کلام و تفسیر علامه:
کلمه وزر به معنای بار سنگین است و (انقاض ظهر) به معنای شکستن پشت کسی است، شکستنی که صدایش بگوش برسد، آنطوریکه از تخت و کرسی و امثال آن وقتی کسی روی آن می نشیند، و یا چیز سنگینی روی آن می گذارند صدا برمی خیزد، و مراد از انقاض ظهر (غالبا) معنای لغوی آن نیست (چون کسی، پشت کسی را آنطور نمی شکند که مثل تخت و کرسی صدا کند)، بلکه منظور ظهور آثار سنگینی وزر بر آدمی است، ظهوری بالغ، و وضع وزر به معنای از بین بردن آن سنگینی است، که رسول خدا (ص) احساسش می کرد، و جمله: (و وضعنا عنک وزرک) عطف است بر جمله (ألم نشرح) الخ، چون معنایش (قدر شرحنا لک صدرک) است، در نتیجه معنای دو جمله چنین می شود: (محققا ما سینه ات را گشودیم، و سنگینی هائی که بر دوشت نبود برداشتیم) و مراد بوضع وزر رسول خدا (ص) بطوریکه از سیاق برمی آید، اینستکه دعوت آن جناب را انفاذ و مجاهداتش در راه خدا را امضاء نمود. باین معنا که وزرا اسباب پیشرفت دعوتش را فراهم کرد، چون رسالت و دعوت و فروعات آن ثقلی بود که بدنبال شرح صدر بر آنجناب تحمیل نمود( طباطبائی، ۱۴۱۷ ه، ۱۹۹۷ م، ج ۲۰، ۳۵۹). در ادامه علاّمه اینگونه می آورد؛ ولی بعضی از مفسّرین گفته اند: وضع وزر اشاره است به داستانیکه در روایات آمده که (در ایام کودکیش دو تا فرشته بر آنجناب نازل شدند، و سینه اش را شکافته و قلبش را در آوردند، و دوباره در جایش قرار دادند، بعضی از مفسران گفته اند منظور از وزر اعمالی است که قبل از بعثت از آنجناب سر زده بود و بعضی گفته اند منظور غفلتش از شرایع و امثال آن است. بعضی دیگر گفته اند: منظور تحیّر آنجناب است در اینکه آیا رسالت الهی را آنطور که باید انجام داده است یا نه، بعضی هم گفته اند: منظور وحی و سنگینی آنست، چون در اوائل بعثت، گرفتن وحی بر او دشوار بوده بعضی گفته اند: منظور رنجی است که آنجناب از گمراهی قومش و دشمنیشان با آنجناب می برده، بعضی دیگر گفته اند: مراد اندوهی است که از مرگ عمویش ابوطالب و مرگ همسرش خدیجه در دل داشته، بعضی دیگر گفته اند: کلمه (وزر) به معنای معصیت قریش است و رفع وزر به معنای عطای عصمت است و بعضی گفته اند: منظور از وزر، گناه امّت آنجناب است، و قهرا بوضع وزر در آمرزش آن گناهان است. و این وجوهی که نقل شد بعضی ها سخیف و بعضی دیگرش ضعیف است و با سیاق سازگار نیست، بعضی ها به عنوان (قیل – گفته شده) و بعضی دیگرش بصورت احتمال ذکر شده است (همان، ۳۶۰). در ادامه علاّمه در خصوص «فإنّ مع العسر یسرا نیز می گوید: بعید نیست این آیه تعلیل مطالب گذشته یعنی وزر و رفع ذکر باشد، چون رسالتی که خدایتعالی بر آنجناب تحمیل کرده، و دستور داد مردم را بسوی آن دعوت کند سنگین ترین باری است که بر یک بشر تحمیل شود، و معلوم است که با قبول این مسؤولیت کار بر آنجناب دشوار شده، و همچنین تکذیبی که قومش نسبت بدعوتش نموده و استخفافی که به آن جناب کردند، و اصراری که در محو نام او می ورزیدند، همه برای آن جناب دشواری روی دشواری بوده و خدای تعالی در آیه قبلی فرمود: ما این دشواری ها را از دوش تو برداشتیم، و معلوم است که این عمل خدای تعالی مانند همه اعمالش بر طبق سنّتی بوده که در عالم به جریان انداخته، و آن اینست که همیشه بعد از هر دشواری سهولتی پدید می آورد، و بهمین جهت مطلب دو آیه قبل را تعلیل کرده به اینکه اگر از تو وضع وزر کردیم، و اگر نامت را بلند ساختیم، برای این بود که سنت ما بر این جاری شده، که بعد از هر عسری، یسری را بفرستیم، و بنابراین احتمال لام در کلمه (العسر) لام جنس خواهد بود، نه لام استغراق، می خواهد بفرماید جنس عسر اینطور است که بدنبالش بسر می آید. (همان، ۳۶۰).
پس علاّمه طباطبائی، وزر را بار سنگین نبوّت و رسالت می داند و وضع وزر از بین بردن آن سنگینی می باشد و مراد به وضع وزر رسول خدا (ص) اینستکه دعوت آن جناب را انفاذ و مجاهداتش در راه خدا را امضاء نمود باین معنا که خداوند، اسباب پیشرفت دعوتش را فراهم کرد، چون رسالت و دعوت و فروعات آن ثقلی و سنگینی بود که بدنبال شرح صدر بر آنجناب تحمیل نمود، که در ادامه علاّمه در معنای وزر، ماجرای شکافتن سینه پیامبر (ص)، اعمال قبل از بعثت ایشان، غفلت پیامبر از شرایع، تحیّر و سرگردانی پیامبر (ص)، سنگینی وحی در اوائل بعثت، رنج و آزار پیامبر از گمراهی قومش، اندوه پیامبر در مرگ ابوطالب و خدیجه، وجود معصیت است و گناه امّت پیامبر منظور است، همه این وجوه را به نقل از گفته های دیگران می آورد و در نهایت بعضی ها را سخیف و بعضی دیگر را ضعیف و ناسازگار با سیاق آیه معرّفی نموده است. پس علاّمه به مانند دیگر مفسّرین شیعه امامیّه، هرگونه شبهه اعم از معاصی کبیره و صغیره، عمدی و سهوی و هرگونه خطا را از پیامبر (ص) قبل از نبوّتش ردّ و طرد می نماید چرا که با عصمت و نبوت نمی سازد.





