انتظار فرج

انتظار مکتب اعتراض

نویسنده: محمد باقر شریعتی سبزواری

مقدمه

در موضوع انتظار فرج مطالب تکراری در کتاب ها و نوشته ها زیاد به چشم می خورد به خصوص در عصر اخیر که رویکرد شگفت انگیزی نسبت به این نوع مباحث به وجود آمده بر کثرت آن از نظر کمیت نه کیفیت افزوده شده است در برخی از ابعاد مسائل مهدویت مانند جهانی شدن دین و مسیح دجال و فلسفه غیبت و غیره بازشناسی جدیدی انجام گرفته که قابل تقدیر می باشد لیکن در خصوص انتظار فرج به همان مطالب پیشین اکتفا شده و معما حل نشده است.

نگارنده سعی بلیغ دارد تا در این موضوع از طریق فهم عمیق عرفی از انتظار فرج، با استفاده از کتاب و سنت و تحلیل ها و مطالب تازه ای را مطرح ساخته و باب جدیدی را به روی پژوهشگران باز کند . از این روی برای فهم بهتر انتظار فرج،‌ قطع نظر از کتاب و سنت و فرهنگ و ادب، از دیدگاه ادیان و مذاهب سیاسی و اجتماعی نیز بازکاوی شده است. تا زمینه برداشت درست و عقلانی  فراهم گردد و انتظار به مفهوم اعتراض معترضان و قیام منتظران در مقاطع زمانی برای آماده سازی دنیا برای قیام جهانی مصلح موعود تبیین گردد.

در این بخش، انتظار فرج یک شعار عرفی و بین المللی برای نجات محرومان جهان تلقی شده است نه مجرد یک اصطلاح خاص دینی و برخاسته از شعار مکتبی خاص، چرا که بررسی و تحلیل های سیاسی و اجتماعی نظریه پردازان شرقی و غربی نشان می دهد که این موضوع از سنخ مسائل تأسیسی در مکاتب دینی نیست بلکه شارع مقدس مضمون آن را از اعماق خیر و سودای انسانها گرفته شده امضا و تقریر کرده است و خردمندان می توانند از آن برداشت اجتماعی مثبتی داشته باشند. همان مفهومی که قرآن و روایات رسول خدا صلی الله علیه و اله و أئمه دین علیهم السلام به کمک عرف عقلا و فرهنگ لغت فهمیده و بیان داشته است به همین جهت ، سنی و شیعه در فهم آن اتفاق نظر دارند و روایات مشترک فراوانی دارند حتی وجدان آزادگان دنیا نیز آن را می طلبد.

انتظار در نگاه ادیان

پیش از اینکه انتظار فرج رااز دیدگاه اسلام وادیان وکتاب وسنت بررسی نماییم لازم است به دو نکته اساسی اشاره گردد:

یکم- انتظار ظهور مصلح عالمگیر وپیروزی عدالت بر شرارت و حاکمیت صالحان بر فاسدان در آخرالزمان از اختصاصات ملت اسلام و مکتب تشیع نیست یلکه یک شعاری است جهانی و بین المللی و این اندیشه در میان تمام ملت ها و امتها بی رنج کشیده و ستم سوز دیروز و امروز دیده می شود که چند نمونه از آن را می آوریم: سپس به نکته دوم تحت عنوان انتظار و بی قراری می پردازیم.

الف) انتظار در مسیحیت

دنیای مسیحیت معتقد است که حضرت عیسی از میان مردم غیبت کرده  است ولی در آخر الزمان بازگشت خواهد کرد؛ و برخی دیگر بر این باورند که حضرت عیسی کشته شده و بدن وی به خاک هم سپرده شده ولی در روز سوم مشاهده گردیده که از قبر بیرون آمده و به آسمان صعود کرده است چندی نمی پاید که دوباره برای پادشاهی و حکمرانی بر روی زمین باز خواهد گشت می گویند که حضرت عیسی فدای گناهان امت شده و مدعی گردیدند که پیامبران پیشین رنج های آن حضرت را پیشگویی کرده بودند که حضرت عیسی پس از تحمل دردها و رنجهای فراوان به صلیب آویخته می شود. لیکن طبق مشیت الهی در آخر الزمان مجددا ظاهر خواهد و جهان را اصلاح خواهد کرد.

شوق ظهور حضرت مسیح باعث شد که مسیحیت گرفتار توهمات شدیدی شوند وتاریخ های مشخصی را برای تحقق این رویداد بزرگ پیشگویی نمایند که این گونه پندارها مانند پیشگویی های مشابه برخی از ادیان و مذاهب اتفاق نیفتاد.

۱)مثلاً شخصی به نام «ویلیام میلر» اعلام کرد که مسیح در سال ۱۸۴۳ تا ۴۴ ظهور خواهد کرد ولی چنین ظهوری محقق نشد، شخصاً معتقد شد که دیگر از این نوع پیش بینی ها را نباید بکند ولی فرقۀ «ادونیست های روز هفتم» بر اثر پیشگویی میلر به وجود آمدند و هم چنان تا روزگار ما باقی مانده اند. گروهی از «آناپتیست ها» در قرن ۱۶ برای آماده کردن زمینۀ سلطنت هزار ساله حضرت عیسی به پا خواستند و بعضی از شهرها را هم تصرف نمودند ولی شورش آنان به طور بی رحمانه ای سرکوب شد. حتی بعضی از فرقه ها برای ظهور حضرت مسیح و سکونت همراهان او آپارتمانهایی نیز تهیه کردند (۱) درکتب انجیل از زبان حضرت مسیح درباره ظهور پسر انسان سخن ها گفته شده است، طبق تفحص یکی از محققان بر این باور است که پسر انسان هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده است، تنها سی مورد آن به حضرت مسیح قابل تطبیق است ولی پنجاه مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عیسی نیز همراه او خواهد آمد و به حکومت او جلال خواهد بخشید( این همان باور شیعه امامیه و برخی از اهل سنت است) ولی از ساعت ظهورش احدی اطلاع ندارد بی گمان چنین شخص پیش بینی شده جز با حضرت مهدی علیه السلام قابل تطبیق نیست. بلکه با توجه به خصوصیات و شواهد کلامی و علائمی که در منابع اسلامی آمده بر امام مهدی علیه السلام بیشتر تطبیق می کند.

۲) در انجیل متّی بعد از اینکه حضرت عیسی علیه السلام  هشدار می دهد که افرادی به نام من می آیند و مدعی ظهور می شوند آنان را نپذیرید سپس از زبان حضرت عیسی می گوید: «آنگاه علامت پسر انسان (۲) در آسمان پدیدار گردد، در آن وقت جمیع طوایف سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای متراکم آسمان سوار و  با قدرت و جلال عظیم می آید». (۳)

۳) در انجیل لوقا می خوانیم «کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید، و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند، که چه وقت از عروسی مراجعت کند و در را بکوبد، هر وقت آید و در را بکوبد بی درنگ درب را برای او باز کنند پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید». (۴) در احادیث اسلامی از ظهور ناگهانی حضرت مهدی علیه السلام خبر داده شده است.

۴) در انجیل مرقُس می خوانیم… ازآن روز و ساعت (ظهور) غیر از پدر(خدا) هیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر انسان، پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید، زیرا نمی دانید که آن وقت کی معلوم می شود… در چه وقت صاحب خانه می آید، در شام یا نصف شب… مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد اما آنچه به شما می گویم به همه می گویم، بیدار باشید». (۵)

۵) در انجیل یوحنا هم می گوید: «و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا پسر انسان است و از این تعجب مکنید، زیرا ساعتی می آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می باشند آواز او را خواهند شنید، و بیرون خواهند آمد(این همان رجعت مردگان است که شیعه ۱۲ امامی معتقد است) (۶)

۶) در مکاشفه یوحنا هم می گوید: «علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد زنی که آفتاب را بر سر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است…. پس پسر نرینه را زایید که بر همه امت های زمین به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد». (۷) این پیشگویی با رجعت فاطمه زهرا سلام الله علیها و دوازده امام از فرزندان آن بانو که ستارگان درخشان دین هستند شباهت روشنی دارد.

بدون شک از تأملات دقیق عقلانی در این نوع آیات انجیل و بشارت ها و این نوع مکاشفه ها روشن می شود که شخص مورد بشارت در مکاشفه و سایر آیات انجیل بزرگترین موعود جهان انسانیت حضرت مهدی علیه السلام است که «در زمانی نامعلوم و ناگهانی از پشت پرده غیبت با شمشیر آتش زا (رمز قیام مسلحانه) ظاهر شده و با عصای آهنین عدالت و قدرت بر بشریت حکومت    می کند».(۸)

۷) در رساله پولس خطاب به رومیان آمده است «زیرا یقین می دانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد، هیچ است… و آن که برای حکمرانی امت ها مبعوث شود، امید امت ها بر وی خواهد بود. (۹)

در قسمتی از کتاب اعمال رسولان …  می خوانیم‌«ای مردان جلیل چرا ایستاده به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد باز خواهد آمد به همانطوری که او را به آسمان روانه دیدید». (۱۰)

ب) انتظار در نگاه یهودیان

در عصر ما یهودیان صهیونیست بااشغال سرزمین فلسطین در صدد بر آمده اند تا مگر حس حقارت همیشگی قوم یهود را برطرف نمایند با وجود این همواره، از تب و تاب انتظار آمدن موعود ملل در آنان کاسته نشده است و یهودیان در انتظار آمدن «مسیحا» به سر می برند، حدود صد سال پیش متفکران یهود اظهار داشتند که قوم ما طی سالیان متمادی در انتظار «مسیحا» خواری ها و مصائب و زخم زبان فراوانی را تحمل کرده اند ولی هنوز مسیحا ظهور نکرده اکنون کاسه صبر ما لبریز شده است از این رو به جا و به موقع است که خود به پا خیزیم و به وضع موجود پایان دهیم فلسطین را اشغال کنیم و حکومتی از یهودیها ایجاد کنیم، در مقابل آنان اکثر یهودیان  می گفتند این عمل کار درستی نیست زیرا مطابق باورهای دینی تنها «مسیحا» می تواند به چنین کاری اقدام نماید لیکن صهیونیستها گفتند ما درصددیم برای قیام جهانی مسیحا پایگاهی در فلسطین درست می کنیم، سپس با حوصله هر چه تمامتر به تبلیغ این ایده می پردازند چرا که گفتند انتظار تنها، کفایت نمی کند بلکه ما با اشغال فلسطین و تشکیل دولتی مقتدر برای یاری مسیحا به هنگام ظهور آمادگی و بستر سازی لازم را می کنیم تا او بیاید و حکومت را جهانی کند و سرانجام اکثر یهودیان را بر این عقیده قانع ساختند از این رو از آن تاریخ در سالگرد اشغال فلسطین چنین دعا می کنند «اراده خداوند چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا، گوش ما را نوازش دهد». (۱۱)

ج) انتظار در میان اقوام و ملت ها

اگر مطالعه گذرا در افکار و عقاید مختلف ملل جهان داشته باشیم خواهیم فهمید که این ایده اختصاص به جامعه مسیح و یهود ندارد بلکه تمام ملت ها و اقوام جهان در انتظار ظهور موعود جهانی به سر می برند منتهای مراتب هر قوم و ملتی از آمدن شخص خاصی سخن  می گویند و او را توصیف می نمایند:

هر کس به زبانی سخن از وصف تو گوید             بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

به عنوان نمونه:

۱) ایرانیان باستان معتقد بودند که «گرزاسپه» قهرمان تاریخی آنان زنده است و در «کابل»خوابیده و صد هزار فرشته او را پاسداری می کنند تا روزی که بیدار شود و جهان را اصلاح نماید. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۲) گروه دیگر از ایرانیان پنداشتند که «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار نمودن شالوده فرمانروایی،دیهیم و تاج پادشاهی را به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول، منظور دیهیم تاج پادشاهی است).

۳) برهمائیان در انتظار ظهور «ویشنو» در آخر الزمان به سر می برند که او بر اسب سفیدی سوار می شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفان را می کشد و تمام دنیا «برهمن» می گردد. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۸ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول و نشریه موعود، شماره ۱۹، ص۶۱).

۴) ساکنان جزایر انگلستان از چند قرن پیش منتظرند که «ارتور» روزی از جزیره «آوالون» ظهور نماید و ن‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۵) اسکاندیناوی ها بر این باورند که برای مردم دنیا بلاهایی می رسد، جنگهای جهانی اقوام را نابود می سازد آنگاه «اودین» با نیروی الهی ظهور می کند. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۶) اقوام آمریکای مرکزی نیز معتقدند که «کوتز لکوتل» نجات بخش جهان پس از بروز حوادثی در جهان پیروز خواهد شد. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۷) زرتشتیان به ظهور «سوشیانس» دل بسته اند که او دین را در جهان رواج دهد و فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۸) گروهی از مصریان که در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می زیسته اند عقیده داشتند سلطانی در آخر الزمان ظهور    می کند و با نیروی غیبی بر جهان مسلط می شود اختلاف طبقاتی را از میان برمی دارد مردم را به آسایش می رساند. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۹) اقوام مختلف هندی در انتظار بودا به سر می برند. او را مصلحی می دانند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانی را تشکیل خواهد داد. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۱۰) یونیان به قیام «کالویبرگ» عقیده دارند. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۱۱) یهودیان به قیام «ماشیع» که از اولاد حضرت اسحاق است معتقدند که او ابد الآباد بر دنیا حکومت خواهد کرد. (۱۲)

۱۲) هندوها در کتاب های مذهبی خود از ظهور حضرت مهدی با تعبیرهای مختلف سخن گفته اند:

۱)در کتاب «اوپانیشاد» که یکی از کتب معتبره هندوها به شمار می رود می نویسد«این مظهر ویشنو (مظهر وهم) در انقضای کلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، در حالی که شمشیر برهنۀ درخشانی به صورت ستارۀ دنباله دار در دست دارد ظاهر می شود و شریران را هلاک می سازد. (موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص۷۰۷ انتشارات میراث ماندگار، چاپ اول).

۲)در کتاب «باسک» که از کتاب های مقدس و آسمانی هندوهاست چنین بشارتی آمده است می گوید: «پادشاه عادلی در آخر الزمان، که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد وحق و راستی با او باشد و آنچه در دریا و زمین ها و کوهها پنهان باشد همه را بدست آوردو آز آسمانها و زمین و آنچه در آنها باشد خبر می دهد و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید».

۳)در کتابهای «پاتیکل» و «وشن جوک» و «دید» و «دادنک» و «ریک ودا» و «شاکمونی» و «گش» نیز مشابه این نویدها داده شده است در حالی که این مقال گنجایش ندارد خوانندگان می توانند به کتابهای ذیل مراجعه کنند. (۱۳) اینها نمونه ای از خروار و اندکی از نویدهای بسیار است.

در هر صورت انتظار حکومت عدالت گستر جهانی در آخر الزمان اختصاص به مسلمانها و شیعه دوازده امامی ندارد بلکه هر قوم و ملتی فراخور فرهنگ و اعتقاداتی که دارد در انتظار یک تحول جهانی واساسی به سر می برد. سیاستمداران و نظریه پردازان معاصر نیز وضع موجود را ماندگار نمی دانند و پیش بینی می کنند که انقلاب جهانی در راه است و باید زمینه سازی شود و جانها صاف و هموار گردد تا بشریت به کمک آن مصلح عالمی به وضع مطلوب برسد. اما انتظار فرج که درمکتب اسلام به ویژه  در مکتب تشیع بیشتر مطرح است اصولاً یک حال و هوای خاص و روحیه و عقیدۀ مخصوصی به وجود می آورد چرا که این شعار و ایده  از یک حقیقت تاریخی و مستند و غیر قابل انکاری برخوردار می باشد جامعه شیعه گرفتار توهم رهبر مرده و مزعوم نمی باشد بلکه در انتظار رهبری زنده، بیدار و آگاه و عادل و ناظر بر تحولات راستین و مجرب به سر می برند منتهای مراتب در اسلام در انتظار ظهور رهبر آینده و موعود ملت های مشخص و معلوم بسر می برد که دارای نام و نشان و حسب و نسب شخصی بسیاری از عالمان است و شخصیت الهی دارد و هیچگونه ابهامی در ولادت و غیبت کوتاه مدت و دراز مدت و زنده بودن او  نمی باشد، و مطابق اعتقادات جمع کثیری در غیبت کبری با نام و نشان محضر او شرفیاب شده اند. اگر ملل دیگر به شخصیت هایی افسانه ای و موهوم که اکثر آنها برای همیشه ناپدید شده و یا مرده اند یا در خواب عمیقی فرو رفته اند بسر می برند، به راستی نظریه آنان در مصادیق مزعوم و موهوم قابل مناقشه است ولی به اصل ظهور رهبر و صالح و انسان کامل خدشه ای وارد نمی شود. جامعه اسلامی به یک شخصیت واقعی و نام و نشاندار با تمام ویژگیهای شخصی و شخصیتی و سرزنده و ناظر معتقد است. کسی که به هنگام ولادت و پس از آن دهها نفر او را دیده اند و به دلیل حساسیت خلفای عباسی و پس ماندگان بنی امیه و جباران روزگار به امر الهی و ناگزیر زندگی مخفیانه را شروع کرده است، و این کار مطابق شیوه همه رهبران انقلابی در محیطهای خفقان جهان است و مسأله جدیدی نمی باشد آنان مطابق اخبار و آثار می دانستند که از امام عسکری فرزندی متولد می شود و اوست که جباران و حاکمان زر و زور و تزویر را نابود می کند از این رو امام  عسگری علیه السلام سخت تحت فشار و مراقبت بودند و چند زن جاسوس در خانۀ امام مراقب اوضاع و احوال همسران حضرت بودند از این رو امام یازدهم زندگی پیچیده و در حال تقیه را آغاز کرد تا این ذخیره الهی و تنها یادگار معصوم اسلام را حفاظت کرده و باقی بماند و نظارت دقیق بر روند حیات بشری و اسلامی داشته باشد و پس از آنکه بشریت تمام شیوه های حکومت جهان را تجربه کرده و در نهایت به بن بست رسید به خواست خدا قیام کند و مسلمانان آگاه و بیدار و فعال را از انتظار ظهور چنین رادمردی از تبار رسول خدا صلی الله علیه و آله و از فرزندان فاطمه سلام الله علیها بیرون آورد، و به رهبری او کاخهای ستمگران را نابود ساخته و طرحی نو دراندازد و جهانی تازه بسازد.

این قلعۀ  کفر  را  کند  بنیان                  وز   شهر   الوهی   آورد    بنّا

خشت آوردش زقالب  وحدت                 سنگ   آوردش   زکوی  استغنا

آبش   هم   آب   صفوت  آدم                خاکش همه خاک طینت یحیی

خشت و در و بام او زهم ریزد                خشت  و  در  و  بام تازه  آرد  تا

شهریش  کند   مکان کروبی                خلوتگه   یار   و  خالی  از اعدا

مانند  خیل  خانه ای   سازد                سر  حلقه   دین  و  قبلۀ  دنیا

آراسته    تر     ز نیّر    اعظم                پیراسته  تر    از    زروه    اعلا

دوم= انتظار و بی قراری

نکته دیگر اینکه، انتظار فرج قطع نظر از حالت درونی یک نوع شور و هیجان و امیدواری و بی قراری در منتظران راستین به وجود می آورد چرا که انتظار شعاری است عظیم و مسئولیتی است بسیار سنگین و شوری است پر هیجان و مخاطره انگیز و امیدی است دست یافتنی و راستین که می شود گفت:

انتظار، فریادی است خشمناک بر ضد ستمگران و مستکبران حاکم بر بشریت.

انتظار، قیامی است پر شور در راستای احقاق حقوق مظلومان و مغضوبان تاریخ.

انتظار، عصیانی است علیه بیدادگری، تبعیض و نابسامانی و بی عدالتی.

انتظار، حرکتی است تدریجی و آگاهانه و توفنده برای زمینه سازی قیام جهانی موعود ملت ها.

انتظار، مکتبی است در جهت اعتراض به وضع موجود برای دستیابی به وضع مطلوب.

انتظار، قلب تپنده تاریخ است به سود محرومان بر ضد مرفّهان بی درد در طول قرون و اعصار

انتظار، رستاخیز عمومی مظلومان و مستضعفان برای نابودی کاخ نشینان به سود کوخ نشینان است.

انتظار، طوفانی است سهمگین برای نابودی قدرت سردمداران استکبار و مفسدان و جایگزینی حاکمیت مؤمنان و صالحان.

انتظار، فراخوانی تمام محرومان، ستمدیدگان و عموم مؤمنان و پیروان ادیان برای قیام علیه مستکبران و جلادان و آدم کشان  است در آن روزگاری که محرومان و آزادیخوهان کمرهاشان در زیر انبوهی از بارهای گران و سنگین ظلم و جور خم آورده است به راست قامتان پرشور تبدیل شده و بر ضد حکومت های زر و زور و تزویر به رهبری منجی جهان به نبرد برخیزند و به قله پیروزی دست یابند.

چرا که ملت های محروم و سرکوب شده به تجربه دریافته اند که در زیر این آسمان از آغاز تاریخ تاکنون رهبران بسیاری تحت عناوین مذهبی و سکولاریستی و لیبرال دموکراسی حتی به نام و قیافه ی حاکمان اسلامی آمده اند و با شعار عدالت محوری و مبارزه با تبعیض، حکومت خود را آغازیده اند اما در نهایت به سود وابستگان به حکومت و حفظ قدرت، معترضان را زندان و به قتل رسانیده چرا که احساس کرده اند که اجرای عدالت، به سود اکثریت محرومان جامعه است، نه برای حفظ حکومت ها و قدرت ها، آنان در طول حکمرانی تجربه کرده اند که گسترش و اجرای چنین آزادی و عدالتی موجب سستی بنیان حکومت های استبدادی است نه باعث تحکیم آن، چرا که در فضای حاکمیت عدل و آزادی؛ انتقاد و اعتراض و نهی از منکرات و امر به معروف هست و از سوی دیگر نقد حکومت مطلقه حتی برای رهبران اسلامی نیز قابل هضم و تحمل نمی باشد تا چه رسد به حکومت های لیبرالی و سکولاری و کمونیستی، در صورتی که به فرموده پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه وآله: «لَا یُغِلُّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ (أو الولاه أمرهم) وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِم»‏ (۱۴) به همین دلیل بود که ابوذرها فریاد می زدند ولی قدرت حاکم نقد این معترضان را بر نمی تابید و آنان را تبعید و زندان می کرد و هواداران خود را بر کرسی های قدرت می نشانید تا با تملق و مدیحه سرایی و اتصال آنها به لاهوتیان اطمینان خاطر حکومت های موجود را جلب کرده و مخالفان او را سرکوب و منتقدان را حبس و حصر یا منزوی نمایند و یا بگونه مرموزی سر به نیست نماید برخی از افراد می گویند حضرت علی علیه السلام با اعطای آزادی های سیاسی و اجازه انتقادهای تند و تیز حزب خوارج نهروان رو به ازدیاد گذاشتند و سرانجام نتوانست حکومتش پایدار بماند و شهید شد و عجیب است که وابستگان به حکومت های دیکتاتوری برای کشتن معترضان به امام علی علیه السلام مثال می زنند در حالی که امام علی علیه السلام همواره در مقابل تهاجم تبلیغات حزب خوارج قرار گرفت نه آنها را دستگیر و زندانی ساخت و نه آنان را محارب خدا و رسول دانست، نه مفسد فی الارض. (برای کشتن معترضان به امام علی علیه السلام مثال می زنند و آماری که معاویه ساخته است (چهار هزار کشته از خوارج) به علی نسبت می دهند امام علی علیه السلام با اعتراضات خیابانی خوارج مقابله نکرد تنها برای کشته نشدن اصحابش کارش به جنگ کشیده شد. ما نباید این گونه اشتباهات را تکرار کنیم (پناه بر خدا) این است که رهبران دنیا برای حفظ مقام و موقعیت خویش عدالت و آزادی را در مسلخ ریاست طلبی قربانی نموده و برای بقای حکومت خویش به سرکوب مخالفان و قلع و قمع معترضان و حبس و تبعید آزادیخواهان می پردازند. و آنگهی انتظار فرج اعتراض بر ظلم و جور و تبعیض و آرزوی تحقق حاکمیت عدالت است لیکن مفهوم عدالت با تمام ابعادش برای ملت ها روشن نیست چنان چه عدالت در میان حاکمان نیز مفهوم مخصوصی دارد و دولت های اسلامی هر کدام ادعای گسترش عدالت در میان ملت های خود دارند ولی اساس عدالت را در گام اول قبول حاکمیت و اطاعت بی قید و شرط از خلافت و ولایت می پندارند و بدین سان عدالت واقعی را در توجیه های هواپرستانه خود به مسلخ کشیده و می خواهند در پرتو ظلم، عدل را به اجرا گذارند و در سایه حبس و اعدام معارضان امنیت را تثبیت کنند به ویژه اینکه عدالت از نظر اسلامی یک معنای عرشی و عظیم دیگری دارد که به دلیل گرایش به مکتب اصاله العمل و پراکماتیزم همواره مورد غفلت رهبران دینی واقع شده است و آن نهادینه شدن عدالت در جان حاکم و نفوس رهبران سیاسی و  اجتماعی می باشد چرا که اگر در عمق جان و نفس انسان فرهنگ عدالت خواهی ریشه پیدا نکند بی شک عدالت آفاقی دوام ندارد زیرا تنها عدالت انفسی و حفظ و مراقبت های مداوم از آن می تواند به عدالت آفاقی و خارجی در سطح بسیار گسترده ای منجر گردد به طوری که زدن تازیانه بر حیوان و بیش از حد بار کردن چهار پایان و از راههای سنگلاخ و ناهموار بردن، ظلم تلقی می گردد و حتی احتکار جو و علوفه در انبارها از نظر حمایت حیوانات در اسلام جرم می باشد و باید درهای انبارها را باز کرد به نرخ عادلانه علوفه و جو را برداشت. تا حیوانات در مضیقه نباشند (مرحوم جواهر در باب نفقه حیوانات)، آری عدالت حقیقی در بدو امر جایگاهش نه در قله های کوهها و نه در عمق دریاهاست بلکه در دل و جان انسانهای مؤمن، عادل و با تقوا جایگزین شده سپس در زندگی اجتماعی رخ می نماید. و نهادینه شدن چنین عدالتی در نفوس انسان نیازمند به تهذیب و ریاضت نفسانی مداوم است آن هم به یاری ایمان راستین به خدا و باور به معاد امکان پذیر است بی شک مرد این میدان و مظهر اتم آن علی بن ابی طالب علیه السلام است که می فرماید: «وَ إِنَّمَا هِیَ نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِیَ آمِنَهً یَوْمَ الْخَوْفِ الْأَکْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَق‏» (نهج البلاغه، خطبه عثمان بن حنیف)  و تحقیقاً این نفس من است که به تقوی و خویشتن داری ریاضتش می دهم تا در بزرگترین روز وحشت بار قیامت، با امنیت و آرامش حضور یابد و از لغزشگاههای آن روز مخوف ثابت قدم بماند. و می فرماید درباره صفات متقین: «قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ- فَکَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْیَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ- یَصِفُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِه‏» (نهج البلاغه، ص: ۱۱۹) آدم متقی تحقیقاً عدالت را ملازم نفس و جان خود قرار می دهد و اولین گام تحقق عدل، نفی هوای نفس است او حق را توصیف می کند و به آن عمل می کند، زیرا بدون تقوی هوای نفس مهار نمی شود و عدالت نفسانی پیدا نمی شود. امام علی هرگز گروهی را در مقابل خوارج به خیابان ها نمی فرستاد تا با خوارج درگیر شوند بلکه تنها به پاسخ اشکال های آنان می پرداخت در حالی که شاه خائن شعبان بی مخ ها را ذخیره ساخته بود تا روزی به حمایتش به خیابان ها بیایند و مخالفان را سرکوب نمایند.

با روشن شدن مقدمات فوق اکنون به مفهوم «انتظار فرج» و کیفیت زمینه سازی آن از نظر عقل و دین می پردازیم.

با توجه به اینکه دیدیم تمام ملت ها هر کدام به نحوی در انتظار تحقق حکومت واحد جهانی یک مصلح به سر می برند و معتقدند که در آینده رهبری استثنایی، عادل و آگاهی جهان را اداره خواهد کرد و مسلمانان جهان نیز در انتظار تحقق چنین شرایطی به سر می برند، و بعضاً انتظار فرج را نیز شعار خود قرار داده اند تا بستر سازی و مقدمات آن قیام بزرگ را فراهم سازند از این رو تا معنای انتظار فرج روشن نشود کیفیت زمینه سازی برای تحقق ظهور منجی عالم بشریت روشن نخواهد شد، زیرا مجرد و مطلق حالت انتظار نمی تواند زمینه ساز ظهور باشد چرا که انتظار گاهی برآمده از یک حالت نفسانی است و زمانی مولود تبلیغ و گفتگوی کلامی است و گاهی زاده توهم و خیال می باشد و بسا ممکن است از یک نوع تعبد بدون تعقل نیز چنین حالتی ایجاد شود مانند بسنده کردن پیشینیان به یک سلاح ناکارآمد مثل شمشیر و نیزه وعدم توجه به این که اینها نمادی برای حالت انتظار با توجه به فرهنگ انتظار است. و گر نه شمشیر تهیه کردن اسلحه بدون عنایت به ابعاد انتظار، منشأ رکود و تنبلی و فرار از وظیفه است نه تحرک و پویایی. وانگهی تهیه اسلحه تمرین زیادی جهت کاربرد آن می طلبد.

انتظار فرج چیست

اصولاً باید دید انتظار فرج از چه مقوله ای است و مفهوم واقعی آن چیست آیا انتظار از مقوله حالات نفسانی است و یا یک نوع ایده و تفکر ذهنی محض است و آیا از سنخ اوهام و خیالات می باشد یا مفهومی است اعتقادی که از واقعیت خارجی حکایت می کند و مطالباتی را برای تحقق آن آرمان می طلبد و به فرض اینکه یک آرمان و اندیشه باشد آیا عملیات و کارهایی را که برای عینیت بخشیدن به آن ضروری است هم می طلبد یا خیر؟ و همچنین باید دید که انتظار فرج از نوع گفتار و مقوله گفتمان است که چنین اعتقادی اگر با گفتار مناسب توأم شود بتواند امید و آرامش فردی و اجتماعی به وجود آورد و یا گفتاری است توأم با تلاش مضاعف؟ یا از نوع اعمال قلبی و جوانحی است که در فکر و دل منتظران نهفته و منشأ شور و امید می شود و یا خیر از سنخ اعمال خارجی و جوارحی است، زیرا اگر اندیشه ای توأم با اعمال گسترده و مضاعف باشد به طور منطقی می تواند ثمر بخش و راهگشا باشد وانگهی تحقق انتظار و پیروزی همه جانبه در جامعه، همت بلند و تلاش مضاعف و تصمیم سازی جدی را در پی خواهد داشت، و گرنه دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

وانگهی آیا انتظار فرج یک شعار دینی است که شارع مقدس آن را تأسیس کرده است و یا یک شعار عرفی و عقلانی است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله از آن سخن گفته و صحت آن را امضا کرده است و احکامی در آن راستا صادر نموده است به عبارت برتر آیا انتظار همان مفهومی را در بر دارد که در عرف بین الملل و در میان فرهنگ ها نیز رایج وشایع است یا یک شعار اسلامی خالص و برگرفته از متون دینی می باشد از جانب دیگر باید فهمید انتظار یا قید «فرج» روی هم رفته چه مفهومی دارد و چه ابعادی ؟ نگارنده معتقد است مادامی که مفهوم انتظار فرج از نظر قرآن و سنت مورد بررسی قرار نگیرد معنای حقیقی و ابعاد واقعی آن روشن نخواهد شد و حداقل باید دید اسلام از شعار انتظار فرج در میان پیروانش چه انتظاری دارد؟ همان انتظاری که هر جامعه خردمندی توقع از منتظران اصلاحات دارند یا خیر توقعی است مضاعف و تکلیفی است پرمسؤلیت، برای روشن شدن این مفهوم لازم است کلمه انتظار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و از نظر کتاب و سنت آن را بشکافیم.

انتظار در قرآن

قرآن کریم ماده «نظر» را گاهی در نگاه عادی و سطحی به کار برده است و زمانی در نگاهی عمیق و دقیق.

«وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَهٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْض‏» (سوره توبه، آیه ۱۸)

هر گاه سوره ای نازل می شد بعضی از مردم به بعضی دیگر نگاه می کنند (منظور منافقان می باشد) که اگر کسی آنها را   نمی بیند از مجلس خارج شوند مبادا محتوای آیه رسواگر باشد یا از کوردلی با نظر تحقیر ؟ به آن می نگرند.

ولی بیشتر موارد مراد از ماده نظر، به مفهوم دقت و تأمل عمیق یا معرفت حاصل بعد از فحص و تأملات می باشد.

«وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد» (سوره حشر، آیه ۱۸)

باید هر کسی دقت و تأمل کند ببیند برای فردای خود چه پیش فرستاده است، تا با دست خالی وارد عالم بعدی نگردد.

ماده «نظر» به معنی انتظار هم آمده است: «وَ ما یَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلاَّ صَیْحَهً واحِدَه» (سوره ص، آیه ۱۵) این گروه منتظران جز در انتظار یک صیحه آسمانی نیستند. «فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلین» (سوره فاطر، آیه ۴۳)، آیا آنها جز تحقق سنت پیشینان را درباره اعمال و افکار خود انتظار دیگری دارند آن هم سنت هایی که قابل تغییر و تبدیل نیست «و لَن تَجِدَ لسنّه الله تبدیلا». «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُون» (سوره سجده، آیه ۳۰) اکنون که در آنها نه بشارت اثر دارد و نه انذار و اهل منطق هم نیستند از آنان اعراض کن و منتظر رحمت الهی و پیروزی باش و آنها هم منتظر عذاب و شکست به سر خواهند برد.

ماده نظر و انتظار به معنای مهلت دادن و تأخیر انداختن نیز آمده است: «قَالَ أَنْظِرْنِی إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُون‏» (سوره اعراف، آیه ۱۴) شیطان گفت: تا روزی که مردم مبعوث می شوند به من مهلت بده در جواب فرمود: انک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم(الحجر ۳۷ و سوره ص ۸۱) طبق بعضی از روایات روز قیام حضرت مهدی است که ابلیس او کشته می شود ولی فرزندان ابلیس به وسوسه ادامه می دهند.

«نَظِرَه» نیز به معنای مهلت و تأخیر است در قرآن دارد اگر مدیون و بدهکار در تنگنا باشد، وظیفه بستانکار مهلت دادن است تا گشایشی در کار او حاصل شود. (۱۶) با وجود کاربردهای مختلف نظر و انتظار باید گفت انتظار کشیدن عادی بدون فراهم ساختن مقدمات و بسترهای لازم مفهومی خرد پذیر نخواهد داشت، بلکه انتظار معنای مسئولیت آفرین و احساس تکلیف قابل توجهی را می رساند. در عرف مردمی هم چنین معنایی دارد من اگر در انتظار آمدن میهمان عزیزی هستم بدون شک قبلاً زمینه ها را آماده ساخته ام اتاق ها جمع و جور شده، نظافت رعایت گردیده نیازهای مهمانی فراهم شده است اگر برای شام ونهار می آیند هم تمام وسایل پذیرایی آماده شده است. ولی هرگز انتظار در هیچ فرهنگی به مفهوم وادادگی و رها کردن مسئولیت نمی باشد. انتظار نامعقول و عامیانه اصلاً انتظار نیست بلکه یک نوع وادادگی و گریز از مسئولیت و تنبلی و سستی کردن است به خصوص اگر انتظار مقید به قید(فرج) و یا حکومت نهایی و ایده آل به آن ضمیمه شده باشد، انتظار فرج به معنی انتظار پیروزی پس از تلاش مضاعف و تحمل مشقات بسیار و طرح نقشه حکیمانه و فراهم ساختن تمام عوامل پیروزی خواهد بود. به ویژه اینکه فرج به معنای گشایش بعد از تلاش و یأس از پیروزی باشد که به سادگی فراهم نمی شود. فرج همیشه بعد از سختیهای بسیار و فعالیت های زیاد میسر می گردد، الفرج بعد الشده که در زبان عربی اصطلاح شده همین معنا را می رساند و کتابی با همین نام و نشان و همین محتوا نیز نوشته شده است که در آن کتاب به مصادیق حصول فرج پس از تحمل مشقت ها و یأس کامل فراهم گردیده اشاره شده است.

انتظار فرج یک اصطلاح عرفی یا دینی

ما می دانیم که شارع مقدس بسیاری از مسایل سیاسی، اجتماعی، و عناوین فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی را به زبان بومی و عرف اجتماعی و در قالب اصطلاح معمول مطرح می سازد و در اغلب موارد اصطلاح جدید و زبان خاصی ندارد آن گونه که فلسفه، عرفان، طب و ریاضی و روانشناسی مصطلحات تازه و خاصی دارند به گونه ای که تا کسی با آنها آشنایی نداشته باشد نمی تواند مراد نویسنده را بفهمد از اینرو گرفتار توجیهات عجیبی می گردد به عنوان نمونه چند شعری از حافظ می آوریم تا اصطلاحات خاص را ندانیم معنای اشعار روشن نخواهد شد.

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید                           که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها

دوش    دیدم    که   ملایک در  میخانه زدند                            گل   آدم   بسرشتند   و  به   پیمانه   زدند

ساکنان   حرم   ستر  و   عفاف  و   ملکوت                             با   من   راه  نشین    بادۀ    پیمانه   زدند

بنابراین انتظار فرج یک مفهوم خاص و مسأله تأسیسی و دینی نیست بلکه مفهومی است که از حاق عرف دقیق گرفته شده است که می شود با کمترین دقت آن را فهمید. با توجه به مفهوم عرف عقلا و خردورزان جهان می توانیم مسایل انتظار را در قالب مصادیق یا متعلقاتش بدین گونه که ذیلاً آمده مطرح سازیم و سپس معانی مناسب انتظار را از هر کدام استخراج نماییم ملت های جهان چگونه در انتظار پیروزیها بسر می برند آیا قبلاً حرکات اعمال و طرح برنامه ای به اجرا می گذارند یا صرفاً در انتظار جبر زمان هستند مثلا  ۱) انتظار فرج نظامی ۲) انتظار فرج اقتصادی در بعد کشاورزی ۳) انتظار فرج فرهنگی ۴) انتظار فرج سیاسی ۵) انتظار فرج تجاری ۶) انتظار فرج علمی ۷) انتظار فرج اخلاقی و معنوی ۸) انتظار فرج در ساحت ورزش و تربیت بدنی و مسابقات بین المللی.

عناوین فوق، می تواند در ابعاد اجتماعی و حیات شخصی نیز مطرح باشد گرچه کاربرد اصلی آن در زندگی اجتماعی، سیاسی و نظامی است ولی در هر صورت تحقق هر کدام از آنها ساز و کارهای لازم و فراهم نمودن بسترها و شرایط خاصی را می طلبد نگارنده چند مورد از مسایل فردی را مطرح می سازد تا زمینه برداشت صحیح در ابعاد وسیع اجتماعی فراهم گردد.

انتظار فرج مالی: اگر کشاورزی، تاجری و بساز بفروشی بخواهد در انتظار فرج مالی در آینده به سر ببرد به گونه ای که دیون خود را ادا کند و زمینۀ ازدواج فرزندانش را فراهم سازد باید فی المثل در بعد کشاورزی نخست زمین را شخم زده و آماده ساخته باشد و بذر سالم را طبق اصول فنی در زمین مساعد و آماده بپاشد به موقع آب بدهد و گیاههای هرزه و خارهای اضافی که مواد معدنی زمین را جذب می کند وجین کند، سم پاشی نماید تا بذر مورد نظر دور از آفات سبز شده و به رشد لازم برسد و پس از رسیدن محصول آن را برداشت کرده و به فروش برساند و دیون خود را پرداخته و با حل مشکلات اقتصادی فرج و گشایش مورد انتظارش حاصل گردد. آری شب و روز باید تلاش نماید تا با عرضه و فروش محصول انتظار فرج مالی او محقق گردد. اگر کشاورزان از کاشتن بذر سالم دریغ کنند و یا سم پاشی و ریختن کود به موقع و به اندازه غفلت نمایند بی شک محصولشان گرفتار آفت می شود چنانچه کم آبی و یا علف های هرز که مواد حیاتی زمین را می مکند نیز از آفات محسوب می شوند چنین کشاورز تنبلی، طبعاً باید در انتظار ضرر و زیان باشند نه در انتظار فرج مالی. انتظار فرج مالی بدون طرح و برنامه و تحمل زحمات فراوان، یک انتظار نامعقول و مسخره به نظر می رسد مثل اینکه کشاورز تنها بذری بپاشد و به امید خدا رها کند و منتظر محصول فراوان باشد. البته آفات آسمانی هم مولود گناه و فسق و فجور است.

۲) یک محصل اگر بخواهد در کنکور قبول شود باید درسهای پایه را با دقت از نظر بگذراند و بر محتوای تمام کتابهای درسی مسلط باشد و در مقطع پیش دانشگاهی پیوسته درسهای گذشته را مرور کند و محتوای کتابها را در حافظه نگه دارد پس از طی این مقدمات با آمادگی کامل و امید بسیار وارد حوزه امتحانات شود چنین محصلی بی گمان از همه زودتر برگه امتحانی را تحویل داده و سرفراز بیرون آید و اگر پس از امتحان در انتظار پیروزی و آماده قبولی و فرج علمی بماند، معقول است.

۳) ورزشکاران ما در رشته های مختلف پس از تمرینات سخت و جانکاهی را که انجام داده و از نظر روحی و جسمی آمادگی کافی پیدا کرده باشند و تکنیک های رقیبان را بشناسند و طرق پیروزی را از مربی یاد بگیرند و یا تمرین و ریاضت های سختی را گذرانیده باشند می توانند با توکل و اعتماد به خدا وارد صحنه مسابقه شوند در این صورت انتظار پیروزی و فرج آنها معقول خواهد بود.

پیروزی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی هم شرایط و ضوابطی دارد و از سوی دیگر همت بلند و کار مضاعف، تمرکز فکری و عملی، همکاری دوچندان و اتحاد واقعی و عقل و تدبیر را بکار بردن برای رفع اختلافات داخلی و ایثار بیش از حد را می طلبد. جامعه ای که گرفتار درگیری داخلی و بدبینی و عدم اعتماد متقابل افراد، احزاب و نخبگان را نادیده گرفتن و داشتن دست اندرکاران غارت گر و ریخت و پاش های ناروا و مدیران نالایق باشند هرگز چنین جامعه ای نباید در انتظار فرج سیاسی، اقتصادی و نظامی و کشاورزی و تجاری به سر ببرند. ما در دوران دفاع مقدس در مقاطعی شاهد پیروزی های چشمگیر نظامی در جبهه ها بودیم چرا که ملت ما یکپارچه بود و همگی مطیع رهبری بی بدیلی مانند امام امت (ره) بودند، بسیج فداکار و سپاه مخلص آن هم در حد بالای اخلاص و ارتش کارآمد و معتقد داشتیم که به فرمان امام در مسائلی سیاسی و جناحی هرگز دخالت نمی کردند و تنها به فکر سعادت ملت و پیروزی اسلام بودند فرماندهان کارآمد، و مخلص و آگاه زیادی داشتیم که برنامه ریزی های حساب شده می کردند به همین دلیل هنگامی که به حمله نظامی دست می زدیم پیروزی عظیمی نصیب ملت ما می شد به گونه ای که در فتح المبین یازده هزار اسیر از عراقی ها گرفتیم ولی در بعضی از موارد هم اتفاق افتاده بود که برخی از فرماندهان و نیروهای نظامی به خاطر تبلیغات انتخاباتی جبهه را خالی می گذاشتند و به بازی های سیاسی می پرداختند در چنین مواقعی بود که به جای پیروزی شکست نصیب ما می شد این گونه فراز و نشیب های نظامی در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله هم اتفاق می افتاد مثلاً در جنگ احد هر چه پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت مکرر تأکید می کردند که دره پشت جبهه را خالی نگذارید اگر چه ما دشمن را شکست داده و عقب رانده باشیم لیکن سربازان به مجرد پیروزی سپاه اسلام بر لشکر کفار به امر فرمانده شان اعتنا نکردند و درۀ پشت جبهه را خالی کرده و به جمع غنائم روی آوردند. خالد بن ولید با چهارصد نفر از پشت آن دره حمله کردند و باقی مانده ها را کشته در نتیجه پس از پیروزی اولیه شکست بزرگی نصیب مسلمان ها شد و فهمیدند که امدادهای غیبی نیز حساب و کتابی دارد، و صرف ادعای مسلمانی کفایت نمی کند.

ما هم باید نهایت تدبیر و فداکاری را در زندگی سیاسی و اجتماعی داشته باشیم آنگاه در انتظار پیروزی و امدادهای الهی به سر ببریم با شعار توکل و اعتماد و ایمان هم نمی شود بی گدار به آب زد چرا که توکل عین تعقل است و اعتماد به راه خدا عمل به مقتضای عقل و تدبیر و اعمال سیاست و کیاست آن می باشد.

قرآن می فرماید: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین‏» (سوره آل عمران، آیه ۱۳۹)

در هیچ شرایطی سستی و حزن و غم به خود راه ندهید شما در رأس تمام امت ها و ملت ها قرار دارید اما به شرط اینکه در ادعاهای خود صادق باشید. به قول شاعر:

أنتم الاعلون فرمان خداست                             لیک خود با شرط کنتم مؤمنین

چون در اسلام گفتار و کردار و ایمان و عمل خالص و صالح باید با تدبیر و اندیشه و نیت صالح و خالص توأم باشند و گرنه ثمرۀ مطلوب و نتیجه مأمولی به بار نمی آورند، نه در تولید علم و فرهنگ پیشرفتی حاصل خواهد شد و نه در اقتصاد و سیاست و نه در اخلاق و دیانت و تمدن و تکاملی هم پیدا نخواهد شد چنان که در عصر خلفای بنی امیه و بنی عباس مسلمین رو به انحطاط گذاشتند. به قول شاعر:

دیروز   مسلم   آیت   اقبال   و   مکرمت                        امروز خود ببین  که  چسان نامکرم است

دیروز   مسلم   از   شرف   علم  سربلند                      امروز پشت مسلم و اسلامیان خم است

آن اقتدار خود چه شد این انکسار چیست                     آنش چگونه مبدأ و اینش چه مختم است

اکنون که مفهوم انتظار فرج از نظر قرآن و مفاهیم عرفی و عقلانی روشن گردید اکنون دراین زمینه به روایات می پردازیم تا تفسیری و تأییدی بر مطالب پیشین باشد و مفهوم آن بهتر روشن گردد و در ضمن محقق شود که انتظار فرج دارای ابعاد و شرایطی است که اگر تحقق پیدا نکند فرج حاصل نخواهد شد بلکه یأس و شکست نصیب منتظران می شود.

به چند حدیث از طریق اهل سنت و تشیع بسنده می شود تا به تعبیرات متنوع آشنایی حاصل آید و ابعاد آن بهتر روشن شود:

انتظار فرج در نگاه اهل سنت

۱) در منابع اهل سنت انتظار فرج بهترین عبادت آمده است قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أفضل العباده إنتظار الفرج. (۱۸)

در بعضی منابع «إنّ أفضل العباده إنتظار الفرج» دارد (۱۹) رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: تحقیقاً برترین عبادت انتظار فرج و گشایش و حصول پیروزی است. بی شک منظور از عبادت، نیایش اصطلاحی نیست بلکه عبادت همان اعمال قهرمانانه ای است که زمینه پیروزی را فراهم می سازد.

در برخی از احادیث به جای عبادت «أفضل الاعمال» یا «أحب الاعمال» نیز آمده است گر چه عبادت نیز یک نوع عمل می باشد. زید بن صوحان از امام علی علیه السلام می پرسد: فأیّ الأعمال أحبّ إلی اللّه؟ قال: انتظار الفرج (۲۰) فرمود: محبوب ترین اعمال در پیشگاه خدا انتظار فرج است بنابراین انتظار فرج یک نوع عمل می باشد.

۲) در منابع شیعی هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «أفضل أعمال أمّتی إنتظار الفرج من اللّه» (۲۱)

از مجموع این گونه عبارات که فرمود أفضل عبادت و عمل أمت، انتظار فرج است. معلوم می شود که بهترین اعمال و عبادت در هر عصر و زمان انتظار فرج از ناحیۀ الهی است چرا که این احادیث به صورت مطلق آورده شده است و شامل تمام عصرها و انسانها می شود یعنی «انتظار فرج» افضل اعمال امت، تنها در عصر ظهور نبی اکرم صلی الله علیه و آله و یا عصر غیبت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی باشد بلکه افضل اعمال امت در هر عصری و نسلی انتظار فرج است. باز به چند نمونه دیگر از احادیث برای روشن شدن ابعاد انتظار فرج می پردازیم تا بصیرت بیشتری حاصل گردد.

یک: انتظار و امید

امید سرچشمۀ انواع پیروزی ها و عملیات است مولوی مضمون حدیث را به شعر در آورده است:

گر نبودی میل امید ثمر              کی نشاندی باغبان بیخ شجر

اگر امید نبود هیچ مادری به کودکش شیر نمی داد. (حدیث رسول اکرم)

بدون تردید انتظار فرج نیز همواره توأم با امید به فرج است چنان که امید به فرج نقشه راه و فعالیت را در تمام عرصه ها می طلبد چرا که بدون امید معقول انتظار پیروزی معقول نیست اگر امید در کار نباشد هیچ حرکتی از انسانی صورت نمی گیرد باید همواره روح امید را در ملت ها زنده نگه داشت.

یکم- امام علی علیه السلام: «إنتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح الله، فإن أحب الاعمال إلی الله عزوجل انتظار الفرج (۲۲) چون انتظار فرج بعد از تحمل مشقات عملی و فکری امکان پذیر می شود و إحیاناً با یأس و نا امیدی توأم می شود از این جهت به منتظران خطاب کرده و می فرمایند: از روح بشارت الهی مأیوس نباشید بلکه همواره امیدوار باشید زیرا محبوب ترین اعمال در پیشگاه خدا انتظار فرج است در ادامه آیه می فرماید: تحقیقاً از امید و بشارت الهی جز قوم کافران نا امید نمی شوند.

دوم- در حدیث دیگر خود انتظار فرج بزرگترین فرج به حساب آمده است چرا که از سنخ عقیده و عمل و فعالیت است منتظران فرج با برنامه ریزی و پیکار مداوم و مناسب نرم افزاری و سخت افزاری وجنگ نرم با دشمنان فرهنگی و غیره در انتظار حصول فرج می باشند از این رو گفته شده خود انتظار فرج یک نوع فرج از ناحیه الهی است.

سوم- امام سجاد علیه السلام می فرمایند: إنتظار الفرج من أعظم الفرج (۲۳) انتظار فرج از بزرگترین گشایش کارها و فعالیت هاست چون توأم با امید و عمل عظیم و قهرمانانه است. انتظار فرج بدون عقل و تدبیر و تلاش وعمل نه تنها پیروزی نمی آفریند بلکه یک نوع شکست است.

در حدیث دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: المنتظر للثّانی عشر کالشّاهر سیفه بین یدی رسول الله صلی الله علیه و اله یذبّ عنه. (۲۴)

از کسی که در انتظار ظهور و بستر سازی جهت حاکمیت به حق امام دوازدهم باشد مانند این است که شمشیرش را کشیده و در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله می جنگد و از حریم رسول خدا دفاع می کند.

دو: انتظار فرج و صبر

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند                   در اثر صبر نوبت ظفر آید

صبر و پایداری از ابعاد انتظار فرج است، امام هشتم علیه السلام می فرماید: إنتظار الفرج بالصبر عباده (۲۵) در همین راستا امام صادق علیه السلام هم فرمود: من دین الائمه الورع و العفه و الصلاح… و انتظار الفرج بالصبر. (۲۶) از آئین ائمه دین ورع، عفت و  اصلاح و مصلحت خواهی و انتظار فرج در پرتو صبر و استقامت است.

انتظار فرج اگر با صبر و استقامت در آمیزد در این صورت یک نوع عبادت خواهد بود و گرنه بدون صبر و پایداری انتظار فرج معقول و میسور نیست، در حدیث امام صادق علیه السلام نیز انتظار فرج توأم با صبر و پایداری از دین امامان شمرده شده است.بنابراین الگوی انتظار فرج توام با صبر و استقامت و عقل و تدبیر امامان معصوم می باشند.

پنجم- بزنطی می گوید امام هشتم علیه السلام فرمود: ما أحسن الصبر و إنتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح «وارتقبوا إنّی معکم رقیب(هود ۹۳)» و «إنتظروا إنی معکم من المنتظرین فعلیکم بالصبر، فإنه إنما یجی ء الفرج علی الیأس و قد کان الذین من قبلکم أصبر منکم.

چقدر صبر و انتظار فرج عملی نیکو و زیبا می باشد مگر گفته عبد صالح یعنی شعیب و پیغمبر را نشینید که فرمود: «مراقبت کنید و من قطعاً به همراه شما رقیب و منتظر و مراقب اعمال می باشم، یا منتظر باشید و قطعاً من نیز از منتظران هستم، تا ثمره اعمال و افکار روشن گردد عذاب خدا بر قوم شعیب آمد ولی شعیب و یارانش از عذاب نجات یافتند. پس بر شما باد به صبر چرا که تحقیقاً فرج و گشایش بعد از یأس و ناامیدی در صورت صبر و پایداری فرا می رسد کسانی که پیش از شما بودند صبرشان از شما زیادتر بود چرا که شما مالک نفس خود نیستید و صبر را پیشه نمی کنید تا خداوند آنچه را که می خواهید محقق سازد و بدانید این امری که شما در انتظارش به سر می برید بر طبق خواسته مردم تحقق پیدا نمی کند بلکه آن به امر خدا و قضای الهی است که با صبر و پایداری جاری می شود و کسی تعجیل می کند که از فوت چنین فرصتی می ترسد در صورتی که رسول خدا صلی الله علیه و  آله فرمود: أفضل أعمال أمتی انتظار الفرج من الله عزوجل (۲۸).

ششم – در حدیث دیگر از أبی بصیر رسیده فرموده آیا می خواهید شما را با خبر سازم به چیزی که خداوند هیچ عملی را جز آن نمی پذیرد، عرض کرد بفرمائید فرمود: شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ وَ الْوَلَایَهُ لَنَا وَ الْبَرَاءَهُ مِنْ أَعْدَائِنَا یَعْنِی الْأَئِمَّهَ خَاصَّهً وَ التَّسْلِیمَ لَهُمْ وَ الْوَرَعُ وَ الِاجْتِهَادُ وَ الطُّمَأْنِینَهُ وَ الِانْتِظَارُ لِلْقَائِمِ ع ثُمَّ قَالَ إِنَّ لَنَا دَوْلَهً یَجِی‏ءُ اللَّهُ بِهَا إِذَا شَاءَ ثُمَّ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَهُ الْمَرْحُومَه (۲۹)

هر کس خوشحال می شود که از اصحاب قائم باشد پس باید منتظر باشد شک و تردید به خود راه ندهد و به آنچه از ناحیه خدا نازل شده اعتراف نمایید ولایت ما و برائت از دشمنان ما را قبول داشته و تسلیم باشید و از گناه پرهیز نموده و محاسن اخلاق را در حالی که متظر ظهور هستید به کار ببرید پس بکوشید و منتظر فرج باشید پیروزی گوارا باد بر شما ای امت مرحومه در صورتی که قائم ما قیام کند ولی آن شخص او مرده باشد ثواب انتظار فرج را به او خواهد داد.

سه: طمأنینه و انتظار فرج

نکته سوم در انتظار فرج عجله و شتاب مطلوب نمی باشد تنها باید به تکلیف و مسئولیت عمل کرد و در انتظار نتیجه آن که قیام قائم آل محمد است به سر برد تا خداوند هر وقت بخواهد محقق سازد. به قول مرحوم امام راحل (ره) ما مأمور به وظیفه هستیم نه مأمور به نتیجه گر چه کسی که به وظیفۀ مطلوب عمل کند قطعاً نتیجه مطلوب را از نظر مادی و معنوی در پی خواهد داشت و بدست خواهد آورد.

البته اگر ما به مسؤولیت و تکلیف الهی صادقانه و خالصانه و با عقل و تدبیر عمل کنیم بدون شک نتیجه سودمندی خواهد داشت.

کلینی با اسنادش از امام صادق علیه السلام نقل می کند که در محضرش از پادشاهان بنی عباس سخن به میان آمد فرمود: َ إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ مِنِ اسْتِعْجَالِهِمْ لِهَذَا الْأَمْرِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَعْجَلُ لِعَجَلَهِ الْعِبَادِ إِنَّ لِهَذَا الْأَمْرِ غَایَهً یُنْتَهَى إِلَیْهَا فَلَوْ قَدْ بَلَغُوهَا لَمْ یَسْتَقْدِمُوا سَاعَهً وَ لَمْ یَسْتَأْخِرُوا (۳۰)

فرمودند: مردمان را همواره عجله در مورد ظهور و انتظار تحقق دولت حق، هلاک ساخت ولی بدانید خداوند به دلیل عجله بندگانش هرگز تعجیل نمی کند برای «این امر» هدفی است و مدتی است که پیش از سرآمد، کسی به آن نمی رسد و تا موعدش فرا نرسد تحقق نیابد و اگر زمان آن رسید یک لحظه پس و پیش و  جلو و عقب نخواهد داشت.

به خاطر تعجیل و شتاب در مسأله مهدویت بود که جمع کثیری از مؤمنان با مدعیان مهدویت که با شعار قائم آل محمد قیام کرده بودند همراه شده و به هلاکت رسیدند آنان محمد حنفیه ها و مهتدی ها را امام زمان تصور کردند و برخی از فرقه های منحرف تشیع را به وجود آوردند. و در عصر ما نیز برخی با ادعای دیدار و طرح ظهور موقت نزدیک است جمعی را به انحراف کشانیدند. از بهلول نقل کرده اند که به سوریه رفته عثمان بن عنبثه را در لشکر سوریه در لبنان دیده و تصریح   می کرد که ۱۵ سال دیگر حضرت ظهور می کند ولی ۱۵ سال بهلول رسید و عثمان ابن عنبثه یا سفیانی خروج نکرد.

عجله و توقیت یک نوع انحراف است.

بدین دلایل است که ائمه علیهم السلام فرمودند: هر پرچمی پیش از ظهور امام زمان علیه السلام به اهتزاز آید و یا قیامی صورت گیرد محکوم به شکست است مقصود از این نوع قیام ها حرکت های انحرافی و ادعاهای واهی است یعنی کسانی که خود را مهدی صاحب الزمان دانسته و دست به شورش می زنند نباید فریب خورد برخی مدعی ظهور سید حسنی شده و بعضی در ایران با شمشیر قیام کردند تا زمینه ظهور حضرت را تسریع کنند همگی دستگیر و به هلاکت گرفتار شدند. به همین دلیل هم از «توقیت» نهی شده و هم از تعجیل بلکه منتظران معتدل اهل فلاح و صلاح می باشند. در دعا می خوانیم خدا مرا جوری قرار بده که تعجیل امری که مقدر نمی باشد و هم چنین تأخیر امری را که خدا نمی خواهد مطالبه ننماییم.

از أبی حمزۀ ثمالی و أبی خالد کابلی از امام سجاد علیه السلام نقل کرده اند که فرمود: تَمْتَدُّ الْغَیْبَهُ بِوَلِیِّ اللَّهِ الثَّانِی عَشَرَ مِنْ أَوْصِیَاءِ رَسُولِ اللَّهِ وَ الْأَئِمَّهِ بَعْدَهُ غیبت به وسیله دوازدهمین ولی از اوصیای رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان بعدی طولانی می شود یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ ای أبا خالد پیروان زمان غیبت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، آنان که معتقد به امامت او باشند و در انتظار ظهور او به سر ببرند برترین افراد امت در هر زمان هستند لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَهِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَهُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَهِ الْمُشَاهَدَهِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَهِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاهُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ ع انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَج‏ (الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۳۱۸) به دلیل اینکه در پرتو عنایت خدای متعال از نظر فهم و عقل و معرفت آنان در حدی قرار دارند که غیبت امام به منزلۀ مشاهده عینی شده است و آنان را در آن زمان خداوند به منزله مجاهدان در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله با شمشیر از نظر أجر و مقام قرار داده است آنها به حق از مخلصان واقعی و شیعیان راستین و از دعوت کنندگان به دین الهی به شکل پنهانی می باشند سپس فرمود: انتظار فرج خود نوعی از فرج و پیروزی است. آری تا موعد مقرر نرسد هیچ امری تحقق نیابد.

در تایید حدیث فوق حدیث ذیل مضمون حدیث فوق را با صراحت تایید و تثبیت می کند.

قال علی علیه السلام: ً مُزَاوَلَهُ قَلْعِ الْجِبَالِ أَیْسَرُ مِنْ مُزَاوَلَهِ مُلْکٍ مُؤَجَّلٍ وَ اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ لَا تُعَاجِلُوا الْأَمْرَ قَبْلَ بُلُوغِهِ فَتَنْدَمُوا وَ لَا یَطُولَنَّ عَلَیْکُمُ الْأَمَدُ فَتَقْسُوَ قُلُوبُکُم (۳۲)

کندن کوهها به مراتب آسانتر است از کندن یک قدرتی است که مدتی برایش معین شده باشد. از خداوند استعانت کرده و صبر کنید و بدانید طبق وعده الهی، خداوند زمین را به بندگانی که می خواهد در موعد مقرر به ارث واگذار می کند و سرانجام حکومت از متقین می باشد و پیش از رسیدن زمان تحقق وعده الهی در أمر حکومت عجله نکنید که پشیمان خواهید شد و از جانب دیگر فاصلۀ زمانی غیبت به نظر شما خیلی طولانی نیاید که در نتیجه قلبتان قساوت پیدا کند، بلکه منتظران فرج باید همواره آمادگی روحی علمی و عملی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی داشته باشند تا به مجرد ظهور یکی از علائم خاص و قطعی آمادگی کامل داشته باشند. برای نابودی حکومت بحرین شیعیان نمی توانند دست به اسلحه ببرند چرا که آنها مجهز و نیرو های اربابان آنها حضور دارند بهتر است مبارزه سیاسی و پارلمانی داشته باشند به تظاهرات و تحصن ادامه بدهند حقوق مدنی خود را مطالبه نمایند تا مثل شاه ایران فرار کنند.

در حدیث دیگر فرمود: َ الْآخِذُ بِأَمْرِنَا مَعَنَا غَداً فِی حَظِیرَهِ الْقُدْسِ وَ الْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا کَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّه‏ (۳۳)

کسی که به امر ما اتخاذ کرده باشد و به توصیه های ما عمل نماید فردای قیامت در حظیره القدس (بهشت) با ما خواهد بود و آن کس که منتظر حکومت ما باشد مانند کسی است که در خون خود در راه خدا آغشته شده باشد.

تعطیل بازار و انتظار فرج

آخرین حدیثی که می آوریم حدیثی است که عبدالحمید واسطی به امام صادق علیه السلام عرض می کند خدا شما را باقی بدارد به خدا سوگند ما در راه انتظار و تحقق ولایت شما بازارها را ترک گفتیم و مغازه ها را تعطیل نمودیم و خسارات مالی و جانی را تحمل کردیم آیا فرج حاصل خواهد شد؟ فرمود: أترى من حبس نفسه على اللّه عزّ و جلّ، لا یجعل اللّه له مخرجا؟ بلى و اللّه لیجعلنّ اللّه له مخرجا، رحم اللّه عبدا أحیى أمرنا.

ای عبدالحمید آیا گمان می کنی اگر کسی خود را در چهار چوب وظایف الهی محصور کند خداوند راه برون رفتی و نجاتی برای او قرار نمی دهد، به خدا سوگند خداوند برای او قطعاً مخرجی قرار خواهد داد خدا رحمت کند بنده ای را که به خاطر ما خود را در مضیقه قرار داده و امر ولایت ما را زنده بدارد عرض کردم اگر پیش از قیام قائم آل محمد بمیرم وضعیت من در چه حدی قرار می گیرد فرمود: آن کسی که از شما معتقد باشد اگر قائم آل محمد را درک کند او را یاری می کند کالمقارع معه بسیفه الشهید معه له شهادتان مانند کسی است که با شمشیرش در راه او می جنگد و کسی که شهید شود اجر دو شهید را خواهد داشت. (۳۴)

انتظار فرج و شعار مکتبی

از مجموع این احادیث استفاده می کنیم که انتظار فرج یک شعار مکتبی سیاسی و عملیاتی است نه شعار خیابانی و بیابانی، به عبارتی دیگر انتظار یک نوع تکلیف و مسئولیت سیاسی و‏ اجتماعی است که با تمام ابعاد و شرایطی دارد باید عملیاتی شود که برای برداشت صحیح روایات را ذیلاً می آوریم:

یکم- اطلاعات و آگاهی

منتظران فرج باید در طریق تحقق این راه و شناخت امام عصر و مباحث مختلف مهدویت و چگونگی فراهم ساختن زمینه های فرج و پیروزی کوشا باشند و آگاهی های لازم و اطلاعات کافی از مسائل جهانی و سیاست های ابر قدرتها داشته باشند تا راههای فرج و زمینه سازی های پیروزی حکومت جهانی را فراهم سازند چنانچه از ماده «نظر» و دقت اشتقاق یافته و برخی از روایات هم که کمال عقل و علم منتظران را مطرح ساخته از مجموع آنها استفاده می شود به خصوص که بر تقیه و کتمان اسرار در این راه تأکید شده است وبدون اطلاعات و آگاهی های سیاسی و اجتماعی تقیه و توریه مفهوم صحیحی پیدا نمی کند. ملت بحرین که اکثریت شیعه هستند باید با تقیه و مبارزه برای احقاق حق نه براندازی بلکه مبارزه پرلمانی و سیاسی ریشه آن خلیفه را قطع کنند ولی با توریه و تقیه و قبول حکومت احقاق حق اکثریت را از طریق قانونی بخواهند.

دوم- ایمان و امید

انتظار فرج واقعی باید با ایمان و امید توأم باشد چرا که ایمان به تحقق وعدۀ الهی و امید به آمدن موعود جهانی بر شور و نشاط و حرکت و شتاب در عمل و فرهنگ سازی منتظران می افزاید و این هم برخاسته از ایمان و عقیده است.

 سوم- عمل و تلاش مضاعف

با عنایت به اینکه انتظار یک نوع ایده توأم با عمل و تلاش بی وقفه است بدین جهت به عنوان برترین اعمال امت مطرح شده باید بررسی نمود که مقصود از برترین عمل چه نوع اعمال می باشد بدون شک مقصود از فرج که انتظار آن بهترین کارها به حساب آمده است مسلماً فرج مالی و یا علمی و خروج از تنگناهای زندگی معمولی و شخصی نیست بلکه مقصود از آن، فرج فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و در یک کلام ایمانی دینی در سطح افراد و جامعه است. بستر سازی جهت حاکمیت فرهنگ اهل بیت و تحقق ولایت أئمه علهم السلام در سطح جوامع اسلامی بهترین عمل خواهد بود، این حقیقت از کلماتی که می فرماید هر کسی در «احیای امر ما» و «حکومت ما» بکوشد اجر عظیمی دارد بدون شک به وجود آمدن ولایت اهل بیت در جامعه اسلامی تبلیغ حکیمانه بسیار و تلاش معقول بی حد و تبلیغات و فرهنگ سازی بی امان و  در صورت ضرورت جهاد نظامی لازم دارد، انتظار فرج در زمان طالوت به  پیروزی بنی اسرائیل بر جالوت انجامید، و در عصر ابراهیم علیه السلام پیروزی بر نمرودها و بت پرستان، در عصر موسی علیه السلام پیروزی آنان بر فرعون و قبطیان می باشد، در عصر نبی اکرم صلی الله علیه و آله پیروزی بر مشرکان جزیره العرب به شکل مقطعی و در نهایت بر تمام قدرت های شرک و کفر و غلبه بر جمیع ادیان و مکاتب موجود می باشد.

چنانچه در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیروزی بر سیصد و شصت قبیلۀ خون آشام عرب و پیروزی فرهنگی بر کشورهای روم و ایران از طریق سپاه اسلامی آن هم در بعد سیاسی نظامی، اجتماعی و حداقل فرهنگی را در بر می گیرد.

چهارم- صبر و مقاومت

بدون شک یکی از شرایط انتظار عملی و فرهنگی، صبر و پایداری در پیشبرد این مرام است فرمودند علیک بالصبر و إنتظار الفرج معلوم می شود انتظار یک نوع عملی است که با تحمل مشقت و صبر و استقامت بدون شتاب زدگی میسر می شود انتظار یک ایده و آرمان رؤیایی نیست بلکه یک تلاش رنج باری است که باید با صبر و تحمل همراه باشد تا عینیت پیدا کند البته به معنی صبر و استقامت معمولی که در مسایل شخصی مطرح نیست بلکه صبر در ابعاد مادی و زرق و برق دنیوی و اختلاس های کلان مالی و صبر در ساحت اطاعت و تقوا و صبر در برابر فشارهای دشوار، که هر کدام یک عمل عظیم اجتماعی و مکتبی به شمار می رود و زمینه سازی آن اعمال شاقه ای را می طلبد، چنانچه پیروزی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی در یک کشور بی گمان بسیج عمومی و زحمات طاقت فرسای دست اندرکاران یک ملت و کارگزاران را می خواهد انتظار فرج نیز چنین مفهومی را می رساند یعنی لازم است نخست در افکار مردم جهان زمینۀ پذیرش را فراهم سازد که یکی از آن کارهای سنگین امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به نیکی هاست قرآن می فرماید: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏» ملتی که در انتظار فرج همگانی به سر می برند باید گروههای متخصص و روانشناسائی برای دعوت و هدایت مردم به خوبی ها و امر به معروف و نهی از منکرات را مهیا و آماده داشته باشند.

پنجم- خسارات مالی و جانی

با اینکه منتظران باید انسان های پاک و صالحی باشند با وجود آن در راه تحقق و گسترش ایده و فرهنگ مهدویت لازم است در صورت لزوم بازار کسب و کار تعطیل شود و حرکات جهادی و انقلابی صورت گیرد چنانچه در عصر ائمه علیهم السلام اتفاق می افتاد، عبد الحمید واسطی می گوید: به خاطر احیای امر ولایت بازارها را ترک کردیم و امام صادق علیه السلام این حرکت را تأیید می کند و آن را باعث حصول فرج می داند.

پس انتظار فرج در مواقع ضروری به جنگ و جهاد نظامی و اقتصادی نیز منجر می شود چنانچه انقلاب اسلامی ایران که زمینه ظهوری بود برای امام زمان علیه السلام تمام شهادتها، ایثارها، جهادها، زندانها در طریق آمادگی ظهور منجی موعود به حساب  می آید. بازاریان مغازه ها را تعطیل و در مساجد تجمع کرده و به اعتراض و انتقاد از حکومت روی می آوردند. و همینها بستر سازی برای ظهور حضرت مهدی علیه السلام به حساب می آمد. باید فرهنگ تشیع بسط و توسعه پیدا کند. و ثمره این نوع تلاش آگاهانه به رهبری امام راحل پیروزی سیاسی نظامی را بدنبال داشت فرج موقت حاصل شد باید کوشید فرج نهایی آماده شود.

انتظار سازنده نه مخرّب

با توجه به تواتر احادیث مهدویت و عنایت به اخبار و آثار ادیان و پیش بینی متفکران جهان باید گفت که مسأله انتظار یک ایده مترقی انسانی و یک تفکر متعالی مکتبی و اندیشه جهانی تابی است که از هر گونه خرافات و جنبه های ارتجاعی پیراسته می باشد، به گونه ای که نه برآمده از مسأله نژادی است و نه زاده عقده های درونی مظلومان و نه مولود کینه های نهفته در نهاد مستضعفان می باشد چنانکه معلول گریز از وظایف و احساس تنبلی ها نیز نمی باشد بلکه از نظر اسلام بیانگر یک نوع تکلیف مهم دینی و اجتماعی و مسئولیت روشنگرانه در برابر تحقق این ایدۀ انسانی و اسلامی می باشد. اصولاً عقیده به مهدویت شخصی همواره اینگونه انتظار سازنده و متعالی و پر مشقت را طلب می کند به همین علت گفته اند «الإنتظار أشدّ من الاحتضار» انتظار مثبت و معقول از جان کندن سخت تر است یا «الإنتظار أشدّ من الموت» و یا «أشدّ من القتل» (۲۵) تلقی شده است.

گر چه این کلام، حدیث نیست ولی سخن حکیمانه است البته ناگفته پیداست که هر انتظاری از هر منتظری در هر موضوعی حالتی سخت تر از مرگ در انسان ایجاد نمی کند. اگر معشوقی به اصرار عاشق قراری بگذارد یا وعدۀ دیداری در مقطعی بدهد لیکن به صورت مبهم و نا معلوم بی شک عاشق بیچاره بی صبرانه چشم به انتظار آمدن و لقای آن می نشیند و هر دقیقه ای برایش ساعتی است، همواره نگران تخلف یا تحقق وعده است که نکند با دیگری مشغول معاشقه باشد به قول سعدی:

فرق است میان آنکه یارش در بر                  با آنکه دو چشم انتظارش بر در

چنین انتظاری است که از حالت احتضار سخت تر است در این موقع، باید انسان خود را به کاری مشغول کند تا از حالت انتظار آمدن معشوق یا مسافر محبوب، بیرون آید و گرنه بسیار دردناک است و تحمل آن از مرگ بدتر و از همه سخت تر بویژه اگر کاری هم از دست عاشق بر نمی آید مثل اینکه هیچگونه برقراری ارتباط هم امکان ندارد. این گونه انتظارها هیچگونه اثر مثبتی ندارد بلکه تنها اثر منفی دارد اگر یار عاشق و یا مسافر عزیزی بدون وعده قبلی ناگهان وارد خانه شود شوق وصال حاصل می شود و درد و رنجی نیز فراهم نشده و از کار و زندگی هم نمی افتد.

