نویسنده : مهندس علیاصغر حمزه گودرزی
به فکر فرو می روم، چرا دنیای ما اینقدر ناامن شده است؟ چطور ممکن است موجوداتی که خود را انسان می نامند، آنچنان وحشت و دهشت ایجاد کنند که روی چنگیز و آتیلا را هم سفید کرده باشند؟ کسانی بنام انسان براحتی سر می برند، انسان های در قفس را آتش می زنند براحتی اماکن اجتماعات انسانی را منفجر می کنند. هواپیما را با تمام سرنشینان آن ساقط می کنند و به دیار عالم بازپسین می فرستند. راستی چرا؟ اوج سفاکی و خونریزی بدون حد و مرز! چرا؟آنهم به نام حکومت اسلامی:
در همین اندیشه بودم که به یاد حوادث غمبار محرم ۶۱ هجری و به خاک و خون کشیده شدن حضرت سید الشهدا و یاران باوفایش افتادم و آن حوادث تلخ که هنوز و با گذشت صدها سال زخم های شرافت انسانی از آن التیام نیافته است. حالا دیگر حسین فقط متعلق به شیعیان نیست، بلکه خروش از سراسر جهان در اعتراض به این جنایت عظیم بلند است.
راستی ماهیت کسانی که جرأت کردند کاروان بی پناه در دانه خلقت، عصاره رسالت و یگانه امامت را آنچنان به خاک و خون بکشند و عرش و فرش را برای همیشه عزادار کنند چه بود؟کنکاش زیاد لازم نیست.
معاویه با همه دشمنی با امیرالمؤمنین (ع)، جرأت نکرد جز رودرو با ایشان روبرو شود. امام حسن (ع) را از سر فرزند شیفتگی و زوری خلافت او هم بعلت آمادگی جعده همسر امام و خیانت مکرر سرداران جرأت ترور خانگی پیدا کرد.
یزید بعد از جریان های رسواکننده شام، با شرمندگی به امام سجاد (ع) و روی بمردم فریاد زد: من نگفته بودم با شما چنین کنند!!! خدا عبیدالله بن زیاد را لعنت کند که چنین کرد. بعد از مردن یزید هم، فرزند او معاویه خلافت را نپذیرفت و خود را از صحنه نامشروع سیاسی کنار کشید و امام سجاد را شایسته خلافت دید.
عبیدالله فرزند زیاد بن ابیه به معنی زیاد پسر پدرش است. زیاد نه بنام پدرش بلکه بنام مادرش شناخته می شود. زیرا پدر زیاد نامعلوم بود. هر چند معاویه تلاش کرد او را برادر خود معرفی کند اما جامعه نپذیرفت. راستی جنایت کربلا جز بدست یک زنازاده مشهور و فرومایه و تحقیر شده مقدور نبود. در مورد شمر و دیگر قاتلان کربلا هم حرف ها و حدیث های فراوان بر سر زبان هاست.
کم کم افکارم اوج میگیرد. شهادت پاک ترین انسان بدست شقی ترین فرد!!! راستی چه فرقی بین ازدواج شرعی و جاری شدن صیغه عقد و ازدواج باصطلاح امروزی ها، سفید است. در عمل که یکی است. چرا ذبح گوسفند بدون ذکر نام خدا حرام است. وقس علیهذا. تا حدی که شاید بدون نام خدا آب هم نباید نوشید. چراگاه معامله بازار بدون صیغه عقد باطل است؟
روزی در نزد امام صادق (ع) مردی رو به فردی سیاه چرده کرد و او را “مادر بخطا” صدا کرد. حضرت برآشفت و گفت مادر او در دین خودش ازدواج رسمی و پاک کرده است. حق نداری او را زنازاده بگویی.
امروز یکی از مشکلات جوامع اروپایی، تعداد کثیر کودکان نامشروع و محصول سال ها تداوم ازدواج های سفید است. سازمان ملل آمار این کودکان را بالای ۳۰ درصد وانرایک خطر عمده می داند.
شاید روزی که فروید برای شکوفایی ذهن انسان ها، کنترل شهوت را یک عامل منفی معرفی می کرد و آزادی روابط جنسی را تبلیغ می نمود، نمی دانست چه دام شیطانی بر سر راه خوشبختی انسانها می گستراند.
سال ها قبل تب جنون گاوی اروپا را فرا گرفت. معلوم شد منشا آن استفاده از پسمانده گوشت گاو در خوراک دام است. گاوهایی که نوعا ذبح شرعی نمی شوند و نام خدا بر آنان جاری نمی گردد گوشت حرام خوک چه فرقی با گوشت حلال گوسفند دارد، هر دو پروتئین هستند و ظاهرا تفاوتی ندارند. اگر فرق ندارند، جنون گاوی از کجاست؟
آیا واقعا فرزندان ازدواج های سفید و بدون یاد و نام خدا هم در معرض جنون بشری نیستند؟!!
از قضا پیش بینی نظر فروید در مورد رشد علمی جامعه با آزادی جنسی!! درست از آب درآمده است! داعش در جابجایی نفر، پول و اسلحه از نرم افزارهایی استفاده می کنند که قابل رهگیری توسط سازمان های اطلاعاتی رایج نیست. فی الواقع اینان از نظر عاطفی و روحی هم قابل ارزیابی و رهگیری نیستند.
راستی عواطف و احساسات حیوانات، برای انسان ها قابل ارزیابی است؟ در حال حاضر پیشرفته ترین انسانها هم نمی توانند تمام احساسات حیوانات را ارزیابی کنند.
روزی که خداوند آدم را خلق کرد و همه چیز را به او آموخت و او و همسرش را در بهشت جای داد به او گفت: “و لا تقربا هذه الشجره ” یعنی به این درخت نزدیک نشوید و هیچ توضیح دیگری نداد. جز اینکه از ظالمان آدم با توصیه شیطان و بامید جاودانگی به سمت آن درخت رفت و با خوردن میوه آن شرمگاههای او هویدا شد و عریان گردید. چنین شد که اولین خطای او آخرین خطا در بهشت بود.
هیچکس جز ذات پروردگار نمی تواند حکمت و اسرار دلیل و تاثیر جاری شدن نام خداوند را بهنگام نزدیکی و ازدواج زن و مرد و ذبح گوسفند و بسیاری از عقود و اوامر را دیگر بیان کند. این حوزه خاص حکمت الهی و اوامر و نواهی الهی است.
حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش تو چه میدانی که سعی باد و باران را چه شد
متاسفانه امروز اروپاییان پارا از این هم فراتر نهاده و همجنس بازی را قانونی میدانند. آیا سزایشان این نیست که شاهد اینچنین ناامنی خود ساخته باشند؟
راستی اساسا منشاء موفقیت اروپای صنعتی امروز از کجاست؟ بدون شک صنعت اروپا بر مدیریت استراتژی “مشتری محوری” استوار است. در حالیکه صنعت کشورهای پیرو صنعت اروپا “ تولید محور” است. صنایعی در اروپا حتی تکسازی و اصطلاحا فقط با سفارش مشتری تولید می کنند. چنین است که اروپا برای حفظ مشتری، هر روز بر کیفیت کالا و خدمات می افزاید و لذا همیشه پیشروی خود را در جهان حفظ می کند. او بدینوسیله بر تمام مقدرات مردم جهان حکومت می کند.
خوب از نظر مسلمانان، دین اسلام هم “مشتری محور” است. ان لله اشتری من المؤمنین باموالهم و انفسهم بان لهم الجنه؛ خداوند مشتری اموال و جانهای مؤمنین به بهای بهشت است.
صنعت مشتری محور اروپا بیشتری بازده و کمترین پسماند را دارد.
دین مشتری محور اسلام هم بیشترین سعادت و کمترین گناه را دارد.
از قضا در این بازار گرم و مکان دنیاطلبان، در دین خدا هم بعضی ها چون ابراهیم (ع) و حسین ابن علی (ع) فقط برای مشتری تکسازی می کنند. لذا کالای آنها هم کاملا بی عیب و جاودانه است.
ویژگی انسانهای صالح، توبه کردن و «اوّاب» بودن آنهاست. اطاعت امر پروردگار و مشتری تام و تمام، بدون چون و چرا.
حتی از دیرباز انسانهای تاجرمآب، تعریف های جالبی از مشتری، همچون ارباب و ناموس داشته اند. چرا خدا را ارباب خود نمی دانیم؟! چرا به ناموس خلقت تجاوز می کنیم؟
خداوند در قرآن، شیطان را دشمن آشکار انسان معرفی می کند. اروپا بداند راه از بین رفتن داعش و بازگشت امنیت، نه بمب اتمی، نه اسلحه و نه هیچ سلاح دیگری امکان پذیر نیست، تنها راه آن بازگشت به خدا و رعایت اصل مشتری محوری نهادینه شده در خلقت انسان و معرفی شده در اسلام است.
اروپا در پس قرنها زخم مسیحیت اروپایی که هرگز برای ایجاد آن دلیل موجهی پیدا نشد، سالها دین زدایی و خداگریزی را تبلیغ کرد. این است نتیجه آن، باید به اروپا گفت شما که مشتری محور هستید، بدانید برای مسیحیت اروپایی ساخته خودتان هیچ مشتری جز داعش نیست.یعنی عکس العمل اعمال اروپایی ها داعش است. پس خود را اصلاح کنید تا دنیایتان اصلاح شود.





