بداء چیست؟

سؤال از شما، پاسخ از ما

بداء چیست؟  بعضی از مشترکین از معنی بداء پرسیده اند که آیا برای خداوند بداء حاصل می شود یا خیر؟

یکی از شاخه های مباحث قضا و قدر موضوع «بداء» می باشد که دستاویزی بر ضد شیعه اثنی عشری قرار گرفته است.

فخر رازی در تفسیر کبیرش می نویسد: «قالت الرافضه: البداء جائز علی الله تعالی، و هو أن یعتقد شیئا ثمّ یظهر له أنّ الأمر بخلاف ما اعتقده»

می گوید رافضی ها (شیعیان) بداء را بر خدا روا می دانند و این که حق تعالی به یک امری معتقد است که باید محقق شود ولی پس از مدتی بر وی روشن می شود که برخلاف عقیده اوست.

فخر رازی هیچ منبعی و مأخذی در این نسبت مشخص نمی کند ما نخست بداء را از نظر لغت و فرهنگ اهل بیت معنا می کنیم تا حقیقت روشن شود.

بداء به معنای پشیمانی و برگشتن از رأی اول است و یا پیدایش رأی و اندیشه و تدبیری است روشن که از پیش نبوده است. (مفردات راغب، کلمه بداء «بدأ الشیء بدوأ أی ظهر ظهورا بیّنا») مانند «ثمّ بدا لهم من بعد ما رأوا الآیات لیسجنته حتّی حین» (سوره یوسف، آیه ۳۵)

بعد از آن که نشانه های پاکی یوسف را دیدند به خصوص پس از جلسه ای که برای زنان مصر در قصر عزیز مصر تشکیل شد و با آن وضع عجیب به پایان رسید فهمیدند که یوسف یک فرد معمولی نیست و بسیار پاک است پس تعبیر «ثم بدا لهم» یعنی رأی جدیدی پیدا شد اول نمی خواستند او را زندانی کنند ولی هنگامی که پاکی یوسف برملا شد و زلیخا و خاندان عزیز مصر به تدریج داشتند رسوا می شدند فی الفور یوسف را زندان کردند تا رسوایی خاندان خویش را بپوشانند، علمای شیعه به اتفاق آراء بداء را بر باریتعالی به طور مطلق جایز نمی دانند چرا که هرگز در علم و مشیت و تدبیر الهی تغییری حاصل نمی شود چرا که تغییر زاده جهل است و خدای متعال عین علم است و جهل و نادانی در ساحت قدس الهی راه ندارد.

چنانکه در آیه دیگر فرمود: «إن تبدوا ما فی أنفسکم أو تخفوه بحاسبکم به الله» (سوره بقره، آیه ۲۸۴).

یعنی آنچه را که در ضمیر باطنی دارید خواه ظاهر سازید یا مخفی نمایید خداوند از آن آگاه است و حسابرسی خواهد کرد این واژه اگر در مورد انسانها اگر به کار رود ملازم با جهل و تبدل رأی و عقیده می باشد. امام صادق (ع) رئیس مکتب شیعه با قاطعیت می فرماید: «من زعم أن الله یبدو له فی شیء الیوم لم یعلمه أمس فابرءوا منه» (کمال الدین، ج ۱، ص ۷۰)

هر کس گمان کند که خدای عزوجل چیزی را که در دیروز نمی دانست امروز بر او روشن شد از او برائت بجویید.

در حدیث دیگر فرمود: «فکلّ أمر یریده الله فهو فی علمه قبل أن یصنعه» (طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، متن ج ۱، ص ۶۴).

هر چیزی که اراده خدا بر تحقق آن تعلق می گیرد آن امر در علم خدا هست پیش از آنکه آن را خلق کند.

بنابراین تغییر و نو شدن رأی تغییر علم و مشیت است و در ذات مقدس الهی چنین تغییری امکان ندارد، و اینکه در قرآن و سنت سخن از غضب و رضا و حزن و اسف و اسقام الهی آمده است به معنای آثار غضب و مکر و رضا و حزن و أسف را بار کردن است به این معنی که رضای خدا از مؤمنین به پاداش دادن است چنانچه غضب او نزول عذاب است انتقام او بار کردن آثار انتقام درباره معاندان و کافران می باشد همچنین محبت و مودت الهی آثار آن را نسبت به مؤمنان بار کردن است.

شارح عمیدی در شرح تهذیب علامه می گوید: اگر امر ابراهیم به ذبح اسماعیل یک امر حقیقی بود و پیش از عمل نسخ شده باشد قطعا بداء لازم می آمد و این در مذهب شیعه باطل است پس باید بداء هم نظیر غضب و رضا و تردد و حزن به تأویل پرداخته شود. خداوند می خواست ابراهیم را امتحان کند و روح تعبد و اطاعتش شکوفا گردد وگرنه می دانست اسماعیل قربانی نمی شود. (به نقل ترجمه و شرح تجرید الاعتقادات، ص ۴۴۷، به قلم شعرانی).

بداء اگر درست تعبیر شود یکی از عقاید اسلامی است که تمام مسلمانان بدان عقیده راسخ و قاطع دارند ما نباید از کلمه بداء وحشت داشته باشیم زیرا هدف اصلی تفسیر واقعیت و معنای بداء می باشد نه لفظ آن.