اما یک نوع انتظار سازنده و مثبت دیگری هم وجود دارد و آن در صورتی است که قول و قرار طرفینی باشد مثل اینکه شخصی محبوب و با عظمت به ارادتمندی می گوید فلان روز در ساعت معین و مکان خاص با هم ملاقات کنیم طرف پیش از موعد به آن نقطه در همان روز و ساعت می رود تا با او ملاقات کند و اگر در آن مکان حضور پیدا نکند هرگز دیدار حاصل نگردد چنین انتظاری یک نوع آمادگی و بستر سازی است برای حضور و ظهور رهبر، هشام بن حکم که جوان نابغه ای بود و متکلم ماهری به نظر می رسید پس از یک جلسه مناظره با امام صادق علیه السلام سخت علاقمند شد که جلسات دیگری هم داشته باشد اصرار بر ملاقات مجددی داشت امام خواست رنج فراق و شوق وصال را تجدید نماید تا انگیزۀ ولایت را در نهادش تشدید سازد فرمود در فلان روز که سوار ناقه ای هستم و از کنار فلان نقطه عبور می کنم اگر خواستی می توانی در آنجا ملاقات کنی، هشام با اشتیاق تمام چند دقیقه پیش از موعد مقرر در آن نقطه حاضر شد و بی صبرانه در انتظار دیدار امام به سر می برد تا لحظه میعاد و ملاقات با خورشید فرا رسید با حضرت دیدار کرد.

بنابراین باید بدانیم که حالت انتظار و اضطرار در عصر غیبت ممکن است از  حقیقت فاصله بگیرد و سرآب آب تلقی گردد بعضی از افراد امیدهای واهی در محبان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تولید کرده و می کنند که امام عصر مثلاً ده سال دیگر ظهور می کند، یا می گویند اکنون در زمان ظهور صغری هستیم و امام زمان چنین ظهوری هم دارد. حضرت هاجر در سرزمین مکه با فرزندش در غیبت ولی خدا ابراهیم به اضطرار گرفتار شد در بیابان خشک و کویر تنها مانده بود خداوند متعال در نظر داشت حضرت هاجر را با غیبت ابراهیم امتحان کند تا به توحید واقعی برسد هاجر در انتظار فرج به سر می برد و کار انتظارش به اضطرار کشیده شد او هرگز در غیبت ابراهیم افسرده و دلگیر نشد بلکه برای رسیدن به آب به سعی صفا و مروه و هروله پرداخت بدون اینکه خسته و ناامید گردد به امید آب در تلاش بود هر مرتبه به سراب می رسید ولی دست از سعی و تلاش و سعی صفا و مروه بر نمی داشت او یک نمونه حقیقی از الگوی صبر و انتظار فرج و سعی و تلاش برای بانوان جهان شد او بدون احساس یأس و خستگی سعی و تلاش را به کمال (هفت) رسانید تا به آب ولایت ابراهیم در سرزمین شوره زار دست یافت هاجر از دیدن سراب ها اسیر و نا امید نشد. غیبت یعنی شکستن یأس و نا امیدی، غیبت یعنی تحمل مشقت ها و عبور از سختی ها و هواها و پستی ها و رسیدن به مطلوب واقعی، هم اکنون مردم دنیا در سراب ها اسیرند هر حکومتی می آید گمان می کنند عدالت و رفاه    می آورد پس از مدتی می فهمد سراب است و تلاشش بی ثمر است هر از چند گاه حکومت های استبدادی و دموکراسی و لیبرال دموکراسی انواع حکومت ها را تجربه می کند سراب از کار در می آیند وقتی از انواع نظامها خسته و افسرده شدند دلها به سوی حکومت ایده آل عدل مطلق متوجه می شود.

منتظرانی هستند که گامی برای برپایی حکومت عدل الهی بر نمی دارند ولی خویش را با خواندن دعای ندبه و فرج منتظر می پندارند در حالی که معصومین علیهم السلام با علم به اینکه به حکومت دست پیدا نمی کنند و حاکمیت دین الهی تنها بدست حضرت حجت محقق می شود ولی مدام در سعی بین صفا و مروه بودند و برای برپایی حکومت الهی تلاش می کردند و به زندان می افتادند، جامعه ما در صورتی در حال انتظار و اضطرار است که در طریق طلب به شک و تردید نیافتند و پیوسته در حال سعی صفا و مروه باشند تا به مقصد برسند مگر نشنیده اید که فرمودند مضطر واقعی امام زمان علیه السلام است منتظر واقعی آن کسی است که در سراب مروه نماند برگردد مجدداً به صفا سیر کند و به تدریج از سراب ها عبور کند تا به ماء معین برسد ما نباید در قالب های لفظ و مفهوم متوقف شویم، مگر هاجر کارش، غیبت امام عصر علیه السلام است بسیار مشکل است که ما گوساله پرست نشویم نگوییم امام زمان آمده و رفته، امام باقر علیه السلام فرمود: « َ دَوْلَتُنَا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَنْ یَبْقَى أَهْلُ بَیْتٍ لَهُمْ دَوْلَهٌ إِلَّا مَلَکُوا قَبْلَنَا لِئَلَّا یَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِیرَتَنَا إِذَا مَلِکْنَا سِرْنَا مِثْلَ سِیرَهِ هَؤُلَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِین‏» (بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۳۲) دولت ما آخرین دولت ها در کره زمین است و هرگز خاندانی باقی نخواهند ماند که دولتی برای آنها باشد مگر اینکه پیش از ما به حکومت رسیده باشند تا وقتی سیره و روش ما را دیدند نگویند اگر ما حاکم می شدیم مثل اینان عمل می کردیم و این همان است که خداوند می فرماید: عاقبت امر حکومت برای متقین است (سوره اعراف، آیه ۱۲۸). یعنی تا زمان ظهور مهدی موعود جوامع بشری انواع حاکمیت ها و نظام ها را تجربه می کند و به تمام نارسایی ها و ناتوانی های آنها و مفاسد و معایب آنان پی می برد تا بفهمد هیچ نوع حکومتی نمی تواند پاسخگوی نیازهای راستین و حوائج فطری و ذاتی بشر باشد. پس باید با کوشش به ولی مطلق پناه برد، به حضرت مریم پس از ولادت عیسی زیر درخت خشکیده خرما خطاب رسید «و هزّی الیک النخل» درخت خشکیده خرما را یک تکانی بده تا رطب تازه بریزد به هاجر هم گفته نشد روی کوه صفا به انتظار آب نشین بلکه هفت بار سعی صفا و مروه کن تا به آب برسی در زمان ما کم نیستند افرادی که با همین طرز تفکر خود را از منتظران ظهور می پندارند.

۱٫نشریه موعود شماره ۱۱/۱۸

  1. داود الهامی، آخرین امید/ ص۱۹۵٫
  2. کتاب مقدس انجیل متّی ص ۴۱ باب ۲۴
  3. کتاب مقدس انجیل لوقا ص ۱۱۶ باب ۳
  4. کتاب مقدس انجیل مرقُس ص ۷۷ باب ۳
  5. همان یوحنّا ص ۱۵۲ باب ۵
  6. همان مکاشفه یوحنّا ص ۴۰۸ ص ۱۲
  7. بشارت عهدین ص ۲۶۵ تا ۲۶۷
  8. رساله پولس رسول به رومیان ص ۲۵۲ و ۲۶۱ باب ۸ و ۱۵
  9. کتاب مقدس اعمال رسولان ص ۱۸۷ باب ۱
  10. نشریه موعود شماره یازده به نقل از فرهنگ الفبایی مهدویت موعود نامه، مجتبی تونه ای ص ۱۳۲ چاپ اول ۱۳۸۴
  11. موعود نامه ص ۷۰۷ تا ۷۰۸
  12. محمد بهشتی، ادیان و مهدویت ص۱۱۶، و هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان ص ۳۰۲
  13. کافی ج ۱، ص ۴۰۳، سنن ابن ماجه ج۲، ص ۱۰۱۶، فتح الباری ج ۱، ص ۱۲۸، المعجم الاوسط ج۵، ص ۲۳۴، الدیباج جلال الدین سیوطی ج۱، ص ۷۴، حول المعبود ج ۱۳، ص ۱۹۶
  14. این موضوع با کروی بودن زمین تضادی ندارد چرا که قسمت عظیمی از زمین مسطح است که منشأ حرکت و زراعت می باشد.
  15. َ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَه، سوره بقره، آیۀ ۲۸۰
  16. سورۀ آل عمران، آیه ۱۳۹
  17. سنن ترمذی ج ۵، ص ۲۲۵
  18. مجمع الزوائد هیثمی، ج۱۰، ص ۱۴۷، المعجم الکبیر ج ۱۰، ص ۱۰۱، المعجم الاوسط طبرانی، ج۵، ص ۲۳۰
  19. دستور معالم الحکم، القاضی أبی عبدالله محمد بن سلامه القطاعی، ص ۱۰۳
  20. کمال الدین، ص ۶۴۴، بحار الانوار ج۵۰، ص ۳۱۸ و ج ۵۵، ص ۱۲۸، مناقب، ج ۳، ص ۵۲۷، خصال صدوق، ص ۶۲
  21. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۲۳ و ۱۵۲
  22. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۲۳ و ۱۵۲
  23. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۲۹
  24. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۴۵
  25. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۴۰
  26. سوره هود، آیه ۹۳
  27. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۱۰ و ص ۱۲۸
  28. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۴۰
  29. کافی، ج ۱، ص ۳۶۹ و بحار الانوار ج ۵۳، ص ۱۱۸
  30. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۵۲
  31. خصال صدوق، ج۲، ص ۶۱۶-۶۲۲
  32. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۲۳
  33. بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۲۳
  34. صاحب کشف الغطاء می گوید این جمله در السنه و افواه شایع و مشهور شده ولی حدیث نیست، ج۱، ص ۳۸۴ و در کتاب عقاید الامامیه آقای محسن خرازی أشدّ من القتل وارد شده ص ۱۱۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط