دلیل دوم برای اثبات رجعت از نظر قرآن آیاتی است که به حسب ظاهر صراحتی دررجعت و زنده شدن بعضی از اشخاص در دنیا و بازگشت بعضی از افراد امت اسلامی در آینده به هنگام ظهور مهدی موعود ندارد لیکن قرائنی در آیه است که با تأویل مختصری، مفهوم رجعت را می رساند در حالی که اگر تأویل نشود آیه مفهوم شفاف و صحیحی پیدا نمیکند از این جهت مفسرین اهل سنت هم در تفسیر چنین آیاتی به مشکل برخورد کرده و مجبور شده اند به تفسیرهای عجیب و غریبی دست بزنند.
اکنون به این نوع آیات به ترتیب اشاره میکنیم و نظرات مفسران شیعه و سنی را در تفسیر آن بیان میکنیم تا مقصد روشن شود.
یکم) آیه «حَرامٌ عَلى قَرْیَهٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ[۱]» مراد از آیه به قرائن آیات بعدی[۲] عدم بازگشت این گروه به دنیاست ابو علی محمد جُبّایی از مفسرین و متکلم مشهور معتزلی در قرن سوم میگوید: یعنی کسانی که در دنیا آنان را به عقوبت کارشان نابود ساختیم از بازگشت مجدد به دنیا محروم و ممنوع میباشند.[۳] این آیه به منزله خبر دادن از یک واقعه آینده ای است که مبتنی بر محرومیت و ممنوعیت هلاک شده گان به عذاب الهی( به جُرمِ جنایتی که انجام داده اند) از رجعت و بازگشت مجدد به زندگی دنیاست نه به دلیل عدم امکان زنده شدن مردگان یا بازگشت آنان به دنیا، چرا که، رجعت و زنده شدن مردگان و بازگشت آنان به زندگی در دنیا و آخرت ممکن، بلکه واقع خواهد شد و اجمالا در میان ملت ها واقع شده است چنان که قرآن از رجعت و زنده شدن بسیاری از افراد با اسم و رسم مشخص و گروه هایی در میان امتهای پیشین پرده برداشته است که در مقاله های گذشته مشروحاً مطرح گردید و ثابت شد که نه تنها امکان رجعت بلکه وقوع آن در امتهای پیشین از نظر قرآن و کتابهای آسمانی ثابت و مسلم گردیده است در این آیه میفرماید: مردمی را که ذات اقدس الهی به کیفر جنایاتشان در دنیا هلاک ساخته است دوباره به دنیا برنمی گرداند زیرا به مکافات دنیوی خود رسیده اند عذاب دوباره در دنیا پیش از قیامت هم خلاف عدل و حکمت است و در ثانی آنها فرصت سوزی کرده و سرنوشت خود را ویران نمودند بدین جهت بازگشت مجدد آنان به دنیا حرام و ممنوع می باشد لیکن فلسفه عدم رجعت این گروه در این آیه مطرح نشده است در هر صورت از مفهوم مخالف آیه، معلوم می شود که خداوند برای بعضی از بندگانش بازگشتی پس از مرگ در دنیا برای جزا و پاداش و یا جبران گذشته های خود قرار داده است و تنها هلاک شدگان را که به عذاب الهی معذب و نابود شده اند برنمی گرداند آنهایی که به دلیل جنایات و گناهان خاصی که مرتکب شده و مستحق عذاب الهی در دنیا شدند و سپس به عذاب الهی هلاک گردیده و به کیفر کردارشان در دنیا تا حدودی که عبرت برای دیگران شوند، رسیده اند خداوند متعال آنان را مجدداً به دنیا بر نمی گرداند مثل قوم لوط و عاد[۴] و ثمود[۵] و غیره سرنوشت نهایی آنها به قیامت موکول است ولی آنانی که بدست بشر بدون جرم و جنایت، ظالمانه در عرصه جنگ و نبرد هلاک شده اند و ناکام از دنیا رفته و نتوانسته اند از استعداد خویش و امکانات و ظرفیت های خدادادی بهره ای ببرند آنان که با بمب های اتمی و هیدروژنی در هیروشیما و ناکازاکی و دیگر بلایای طبیعی در جوانی یا میانسالی خواه زن یا مرد کشته شده اند ممکن است خداوند کریم آنان را در صورتی که بخواهند و شرایط لازم را هم داشته باشند زنده کند و در عصر ظهور به دنیا رجعت دهد تا انتقام خویش را از قاتلان و مسببین گرفته و بخش باقی مانده عمرشان را به کسب فضایل و اکتساب اعمال نیک و محو رذائل در دنیا بپردازند و زاد و توشه های برای آخرت خویش فراهم آورند. چون در برزخ از اکتساب فضایل و عمل صالح خبری نیست تنها در عالم برزخ از برخی گناهان جن و انسان به موجب رنج روحی و ندامت و ناراحتی عفو می شوند وآثار وضعی بخشی از گناهان آنان تا قیامت محو میگردد و در نتیجه از عذاب آخرت در امان خواهند بود. همان گونه که فرمودند: «الیوم عمل و لا حساب و غداً حسابٌ و لا عمل[۶]» ولی جنایتگرانی که به دلائلی هلاک نشده اند و مؤمنانی که پاداش عمل خویش را ندیده اند ولی زجر بسیار در دنیا از دست ستمگران و یا بلاهای طبیعی کشیده اند، اعم از کافران خالص و مؤمنان راستین، از مفهوم مطابقی این آیه بر میآید که در یک شرایط خاصی و مقطع زمانی مخصوصی عده ای در زمان (ظهور حضرت مهدی) اگر بخواهند و مشیت الهی تعلق گیرد و شرایط هم، مساعدت کند می توانند به اذن الهی به زندگی مجدد به دنیا برگردند تا گروه اول مقداری از کیفر کردار و جزای اعمالشان را در دنیا مشاهده کنند و تلخی رسوایی و شکست را بچشند و پس از مدتی، مجدداً به دست عدالت کشته و هلاک شوند و دوباره به عالم برزخ وارد شوند؛ تا قیامت بر پا شود به کیفر کردار واقعی خویش برسند و گروه دوم که مؤمنان خالص و زجرکشیده اند فرصت اکتساب فضایل و کمالات بیشتری برای آخرت پیدا نمایند البته رجعت این گروه اختیاری است و یک عده ای که به راستی مظلوم واقع شده و ستمگرانی که به آنها ستم کرده و حق آنها را ضایع کرده اند و در دنیا به مکافات لازم نرسیده اند برمی گردند تا انتقام الهی را در همین دنیا هم مشاهده نمایند. و ضمناً مظلومان هم از این فرصت برای آخرت خود هم کسب توشه نمایند، با توجه به این قرائن و تناسب آیات بعدی که ملاحظه خواهد شد مُسلماً این آیه مربوط به قیامت نمیتواند باشد چرا که اولاً در قیامت بازگشت انسانها به حیات مجدد کلّیت و عمومیت دارد و تمام انسان ها از مؤ منان و کافران خواه آنانی که در دنیا به عقاب الهی هلاک شده اند یا به أجل طبیعی مرده اند وبه کیفر مناسب نرسیده اند یا کشته شده اند و یا به شهادت رسیده اند و فرصتهای کسب علم و عبادت را عملاً از دست داده اند یا فرصت سوزی کرده اند همگی مبعوث می شوند ولی تعدادی از مؤمنان و ستمگران و مخالفان خدا و رسولان الهی به همراه پیامبران و اوصیای آنان، به اتفاق مؤمنان آنها برای حسابرسی موقت و کیفر و پاداش اعمال مناسب دنیا و استفاده از بقایای عمر برای آخرت به دنیا بر میگردند. و رجعت میکنند تا عظمت و پیروزی اسلام و پیامبران الهی را مشاهده نمایند و کسانی که پیامبران را زجر داده اند یا آنان را به قتل رسانیدند به کیفر خود نائل گردند. نکته دیگر این که منظور از (حرامٌ)در آیه امتناع عقلی نیست زیرا زنده کردن هلاک شدگان در دنیا وآخرت از نظر قدرت الهی به هیچ وجه محال وغیر ممکن نمیباشد، زیرا بارها در همین دنیا زنده شدن مردگان در امتهای پیشین اتفاق افتاده و در قرآن و کتابهای آسمانی راجع به رجعت برخی از امتهای پیشین تصریح شده است پس مقصود از این آیه خبر دادن از آینده است یعنی خداوند کسانی را که به عللی در دنیا هلاک و عذاب نکرده و وعده یا نصرت پیامبران در دنیا تحقق نیافته است مجدداً به دنیا بر می گرداند تا عذاب دشمنان دین و انسانیت و نصرت انبیاء تحقق بخشد؛ زنده می شوند پس از مدتی دوباره میمیرند و از آیه ی فوق چنین بر می آید که خداوند برای بندگانش یک نوع باز گشتی به دنیا قرار داده تا ناکامان کامیاب شوند و مظلومان و محرومان با انتقام و کامیابی به نوایی برسند و ستمگران به مکافات اعمالشان نایل آیند تنها کسانی که به جرم گناهان ویرانگر در دنیا هلاک شده اند از این نوع بازگشت معاف و محروم میباشند آنان نباید در عالم برزخ امید بازگشت به دنیا را در سر بپرورانند شاید توبه نمایند چون در عالم برزخ می فهمند که برای بعضی از اشخاص رجعتی هست ولی آنها محروم هستند، بنابراین نتیجه این می شود که نفی اصل رجعت و بازگشت به دنیا مراد و مقصود این آیه است و هدف از«لایرجعون» عدم بازگشت، در عالم آخرت نیست زیرا در عالم آخرت تمام مخلوقات بر میگردند و از این رو قیامت را «یوم الجمع» نامیده اند زیرا جن وانس پس از مردن در قیامت حضور پیدا میکنند۰ وانگهی اگر بازگشتی جز در قیامت، برای هیچ انسان مسلمانی ممکن نباشد بی گمان اختصاص دادن هلاک شدگان به عدم بازگشت به دنیا یک مسئله لغو و غیر حکیمانه است پس کسانی که در دنیا هلاک نشده اند با شرایط خاصی به دنیا باز میگردند. مفسران شیعه غالباً آیه مذکور را به عدم بازگشت به دنیا در ایام رجعت تفسیر کرده اند مثل تفسیر تبیان و تفسیر صافی و تفسیر طبری، و منظور از«لا یرجعون» عدم رجوع به توبه هم نیست چرا که آنانی به جرم گناه هلاک شده اند بی شک فرصت مراجعه به توبه نداشته اند تا رجوع کنند بلکه مقصود در جمله «لایرجعون» را عدم رجعت به دنیا معنا کرده اند و همین معنا صحیح است چرا که پس از هلاکت نه رجعت به ایمان پس از کفر، امکان دارد و نه رجعت به توبه و این موضوع یک امر بدیهی است نیاز به تأکید ندارد وانگهی در قرآن و روایات دارد هنگام مشاهده عذاب توبه مجرمان قبول نمی شود. اما به احادیثی که ذیل آیه از اهل بیت پیامبر (ص) رسیده است به چند نمونه اکتفا میکنیم.
احادیث مفسر این آیه:
۱) در ذیل این آیه حدیثی از علی بن ابراهیم با سند صحیح نقل شده است که این حقیقت را روشن میسازد، میفرماید:«حدَّثَنِی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالاکُلُّ قَرْیَهٍ أَهْلَکَ اللَّهُ أَهْلَهُ بِالْعَذَابِ لَا یَرْجِعُونَ فِی الرَّجْعَه[۷]» یعنی: هر قریه و شهری را که خداوند اهل آنان را به وسیله عذاب هلاک کرده باشد به هنگام آغاز ظهور و ظرف رجعت برنمی گردند آنان به کیفر دنیوی و نسبی خودشان رسیده اند بدون شک این نوع بازگشت مربوط به رجعت و بازگشت در دنیاست نه قیامت چرا که بدون تردید در قیامت همگی زنده شده و بر میگردند خواه آنان که در دنیا به عذاب الهی هلاک شده باشند و یا آنان که به طور طبیعی از دنیا رفته باشند و تنها آنان که هلاکت آنها از ناحیه گناه و به کیفرجنایت بوده باشد رجعت در دنیا ندارند ولی در قیامت همگی برمی گردند و خدا در سوره انعام آیۀ ۶ فرمود «أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَکِّنْ لَکُم» آیا ندیدند که ما چه بسا از اقوام و، گروههایی را هلاک ساختیم بعد از این که به آنان امکانات زیادی دادیم که به شما آن همه امکانات را نداده بودیم ولی آنان به جای شکر ناسپاسی کردند «فَأَهْلَکْناهُمْ بِذُنُوبِهِم[۸]» پس به کیفر گناهانشان و کفران نعمت آنان را هلاک و نابودشان ساختیم و لذا چنین اقوامی از رجعت به دنیا محرومند چرا که به مکافات اعمال به میزانی که مایه عبرت باشند در دنیا رسیده اند و با جرائم بزرگی که انجام دادند تمام پله ای برگشت را خراب کردند و خود را از رجعت مجدد به دنیا محروم ساختند. سوره یونس آیه ۱۳ ظلم و تمرد و عدم ایمان به انبیا را منشأ و دلیل هلاکت آنان دانسته و میفرماید:«لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ وَ ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا کَذلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمین» هلاکت آنان به دلیل ظلم به خویش و دیگران و عدم توجه به معجزات و ایمان نیاوردن به آیات الهی پس از دیدن معجزات و بینات است. سوره حجر آیۀ ۴ «وَ ما أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَهٍ إِلاَّ وَ لَها کِتابٌ مَعْلُوم» ما هیچ قوم و شهری را هلاک نکردیم جز این که سرنوشت معلومی برای آنها مقرر بود. به آنها مهلت و فرصت دادیم که متوجه شوند دست از لجاجت و کفر بردارند اما آنها دست برنداشتند طبق مشیت الهی هلاک شدند؛ بلافاصله میفرماید وقتی اجل یک امتی برسد هلاکت آنها بدون تأخیر میرسد.[۹] کسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله را مجنون میخواندند و یا مسخره می کردند می فرماید اگر آنان در زندگی دنیوی به عذاب گرفتار نشده باشند در عالم رجعت برمی گردند یا هلاکت آنها موعد خاصی دارد و اجل معینی که وقتی رسید هلاک میشوند زیرا برای هر قوم مجرمی پرونده معلوم و مشخصی در دنیا بوده و هست که باید مجازات بکشند مگر این که هلاکت و عقاب آنان با جنایات بزرگی که مرتکب شدهاند تناسب و همخوانی نداشته باشد مانند فراعنه دربارۀ فرعون و درباریان می فرماید:«فَکَذَّبُوهُمَا فَکاَنُواْ مِنَ الْمُهْلَکِین[۱۰]»آنان موسی و هارون را تکذیب کردند و دروغگو خواندند به همین دلیل در رود نیل غرق شدند،با وجود این که هلاک شدند معذالک ممکن است اینها در رجعت هم حضور پیدا می کنند تا اشد عذاب را دریابند یا عذاب نهایی آنها به قیامت کشیده شود یا متوجه عذاب در دنیا و آخرت باشند.[۱۱] به خاطر اینکه هلاکت آنان در برابر جنایات هولناکی مثل بریدن سر فرزندان بنی اسرائیل و کشتن هفتاد پیغمبر و اسارت زنها و به بردگی کشیدن آنها و گمراه کردن دیگران و دیگر گناهانی که مرتکب شده اند چندان به حساب نمی آید و به اصطلاح جرم آنها با جریمه آنان مناسب و معادل نمیباشد مانند کسانی که صدها نفر بیگناه را به قتل برسانند و یا جلو هدایت صدها تن را بگیرند یا حقوق مردم را غصب نمایند در برابر آن اعدام و یا کشته شوند این جریمه مناسب با آن جرم بزرگ نیست از این رو لازم است برگردند و به کیفر مناسبی در دنیا برسند و مایه تشفّی دلهای مظلومان و مقتولان شوند.
۲) در تفسیر علی بن ابراهیم دربارۀ مفهوم این آیه آمده است «فهذه الآیه من أعظم الدلاله فی الرجعه لأن أحدا من أهل الإسلام لا ینکر أن الناس کلهم یرجعون إلى القیامه من هلک و من لم یهلک» (تفسیر القمی، ج۲، ص: ۷۶ و تفسیر برهان، ج۵ ص،۴۸) این آیه بهترین و بزرگترین آیهای است که دلالت بر رجعت و بازگشت به زندگی دنیا دارد زیرا احدی از اهل اسلام منکر این نیستند که در رستاخیز کبرا تمام مردم محشور شده و برمیگردند ودر بحث پیشین گفته شد تکذیب کنندگان آیات الهی را که به کیفر نرسیده اند اجباراً در عصر ظهور و قیامت صغرا بازگشت داده می شوند. ولی هر مسلمانی میداند که تمام مردم در قیامت کبرا جهت پاداش اعمال وکیفر کردار، باز می گردند چه آنانی که در دنیا هلاک شده اند و چه کسانی که به أجل طبیعی از دنیا رفته اند ومکافات در دنیا ندیده اند بنابراین کلمه «لا یرجعون» دلالت بر عدم بازگشت در رجعت دارد وگرنه در قیامت همگی محشور و به مکافات میرسند.
۳) در تفسیر برهان نیز از امام صادق علیه السلام بازگو شده است که فرمود: «و من مَحَضَ الإیمانَ مَحْضًا، و غیرهم ممن لم یهلکوا بالعذاب وَ مَحَضُوا الکفر محضا یَرجعون» (البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص: ۸۴۰) هر قریه ای که به وسیله عذاب، اهلش را خدا هلاک نکرده باشد در زمان رجعت باز نمی گردند تنها در قیامت روحشان به جسم دنیوی برمی گردد تا در عذاب در برزخ بمانند ولی کسانی که به عذاب الهی هلاک نشده باشند ولی کافر محض و یا مؤمن محض باشند در رجعت برمی گردند تا به مکافات برسند و مؤمنان هم پیروزی دین حق را مشاهده نمایند.
۴) درحدیث دیگر امام صادق(ع) می فرماید: «کل قریه اهلک الله اهلَها بالعذاب لا یرجعون فی الرجعه و امافی اِلقیمهِ لَیرِجَعَون» (۱)
هر قریه و شهری که خداوند ساکنان آنها را به عذاب هلاک ساخته باشد آنان در رجعت و عصر ظهور برنمیگردند ولی در قیامت برمیگردند. این آیه به ضمیمه احادیث اهل بیت که مرجع علمی اسلامند روشن شد اکنون به نظرات مفسران اهل سنت میپردازیم.
نظرمفسران اهل سنت درموردآیه
«حَرامٌ عَلى قَرْیَهٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ[۱۲]» این آیه شریفه از نظر مفسران شیعه به معنای ظاهری گرفته شده است و از جمله « لا یَرْجِعُونَ» که به معنای عدم بازگشت به دنیا می باشد رجعت ثابت میشود یعنی حرام است بر اهل قریه ای که به خاطر جرم و جنایت در دنیا نابود شدند از این که مجدداً به دنیا برگردند و به هنگام تحقق رجعت جبران نمایند «فإنهم لا یَرْجِعُونَ» پس قطعاً آنان به دنیا برنمیگردند مفهوم آیه این است کسانی که در دنیا هلاک نشده اند با وجود این که ظلم و جنایت کرده اند قطعاً به دنیا برمیگردند تا به کیفر کردارشان در ظرف دنیا برسند بازگشت به دنیا پس از مرگ همان رجعت است که در یوم الله ظهور منجی عالم بشریت تحقق پیدا می کند حتی طبق روایات حضرت عیسی هم برمیگردد چون به موجب آیات قرآن خداوند از هر امتی گروهی را به دنیا برمیگرداند تا به کیفر برساند این معنا مطابق منطوق آیه است؛ اما مفسران اهل سنت کمتر به این نکته توجه پیدا کرده اند چون پیش فرض آنها انکار بلکه محال بودن «رجعت» قبل از قیامت است از این روی مجبور شده اند دست به توجیهات عجیب و غریب و تأویلات نامفهوم بزنند و آیه را از صراحت خارج نمایند ودر کانال تاریک و پرپیچ وخم تأویلات و ابهامات قرار دهند به عنوان نمونه عده ای از مفسرین « لا یَرْجِعُونَ » را عدم بازگشت به ایمان پس از کفر یا عدم بازگشت به توبه پس از هلاکت معنی کرده اند در صورتی که قومی که به عذاب خدا نابود شده اند فرصتی ندارند به توبه و ایمان برگردند از سوی دیگر نابود شدگان معنا ندارد که پس از نابودی به توبه و ایمان رجعت نمایند وانگهی بموجب آیه قرآن کسانیکه درلحظه مرگ قبل از مردن که فرصتی برای توبه دارند اگر بخواهند توبه کنند توبه از آنها پذیرفته نیست چنانچه درسوره نساء آیه ۱۸به این موضوع تصریح شده است تا چه برسد به بعد از هلاکت که نه فرصتی برای توبه دارند و به فرض محال پذیرفته هم نمیشود وانگهی چیزی که امکان ندارد مطرح کردن آن نامعقول است و کلام حکیم از گزافه گویی منزه است مثل این که کسی بگوید هر کس دشمن علی باشد نمیتواند به آسمان پرواز کند؟ در حالی که اگر دوست علی هم باشد نخواهد توانست بدون وسیله به آسمانها برود چون محال است. قرآن کریم یک کتاب معقول و منطقی است سخن نا معقول ندارد از این رو مفسران اهل سنت این آیه را از آیات مشکل قرآن می دانند گاهی حرام را بدون دلیل واجب معنا کرده اند و «لا» در«لایرجعون» را بی جهت زائد دانسته اند یعنی واجب است در قیامت برگردند.[۱۳] گوید:« حَرامٌ عَلى قَرْیَه أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ[۱۴]» یعنی مُمتنعٌ علی اهل قریه اهلکناها بالفعل رجوعهم الی الدنیا یعنی کسانی را که بالفعل هلاک کردیم محال است به دنیا رجوع کنند اولاً بازگشت به دنیا محال نیست چرا که به اتفاق سنی و شیعه همه رفتگان در قیامت زنده میشوند وانگهی اگر بازگشت رفته گان به دنیا محال بود قطعاً جمع کثیری از امت های گذشته زنده نمی شدند در حالی که آیات قرآن از زنده شدن آنها در امتهای گذشته خبر داده اند و مفسران اهل سنت چنان که مطالعه فرمودید این گونه رجعت را پذیرفته اند از جانب دیگر هدف از اعلام محال بودن از این که اقوام هلاک شده به دنیا برگردند و گذشته ها را جبران کنند چیست؟ که آیه در پاسخ میگوید محال است بعد از هلاکت به دنیا برگردند سایر اقوامی که هلاک نشده اند یا از مؤمنان و توابین میباشند طبیعتاً بازگشت آنها به دنیا برای تهیه زاد و توشه بیشتر پیش از قیامت کبری نباید محال باشد در حالی که مفسران اهل سنت اصل رجعت را در دنیا برای امت اسلامی و غیر اسلامی محال میدانند و آن را ساخته و پرداخته شیعیان و تناسخی ها می پندارند در حالی که اگر زنده شدن رفتگان محال بود باید در بین امتهای گذشته هم تحقق پیدا نمیکرد بلکه در قیامت هم باید امکان نمی داشت.
معنای دومی که این مفسر قرآن مثل تمام مفسران اهل سنت معنی کرده اند این است که:« ممتنع رجوعهم الی التوبه» معنی آیه میشود کسانی را که ما هلاک کردیم محال است که برای توبه برگردند این معنا هم مُضحِک است چرا که کسانی که هلاک شده باشند معلوم است محال است به توبه برگردند مگر این که زنده شوند و به دنیا برگردند تا فرصت بیابند و بتوانند از گذشته ها توبه کنند.[۱۵] پس از این معنای عجیب و غریبی که مینماید سپس میگوید: فیه ردّ علی مذهب القائلین باالرّجعه مِن الرّوافض و اهل التناسخ لایرجعون عن اعتقادهم یعنی این آیه در واقع ردّی است بر کسانی که به رجعت قبل از قیامت معتقدند مثل رافضیها «شیعیان» و همچنین ردّی است بر معتقدان به طرفداران تناسخ، اینها پس از هلاکت از ایمان و اعتقادشان که رجعت باشد برنمیگردند. جواب روشن است اولاً هیچکس پس از هلاکت از ایمان و اعتقادشان برنمی گردند بلکه نمیتوانند برگردند چرا که آنها نه ایمان واقعی پیدا میکنند و نه توبه، از سوی دیگر بازگشت و عدم بازگشت از عقیده متفرع بر وجود و زنده بودن و زنده شدن آنهاست در حالی که پس از مرگ دست آنها از دنیا کوتاه میشود. سوم این که اگر در حال هلاکت برگردند فایده ای ندارد. بسا ملحدان در لحظه هلاکت پشیمان می شوند و بر می گردند اما بازگشت آنها ثمری ندارد.
وانگهی تناسخ، هیچ ارتباطی با رجعتی که شیعه طبق قرآن و روایات معتقد است ندارد، مضاف بر این، تناسخ با تمام اشکالی که دارد از نظر شیعه و سنی مردود است بلکه غیر ممکن و محال میباشد حتی أئمه شیعه فرموده اند «من قال با التناسخ فهو کفر با الله العظیم» هرکس به تناسخ معتقد باشد مساوی با کفر به خدای بزرگ است.[۱۶]از جانب دیگر تناسخی ها به حلول روح متوفی به چنین انسان، حیوان و گیاه و جماد معتقدند و این انتقال هیچگونه ربطی به رجعت زمان ظهور منجی ندارد معلوم می شود مفسر عزیز معنای تناسخ را نمی داند.
بعضی از تفسیرهای اهل سنت مجبور شده اند« لا یَرْجِعُونَ » را به عدم رجوع به دنیا پیش از قیامت تفسیر کرده اند، ولی توجه به مفهوم مخالف آن نکرده اند به این که آنانی که با وجود جنایت و گناه به عللی هلاک نشده باشند پیش از رستاخیز به دنیا برمیگردند تا به کیفر کردار برسند یا هلاک شوند و یا توبه کنند و…
تفسیر المنیر این گونه معنا میکند حرامً یعنی محال است بر اهل قریه ای که فرمان و حکم به هلاک آنها داده ایم که به توبه بازگردند یا به دنیا قبل از قیامت برگردند این مفسران مجبور شده « لا یَرْجِعُونَ » را رجوع به دنیا پیش از قیامت تلقی کنند ولی «لا»، را زائده حساب کرده اند که در واقع میخواهند بگویند ممکن نیست در آخرت برای حساب و کتاب برنگردند سپس به آیه« فَلَا یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَهً وَ لَا إِلىَ أَهْلِهِمْ یَرْجِعُون[۱۷] » یعنی اگر آنان را مسخ میکردیم و به شکل حیوانی درمی آوردیم آنها نه قدرت سفارش به دیگران پیدا میکنند و نه به اهل و اولادشان برمیگردند. در این آیه « لا» زائده برای تأکید است یعنی قطعاً قدرت توصیه و مراجعه به اهل و عیال نداشته و ندارند چون مردم به میمون و خوک و خرس توجه نمیکنند و آنها هم به حیوان تبدیل شده اند نمیتوانند حرف بزنند.[۱۸] ولی تنظیر به این آیه درست نیست چون در این آیه سخن از هلاکت نیست بلکه سخن از تبدیل انسان به حیوان است«مسخ»؛ نه مرگ و هلاکت آنها، وقتی انسان حیوان شود نمیتواند توصیه کند چون زبان انسانی ندارد و نه به اهلش می تواند مراجعه نماید چون او را راه نخواهند داد. در تفسیر الوسیط[۱۹] نیز بر خلاف ظاهر آیه« لا یَرْجِعُونَ» را به معنای رجوع برای پاداش در قیامت تأکید شده است و در صورتی که آیه هیچ ربطی به قیامت ندارد، به همین جهت از صاحب تفسیر فتح القدیر برای حل مشکل آیه چنین نقل کرده که جمله« أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ» محلاً مرفوع و مبتدا است و کلمه « حَرامٌ »خبر مقدم است و مفهوم آیه این است حرام و محال است برای اهل قریه ای که هلاک شده اند برای کیفر کردارشان در قیامت برنگردند بلکه قطعاً برمیگردند.[۲۰] در حالی که برگشت در قیامت برای حساب و کتاب اختصاص به قریه هلاک شده ندارد بلکه تمام مردم از نیکوکار و بدکار و کسانی که در دنیا هلاک شده یا نشده باشند بیگمان در قیامت برمیگردند وانگهی مگر کسی معتقد بوده یا میباشد که آنانی که هلاک شده اند مجدداً در قیامت برنمیگردند چون عذاب را در دنیا چشیده اند در حالی که این موضوع بر خلاف ضروریات دین و قرآن است ولی در این آیه سخن از اهل قریه ای میباشد که در دنیا به عذاب الهی نابود شده است و محال است برگردند یا هرگز برنمیگردند اما امکان بازگشت در آیه مشخص نشده است ولی به قرینه آیات بعدی مشخص میشود که مقصود از بازگشت به دنیا قبل از قیامت است وگرنه بازگشت در قیامت مخصوص هلاک شدگان نیست بلکه تمام خلائق جهان در قیامت حاضر میشوند.
در ادامه میفرماید بعضی از علما چنین گفته اند که ابو مسلم این آیه را از تتمه آیه قبلی به حساب آورده است و «لا» را زائده دانسته است میگوید«لا و حرامٌ» به منزله نفی در نفی است که معنای اثبات میدهد و طبق این تفسیر «معنای آیه چنین میشود که حرام و محال است بر قریه هلاک شده، رجوع نکردن آنها در عالم آخرت بلکه واجب است بازگشت آنها برای رسیدن به جزا و پاداش در قیامت.»
بنابراین هدف از آیه باطل ساختن گفتار منکرین قیامت و تثبیت جزای اعمالی است که گفته شد که قرآن در آیه قبل فرمود:«… فَلَا کُفْرَانَ لِسَعْیِهِ وَ إِنَّا لَهُ کَتِبُون[۲۱]» یعنی خدای سبحان به زودی او را زنده میسازد و جزای عمل او را میدهد.
زمخشری در تفسیر کشاف میگوید:[۲۲] کلمه«حرامٌ» استعاره شده به جای چیزی که وجودش محال است چنانچه خداوند میفرماید:«… إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْکافِرین[۲۳]» یعنی منع کرده است از آنها. و مقصود از رجوع بازگشت از کفر به اسلام و از گناه به توبه است میخواهد بفرماید تحقیقاَ قومی را که خدا بر هلاک ساختن آنها تصمیم گرفته تصور نمی شود از این که به دنیا برگردند و توبه کنند مگر در روز قیامت، در آن روز هم بازگشت به ایمان و توبه مفید نیست. سپس میفرماید قول اول به حق نزدیکتر است چرا که آیه به وضوح روشن میسازد که حکمت خدا بر این جاری شده است که هلاک شدگان به سبب کفرشان در قیامت برگردند و حسابرسی شوند.
فخر زازی[۲۴] هم عیناً مانند زمخشری آیه را تفسیر میکند که تکرار آن خسته کننده است.
۵) ابوالفتوح رازی که از مفسران نامدار شیعه است ولی بسیاری از مفسران اهل سنت و شیعه از آن تفسیرها استفاده کرده اند حتی گفته شده است که فخر رازی در تفسیر کبیر مانند سایر علمای اهل سنت از آن تفسیر اقتباس کرده اند در مورد این آیه چنین می گوید: که عبدالله بن عباس گفت اصحاب ما به این آیه بر امکان رجعت تمسک کرده اند چون خداوند فرمود روزی که ما از هر جماعتی گروهی را زنده می سازیم بی گمان این آیه مربوط به قیامت نیست اما قرینه دیگر آیه بعدی است که می فرماید«حَتىَّ إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُم مِّن کُلِّ حَدَبٍ یَنسِلُون[۲۵]» تا زمانی که سد یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر زمین بلندی سرازیر شدند در این موقع برنمیگردند، البته ظهور گروه یأجوج و مأجوج از علائم قبل از قیامت عظما میباشد و این حادثه در عصر ظهور امام زمان«علیه السلام» اتفاق میافتد. اهل سنت نیز به این حقیقت اعتراف دارند که غلبه بر یأجوج و مأجوج از علائم نزدیک شدن قیامت است نه از علامت خود قیامت از اشراط الساعه است؛ آنها از پشت سدی که ذوالقرنین ساخته بیرون میآیند و یا بیرون آورده میشوند که اگر تسلیم شوند در امانند وگرنه کشته میشوند قرینه بعدی بر دلالت آیه بر رجعت، آیه« وَ اقْترََبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِىَ شَاخِصَهٌ أَبْصَرُ الَّذِینَ کَفَرُواْ یَاوَیْلَنَا قَدْ کُنَّا فىِ غَفْلَهٍ مِّنْ هَذَا بَلْ کُنَّا ظَلِمِین[۲۶]» یعنی وعده خدا که همان پیروزی اسلام بر کفر جهانی باشد وقتی تحقق پیدا کرد پس ناگهان چشمان کافران با ظهور امام زمان و غلبه اسلام بر تمام ادیان و نظامات سیاسی و مادی خیره میشود و می گویند ای وای بر ما که چگونه از این روز بزرگ غافل بودیم و از چنین روزی خبر نداشتیم از این رو به ظلم و ستمگری ادامه داده و به سر می بردیم پس بنابراین با ظهور ناگهانی مُصلح آینده، مستکبران غافلگیر میشوند و رجعت را، تحقق یافته میبینند. در آن روز وعده خدای متعال که فرمود:« هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون[۲۷]» بدون تردید تا کنون وعده الهی که غلبه همه جانبه اسلام بر تمام ادیان جهان است محقق نشده است زیرا نه در قالب فرهنگی و نه از نظر سیاسی و نظامی ونه از نقطه نظر منطقی و کلامی به هیچ وجه غلبه ای تا کنون پیدا نشده است و پیروزی در تمام اشکالش به هنگام قیام حضرت مهدی تحقق پیدا میکند.
. سوره انبیاء، آیه ۹۵ [۱]
. تفسیر طبری ج ۱۷، ص ۶۱؛ تفسیر تبیان ذیل آیه ۹۵ سوره انبیاء [۳]
.سوره الحاقه آیه ۶ « وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِکُوا بِریحٍ صَرْصَرٍ عاتِیَهٍ » امّا عاد، به [وسیله] تندبادى توفنده سرکش هلاک شدند.. [۴]
.سوره الحاقه، آیه ۵ « فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطَّاغِیَه» قوم ثمود به جرم طغیان هلاک شدند.[۵]
. (بحار الأنوار، ج۵۳، ص: ۵۲) [۷]
. سورهای مؤمنون آیه ۴۳ و حجر آیه ۵ « ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّهٍ أَجَلَها وَ ما یَسْتَأْخِرُون» [۹]
. سوره غافر آیه، ۴۶ «… وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَاب» [۱۱]
. البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید ج ۳ ص ۴۹۸ [۱۳]
. البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید ج ۳ ص ۴۹۸[۱۵]
. . تناسخ از نسخ مشتق است و به معنی حلول روح مترقی در بدن جنین انسان که این را «نسخ» گویند اگر روح به جنین حیوانی حلول کند نامش« مسخ» است اگر در قالب گیاه برود« فسخ» است و اگر در قالب جماد برود «رسخ» است که از نظر مکتب شیعه و سنی محال و غیر ممکن است و اعتقاد به آن کفر به خداست. [۱۶]
. تفسیر منیر فی العقیده و الشریعه و المنهج ج ۱۷ ص ۱۳۰ [۱۸]
. تفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ص ۲۵۰[۱۹]
. تفسیر فتح القدیر شوکانی ، ج ۳، ص ۴۲۶ [۲۰]
. تفسیر الکشاف، ج ۳ ، ص ۱۳۴[۲۲]