حقیقت بداء به معنای صحیح آن بر دو اصل استوار است.

الف)خداوند متعال دارای سلطه و قدرت مطلقه است و هر گاه بخواهد می تواند تقدیری را جایگزین تقدیر دیگر کند در حالیکه بر هر دو تقدیر علم قبلی داشته است و هیچگونه تغییری در علم او راه نخواهد داشت چرا که تقدیر نخست آنچنان نیست که قدرت الهی را محدود سازد و توانایی بر دگرگون سازی آن را از خدا سلب کند خداوند می فرماید: «یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب» (سوره رعد، آیه ۳۹) و این آیه بر این حقیقت دلالت دارد و همچنین آیه «قل اللهم مالک الملک نؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و نعزّ من تشاء و تذّل من تشاء»(سوره آله عمران، آیه ۲۶) آنچه خدا بخواهد تغییر می دهد این همان مسأله بداست که شیعه درباره خدا به آن اعتقاد دارد و اهل سنت آن را نفی می کند در صورتی بدأ از نظر مکتب تشیع همان کاری است که خداوند متعال در لوح محو و اثبات انجام می دهد عقیده ای فراتر از آن در شیعه نیست گرچه بعضی از نویسندگان اهل سنت به شیعیان نسبت ناروایی می دهند آنان گمان می کنند که گویا شیعه بر این باور است که گاهی خدا چیزی را نمی داند و سپس بر نفی و اثبات آن علم پیدا می کند در حالیکه هرگز شیعه بداء را بر این معنی بر خدا اثبات نمی کند بلکه سخت از این عقیده برائت و بیزاری می جوید آنچه شیعه از عصر ائمه اطهار تاکنون به آن عقیده داشته و دارد این است که گاهی خداوند متعال چیزی را که مقدر کرده و اعلام نموده است به خاطر مصالحی تغییر می دهد و این نه به دلیل این است که حق تعالی مصلحت واقعی را نمی دانسته و بعد به آن آگاهی پیدا کرده است بلکه برای آن است که خداوند صلاح می دانست که چیزی اول به گونه ای مقدر و اعلام شود ولی به گونه دیگر تحقق پیدا کند این امر به خاطر مصالحی است که بعضی را می دانیم و بعضی از اسرار آن را نمی دانیم یکی از آن مصالح اعلام قدرت مطلقه خداوند است و هیچ عاملی نمی تواند قدرت خدا محدود سازد چنانچه یهودی ها فکر می کردند که «یدالله مغلوله» یعنی قدرت خدا محدود است و دیگر تشویق مردم به کارهای نیک و بازگشت آنان به خداست تا بدانند که اگر اعمال و صفات نیک را پیدا کنند می توانند سرنوشت خود را تغییر دهند کلمه «بدی الله» به مفهوم این است چیزی را که برای بندگانش پنهان بود آشکار ساخت اما در مورد افراد بشر اگر گفته شود بدأ لفلان یعنی چیزی که بر او معلوم نبود اکنون آشکار گردید چنین مفهومی از بدا را هیچ موحدی نه شیعه و نه سنی به خداوند حکیم نسبت نمی دهد آنچه شیعه عقیده دارد بیانگر توحید خالص و تنزیه خدا از هر عیب و نقصی است و بداء در آفرینش هم مانند نسخ در احکام در برابر عقیده یهودی هاست، شیعه عقیده مند است که اطلاق بداء درباره خداوند یک معنای مجازی است مانند مکر و خدعه و استهزاء و غضب که در مورد خداوند معنای معنوی غیر از مفهوم متداول در مورد انسان و حیوان دارد بلکه مکر و غضب به معنای بار کردن آثار آنها است وگرنه روایات زیادی درباره بداء در مورد خداوند متعال داریم که به نمونه هایی ذیلا اشاره می کنیم:

۱)ما عبدالله بشیء مثل البداء

۲) قال الرضا علیه السلام «ما بعث الله نبیا قطّ إلا بتحریم الخمر و أن یقرّ له بالبداء» (توحید صدوق، ص ۳۳۴)

۳) در حدیثی که به امام صادق علیه السلام منتسب است و همان دستاویزی بدست مخالفان قرار گرفته فرمود: «ما بدالله فی شیء کما بدا فی اسماعیل إبنی» (کمال الدین، ج ۱، ص ۱۵۸)

برای خداوند هیچ بدایی حاصل نشده به مانند بدایی که درباره پسرم اسماعیل حاصل شد گفته می شود گویا نخست امام صادق علیه السلام می خواست اسماعیل را برای امامت تعیین کند ولی چون او در زمان حیات پدر از دنیا رفت این حدیث را بیان کرد این روایت به صورت مسند در کتب شیعه نیست و شیخ صدوق آن را به صورت مرسل روایت کرده است سپس حدیث دیگری به این مضمون نقل می کند لیکن به جای اسماعیل إبنی فی إسماعیل أبی دارد که روایت را مخدوش می کند و بفرض صحت روایت یعنی مردم گمان می کردند اسماعیل پسر من امام بعد از من است با مرگ زودرس اسماعیل به مردم فهماند که اشتباه کرده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *