انتظار فرج مانند اصل مهدویت اختصاصی به مکتب تشیع ندارد بلکه در تمام ادیان جهان و مذاهب اسلامی مطرح می باشد. انتظار فرج یک شعار مکتبی و عملی است که غالبا با ظهور مهدی موعود قرین است و در احادیث سنی و شیعه به عنوان برترین عبادت یا بهترین اعمال از ان تعبیر شده است به عنوان نمونه در سنن ترمذی که مقبولیت عامه دارد از رسول اکرم نقل کرده است که فرمود افضل العبادۀ انتظار الفرج برترین عبادت امت اسلامی در هر عصری و نسلی و در هر زمان و شرایطی انتظار فرج است.[۱]
در بعضی از منابع اهل سنت مُنتظرُ مُجیه[۲] یعنی آمدنش متوقع است یعنی ملت اسلام منتظر آمدن و قیام آن حضرت است، حتی در اشعار شعرای اهل سنت مانند فضل بن روزبهان:
سلام علی القائم المنتظر ابی القاسم الغرنورالهدای[۳]
جمله «قائم المنتظر» شاهد گویایی است که بسیاری از مسلمانان در انتظار آمدن مهدی موعود بسر می برند
در برخی از کتاب های اهل سنت ان من افضل العبادۀ انتظار الفرج رسیده است.[۴]
در برخی از کتب برادران سنی انتظار فرج مجرد، عبادت تعبیر شده است.[۵]
در بعضی از مجامع حدیثی و تفسیری اهل سنت کلمه صبر بر انتظار فرج افزون شده است انتظار الفرج باالصبر عباده[۶]. در تفسیر آلوسی از مفسران نام بردار، اهل سنت نیز چنین تعبیر گردیده ان من افضل العبادۀ انتظار الفرج[۷] در مجامع شیعه نیز از اهل بیت پیامبر روایت شده است که افضل الاعمال انتظار الفرج، معلوم می شود انتظار فرج عملی است ارزشمند یا عبادتی بالاتر از عبادتهای معمولی که به صبر و استقامت مضاعف نیاز دارد.
مرحوم علامه تستری (شوشتری) از عالمان اهل سنت در تفسیرش تحت عنوان وَلا تیئسوا من روح الله [۸] از سهیل نقل میکند که پیامبر فرمود افضل الخدمه و أعلاها انتظار الفرج من الله بالاترین و بهترین خدمت در جامعه اسلامی انتظار فرج از ناحیه خداست همانگونه که در بحث گذشته گفتیم انتظار فرج صرفاً یک حالت نفسانی و اندیشه آرمانی نیست بلکه یک ایده است که با سخت ترین اعمال برای بدست آوردن فرج توأمان می باشد این مفسر عالی قدر از ابن عمر نقل میکند که رسول اکرم فرمودند: انتظار الفرج بالصبر عباده معلوم می شود انتظار فرج یک نوع عبادت و عملیاتی است که باید با صبر و استقامت همراه باشد جالب توجه این است که می فرماید: فرج دو نوع است یک نوع فرح بعید که وجهه اجتماعی دارد و در آینده دور محقق می گردد و نوع دیگر فرج قریب که وجهه فردی وشخصی دارد قریب الوقوع است و ان سرّی است بین خدا و بنده اش اما وجهه بعید آن در میان خلق ظهور پیدا می کند سپس می گوید: خداوند متعال به فرج بعید و پیروزی اجتماعی که در آینده دور اتفاق می افتد می نگرد تا به مومنان معلوم گردد که چگونه زمینه فرج اجتماعی بزرگ و آتی و علنی و فراگیر را به کمک فرج قریب وسری را فراهم آورند ولی به موازات علنی شدن فرج اجتماعی، فرج شخصی و نزدیک را از چشم دیگران محجوب و مخفی می سازد [۹]. در کلام این مفسر بزرگ اسراری است که با کمترین دقت آشکار میگردد.
در ذیل آیه الا الذین آمنوا و عملوالصالحات از پیامبر نقل میکند که فرمود: (لا عمل افضل من الصبر و لا ثواب اکبر من ثواب الصبر قیل وما اجل الصبر) مدت صبر چقدر است به عبارت دیگر چقدر باید صبر کرد تا فرج حاصل شود
بقول سعدی صبر وظفر هر دو دوستان قدیم اند در اثر صبر نوبت ظفر می آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر بار دیگر روزگار چون شکر آید
در جواب فرمود اجل الصبر انتظار الفرج من الحق مدت صبر و استقامت مشخص نیست انسان باید با صبر و استقامت در انتظار فرج حق بسر ببرد فإنّ انتظار الفرج مع الصبر عباده[۱۰] در تفسیر مطفس اباضی می گوید لیس الایمان بالتمنی ایمان به مجرد آرزو حاصل نمی شودبلکه إنّ من افضل العباده انتظار الفرج[۱۱] انتظار فرج هم نیاز به صبر وعمل و قیام برای تحقق پیروزی نهایی اسلام بر تمام ادیان دارد و این هم یک حرکت گروهی و عملی است.
تفسیر حقی ذیل آیه و کذلک ننجی المؤمنین یعنی(حق علینا ان ننجی المؤمنین من کل شده وعذاب) برما فرض است که مومنان را از هر سختی وعذاب رها سازیم و سینجیهم الی قیام آل محمدجمیع المومنین من ایدالکفره وشرورهم مادام الشریعه باقیا والعمل به قائما.
و بزودی تمام مومنان را از چنگال کافران وشرور آنها تا قیام ساعت نجات خواهیم داد لیکن مشروط بر اینکه شریعت اسلامی باقی باشد وعمل به موازین شریعت استوار باشد بدیهی است استواری شریعت و دفاع از دین در هر عصری خسارات فراوانی ببار آورد و فداکاریهای فوق العاده می طلبد ولا تهنوا ولا تحزنوا وانتم الاعلون ان کنتم مومنین سستی نکنید افسرده نباشید شما در راس تمام ملل و امت ها قرار دارید به شرط اینکه به مقتضای ایمان عمل کنید در قران خصلت های روحی، اعتقادی و عملی مومنان را در آیات بسیاری بیان کرده است[۱۲]
سپس مفسر مذکور به شعر سعدی تمسک می جوید محال است
چه او دوست دارد همیشه تو را کجا دست دشمن گذارد تو را
این نوع نجات از سنت های تخلف ناپذیر الهی است . در پایان می فرماید: حدیث مناسب با ایه انتظار ونجات قول رسول الهی است که فرمود: افضل العباده انتظار الفرج[۱۳]
باز در همین تفسیر ذیل آیه فارتقب ، فانتظروا میفرماید مراقب باش و منتظر دیدن حوادثی که بر آنان فرود می آید باشید و که چگونه مقدرات آنان را می سازد سپس به فارسی نوشته یعنی نصرت الهی از آن تو خواهد بود و عذاب نامتناهی آن ایشان، دوستان را هر دم فتحی تازه و خصمان را هر زمان رنجی بی اندازه تابعان را وعده حسن المآب منکران را هیبت ذوقوالعذاب و إنّ انتظار الفرج عباده لأنه من الایمان[۱۴]
ثعالبی در تفسیر آیه لایشترون بآیات الله ثمناً قلیلاً (آل عمران ۱۹۹) میگوید: مومنان را در این آیه خداوند ستوده و کافران را توبیخ و مذمت نموده و به آیه اصبروا و صابروا و رابطوا سوره آل عمران را به پایان برده است و با این توصیه پیروزی نظامی را در دنیا بر دشمنان تضمین و رستگاری و نعمت ابدی را در آخرت برای مومنان تامین ساخته است اما تحریض بر صبر و اطاعت وامر به مصابره و استقامت متقابل را با دشمن تا سرحد پیروزی توصیه کرده است قال محمد بن کعب القرظی ای لا تسئموا و انتظروالفرج و قد قال انتظار الفرج باالصبر عباده ؛ از تلاش ومشکلات خسته نشوید ودر انتظار فرج به سر ببرید.
بنابراین، حدیث انتظار الفرج مع الصبر عباده و سایر تعبیرات در احادیث اهل سنت فراوان دیده میشود و شامل فرج اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی می شود. اما فرج نهایی و دامن گستر بر کفر جهانی وقتی حاصل میگردد که مسلمان ها با وحدت و انسجام ملی و یگانگی و اخوت و داشتن یک سپاه عظیم و مشترک و پیمان نظامی با یکدیگر بر کفر جهانی بتازند. و دنیا را پر از عدل و داد ساخته و ظلم و تبعیض را از میان بردارند. ولی مادامی که اختلاف و جنگ داخلی میان مسلمان ها باشد و هر گروهی گروه دیگر را طبق نقشه صهیونیست ها و عوامل استعماری و فاسد و مرتد وابسته به کفر جهانی بدانند نه تنها حکومت جهانی فراهم نشده بلکه جز شکست و ذلت مسلمین حاصلی برای آنها نخواهد بود. جالب این که عین این مضامین در مجامع شیعه نیز دیده میشود و امیرالمومنین فرمود: انتظروالفرج و لا تیاسوا من روح الله فان احب اله الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج[۱۵]
در حدیث دیگر وجه اجتماعی در نظر گرفته شده . از قول پیامبر نقل شده: افضل اعمال امتی انتظار الفرج در عین اینکه افضل العباده انتظار الفرج [۱۶] نیز آمده معلوم می شود انتظار فرج همانگونه که مفسران عالی قدر اهل سنت و مرحوم شوشتری و غیره فرموده اند وجهه فردی و اجتماعی دارد که در واقع افضل اعمال است یا جهاد امتی انتظار الفرج که رابطه با جهاد کلی با کفر جهانی دارد.
انتظار فرج مانند اصل ظهور حضرت مهدی (عج) از نظر اهل سنت و هم چنین مهدویت اختصاص به مکتب تشیع ندارد بلکه در تمام ادیان جهانی و مذاهب اسلامی مطر میباشد چنین انتظاری بی گمان با ظهور مهدی موعود همواره توام است و در احادیث سنی و شیعه آمده است.
دلیل دوم کتاب های زیادی از اهل سنت به عنوان مهدی با قید المنتظر نوشته شده است که این خود برهانی است بر اعتقاد اهل سنت بر اینکه همگان نه تنها معتقد به وجود حضرت مهدی می باشند بلکه در انتظار ظهور چنین امامی در آخر الزمان بسر می برند اکنون برای اثبات مدعی به چند منبع معتبر اهل سنت اشاره می کنیم.
یکم- کتاب هایی به عنوان مهدی با پسوند منتظردر زمینه انتظار فرج و ظهور حضرت مهدی نوشته شده از اهل سنت بسیار است که ما به دو کتاب در متن اشاره می کنیم و مابقی آن رادر پاورقی می آوریم محققان می توانند به آن منابع مراجعه نمایند:
- فوائد الفکر فی المهدی المنتظر و مرآه الفکر فی المهدی المنتظر شیخ مرعی بن یوسف کرمی مقدس شافعی / ۱۲
- التوضیح فی تواتر ما جاء فی الهدی و الدجال و المسیح قاضی محمد بن علی شوکانی سنه ۱۳[۱۷]
یکی از بزرگان اهل سنت بنام عبدالعزیز قاضی زاده درباره انتظار فرج مقاله مبسوطی نوشته است که خلاصه از آن را با حفظ امانت می آوریم در آغاز مقاله چنین می نویسد از ضروری ترین و سازنده ترین مباحث عقیدتی بحث از انتظار و مسایل مربوط به آن می باشد هر انسانی یا ملتی که با فرهنگ انتظار رابطه داشته باشد یک انسان بیدار و زنده و متحرک است زیرا انتظار ظهور منجی و این که جهان به خوبی و سلامت پایان می پذیرد، روح امیدواری را در دلها زنده نگه می دارد؛ امیدی که موجب قیام انسان در برابر نابسامانیها می گردد قیامی که به رهبری عدالت گستر عالم، عدالت را بر جهان حاکم نموده و بساط ظلم را برخواهد چید اصولاً یکی از مباحث مهم در عرصه مهدویت, بحث انتظار مهدی از نگاه فریقین یعنی سنی و شیعه است زیرا این بحث می تواند در وحدت و انسجام اسلامی تأثیرگذار باشد حتی اعتقاد به ظهور منجی که در همه ادیان الهی مطرح است می توان محور گفتگوی ادیان قرار گیرد و تمام ادیان را پیرامون این عقیده جمع نماید و متحد سازد که جهان در پرتو رهبر عدالت گر سامان پیدا می کند و آینده جهان بسوی ویرانی و ناامیدی نمی رود و عقیده به مهدویت و منجی عالم از یأس و نومیدی متدینان از هر مذهب جلوگیری می نماید و چشم انداز بسیار روشن و امیدوارکننده ای جلو چشم انسان ها ترسیم می نماید بنابراین عقیده به مهدویت و منجی بشریت نقطه عطفی برای همه ملت ها بخصوص مذاهب اسلامی است که ریشه در اعماق جان پیروان ادیان دارد و قادر است دلها را به هم نزدیک سازد.
چشمی به آندو گوشه ابرو نهاده ایم عمری گذشت و ما به امید اشارتیم
به موضوع انتظار مهدی از دیدگاه اهل سنت پرداخته و به شبهات مطرح شده پاسخ داده است و می گوید:
انتظار از دیدگاه اهل سنت:
یکی از باورهای اعتقادی مسلمانان, ایمان به غیب است خداوند متعال مومنان را به ایمان به غیب ستوده است الذین یومنون بالغیب[۱۸]
غیب شامل اموری است که در گذشته اتفاق افتاده و یا در آینده اتفاق می افتد مسلمانان معتقدند که آن چه از وقایع و اخبار گذشته که قرآن و سنت به وقوع آنها خبر داده حق و حقیقت است و به همان کیفیتی که خبر داده به وقوع پیوسته و خواهد پیوست، مانند داستان های پیامبران و ملت های گذشته و هم چنین از مسایل آینده مانند نزول عیسی خروج دجال ظهور مهدی که خداوند متعال و پیامبر عظیم الشأن به وقوع آنها در آینده خبر داده اند در آینده بدون شک بدانگونه که خبر داده اند. [۱۹] به وقوع خواهند پیوست مسئله مهدی (ع) هرچند در قرآن کریم و هم چنین صحیح بخاری و مسلم بدان تصریح نشده البته قرآن کریم گرچه با صراحت از حضرت مهدی سخن نگفته است لیکن اشارات و کنایاتی در مورد حضرت آورده است تا آن جا که کتاب هایی به عنوان المهدی فی القرآن نوشته شده است ولی از معتقدات مسلم و قطعی هر مسلمان است چون احادیث متواتری که دلالت قطعی بر ظهور مهدی دارد نقل شده است, و مسئله «انتظار» از جمله مسایل غیبی است که اعتقاد به آن واجب است. از نظر اهل سنت اصل مسئله «انتظار» از جمله مسایل و اعتقادات مشترک بین شیعه و سنی می باشد هرچند در جزئیات آن اختلاف نظر وجود دارد.
در این مقاله سعی شده که موضوع انتظار فرج در دیدگاه اهل سنت تحقیق و بررسی گردد و به شبهاتی که بعضی ها در این زمینه وارد ساخته اند جواب داده شود. اهل سنت معتقدند که «امام منتظری بنابر روایات مستند از خاندان رسول اکرم و ذریه امام حسن مجتبی رضی الله عنه، است لقب او مهدی نام او محمد است ظهور خواهد کرد.[۲۰]
شیخ محمد سفارینی حنبلی متوفای ۱۱۸۸ه ق در منظومه ای بنام الدره العینیه فی عقد الفرقه المرضیه می گوید:
و ما اتی بالنص من اشراط فکله حق بلا شطاط
منها الإمام الخاتم النصیح محمد المهدی و المسیح[۲۱]
آن چه از نشانه قیامت در نصوص آمده تمام آن بی تردید حق است از جمله آن که آخرین امام خیرخواه حضرت محمد مهدی و حضرت مسیح است و سپس در کتاب «لوامع الأنوار البهیه و سواطع الاسرار الاشریه» در شرح منظومه می نویسد سخن درباره مهدی بسیار درست است تا آن جا که گفته شده هیچ مهدی نیست مگر عیسی بن مریم، ولی اهل حق این موضوع را درست نمی دانند و معتقدند که مهدی غیر از عیسی ابن مریم است و او پیش از نزول عیسی ظهور می کند و درباره قیام حضرت مهدی روایات بسیار زیاد است به گونه ای که به حد تواتر معنوی رسیده است و در میان علمای اهل سنت رواج یافته است بطوری که از باورها و معتقدات آنها به شمار آمده است[۲۲] و بسا بررسی مجموع احادیث منقول، علم قطعی درباره ظهور امام مهدی به دست میآید و روی همین اصل اعتقادی ظهور حضرت مهدی همانطور که در کتاب های اعتقادی اهل سنت و جماعت آمده یکی از واجبات است
اخبار و احادیث مهدی:
احادیث و روایات در شأن حضرت مهدی (ع)همچنان که قبلا بدان اشاره شد به حد تواتر معنوی رسیده است بیش از بیست و پنج صحابی آن را روایت کرده است وبسیاری از علمای اهل سنت در متواتر بودن آن احادیث سخن گفته اند و از بزرگان وپیشوایان دینی خود نقل کرده اند مانند:
علامه سیوطی جلال الدین عبدالرحمن بن ابوبکر شافعی متوفای سال ۱۱ ه ق
حافظ احمد بن علی بن حجرعسقلانی شافعی صاحب کتاب فتح الباری فی شرح صحیح بخاری متوفای ۸۵۲ ه ق
امام شمس الدین محمدبن احمد سفارینی حنبلی متوفای ۱۱۸۸ه ق
امام محمد بن علی شو کانی صاحب تفسیرفتح القدیرومولف نیل الاوطار متوفای۱۲۵۰ ه ق.
شیخ صدیق حسن قنوچی حنفی متوفای ۱۳۰۵ ه ق.
شیخ محمدبن جعفرکتانی مالکی متوفای۱۳۴۵ ه ق.
کلام اهل علم در مورد امام مهدی:
بسیاری ازمحققان وعلمای اهل سنت درهرعصری ازاعصارمختلف پیرامون ظهور حضرت مهدی واحادیث متواتر ان سخن گفته اند عده ای در تالیفات عمومی خود وبعضی در تالیف مستقل، از ظهور مهدی واحادیث متوآتران مطالبی نگاشته اند و برخی در سخنرانی وخطبه هاو یا در نشریات صحبت کرده اند که در این جا به نمونه هایی از سخنان علما اشاره می گردد :
۱) شیخ الاسلام احمد بن عبد الحلیم مشهور به ابن تیمیه حنبلی می گوید: ان الاحادیث التی یحتج بها علی خروج المهدی احادیث صحیحه رواها الترمذی واحمد وغیرهم من حدیث ابن مسعود وغیره
احادیث و روایاتی که بر ظهور مهدی دلالت دارد ثابت و صحیح اند، چرا که ان احادیث را محدثان بزرگی همچون امام ترمذی و احمد حنبل و دیگران از سند عبداله بن مسعود (رض) و دیگر اصحاب روایت کرده اند. علامه ابن التمیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه در خصوص احادیث مهدی می گوید:
احادیث مهدی جند نوع است: صحیح حسن غریب و ساختگی
سپس می فرماید: مهدی از اهل بیت رسول الله از فرزندان حسن بن علی است که در آخر الزمان ظهور می کند
وقتی که زمین از ظلم و ستم لبریز می گردد پس از آن از قسط وعدل آکنده می سازد
۲-دکتر عبدالحلیم محمود رئیس اسبق دانشگاه الاظهر مصرمی فرماید: جز ظهور حضرت مهدی در نصوص صریح آمده آغاز ظهور حضرت مهدی از مکه مکرمه و پیش از نزول حضرت مسیح بن مریم خواهد بود[۲۳] مرحوم بن باز مفتی سابق عربستان شیخ عبدالعزیز بن عبدالله می گوید: امر ظهور مهدی واضح و معلوم است احادیث در این باره بحد استفاضه و تواتر رسیده اند تعداد زیادی از علما به تواتر رسیدن این احادیث اذعان دارند[۲۴]
ابن حجر مکی معروف به هیثمی متوفای سال ۹۴۷ ه ق در کتاب القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر می نویسد: آن چه که باید باور داشت همان است که احادیث به ظهور مهدی موعود دلالت دارد بر این که دجال را نابود می سازد و حضرت عیسی بن مریم پشت سر او نماز می خواند و هر جا ذکر مهدی آمده مراد اوست[۲۵]
۳) شیخ عبدالحسن العباد از علمای معاصر در کتابی که بر رد شیخ عبد الله بن زید قطری نوشته است می نویسد: احادیث فراوان درباره مهدی که مولفان به کرات درباره آن پرداخته اند و متواتر بودن آن را گروهی بازگو کرده اند و وجوب ان را اهل سنت و جماعت باور دارند بی تردید بر واقعیتی ثابت دلالت دارد[۲۶]
۴) علامه ابن خلدون در مقدمه تاریخ خود می نویسد در میان مسلمانان در تمام قرون معروف بوده که مردی از خاندان پیغمبر ظهور خواهد کرد و عدل و داد را در دنیا آشکار خواهد ساخت ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد: موضوع امدن مهدی منتظر پیش از انقضای عالم متفق علیه بین مسلمانان است
برخی شبهه کرده اند که پس حدیث ابن ماجه قزوینی[۲۷] به عنوان لامهدی الا عیسی نقل کرده است چیست؟
جواب شبهه را از حافظ ابن حجر می اوریم که می نویسد ابن الحسن ابدی در کتاب مناقب شافعی می نویسد احادیث متواتر دلالت دارد که مهدی از امت محمد مصطفی است و آن کسی است که حضرت عیسی پشت سر او نماز می گذارد.
حافظ در ادامه می گوید: این گفتار رد برحدیثی است که ابن ماجه از انس نقل می کند که به جز عیسی مهدی دیگری نیست
باز حافظ بن حجر برداشت خود را می نویسد در نماز خواندن حضرت عیسی پشت سر مردی از اهل بیت در نزدیکی های قیامت دلیل روشنی است برای قول صحیح که زمین هیچ گاه خالی از حجت نیست[۲۸] نگارنده اضافه می کند علامه مسعود بن عمر تفتازانی متوفای ۷۹۲ در این باره می نویسد: قد وردت الاحادیث الصحیحه فی ظهور امام من ولد فاطمه الزهرا یملأ الارض قسطا و عدلا بقدر ما ملئت ظلما و جورا احادیثی صحیحی درباره ظهور امامی از دودمان فاطمه زهرا روایت شده است که ی دنیا را پر از عدل و داد می کند چناچه پر از ظلم وجور شده است(شرح المقاصد تفتازانی ۳۱۲)
نویسنده فاضل از علمای اهل سنت در ادامه مقاله می نویسد:
به خاطر دارم زمانی که دانشجوی دانشگاه اسلامی مدینه منوره بودم روز سه شنبه اول ماه محرم به سال ۱۴۰۰ ه ق بود که از رادیو شنیدم اشخاصی مسجدالحرام را اشغال کرده اند رهبر این حرکت شخصی به نام جهیمیان بن محمد العتبی به عهده گرفته بود و پس از به دست گرفتن امور مسجدالحرام شخصی بنام محمدبن عبدالله القحطانی را به عنوان مهدی موعود به حضار معرفی کرد و از مردم خواستار بیعت با او می شود در پی این حادثه واکنش هایی در عالم اسلام نسبت به این حرکت شنیده میشود از جمله واکنش شیخ عبدالدین زید آل محمود قطری که کتابی بنام لامهدی ینتظر بعد الرسول خیر البشر را نوشت وی در این کتاب مهدویت را بشکل مطلق انکار کرد و در این زمینه شبهاتی از نویسندگان قرن چهاردهم هجری نقل نموده شیخ عبدالمحسن العباد در کتاب خود که بر رد آن کتاب است می گوید متأسفانه شیخ عبدالدین بضاعت علمی نداشته شبهاتی در کتاب خود آورده از نویسندگان قرن ۱۴ امثال احمد امین و محمد فرید و جدی نقل نموده در صورتی که این افراد هرچند اهل قلم و تالیف هستند اما تخصص حدیث شناسی را ندارند و جای تأسف است که شیخ عبدالله از متخصصان علم حدیث امثال ترمذی، عقیلی، ذهبی، ابن تیمیه و ابن حجرعسقلانی پیروی نکرده است در حالی که احادیث فراوانی در مجامع سنی و شیعه وجود دارد که مهدی از اولاد فاطمه است.
دکتر عبدالحلیم محمود رئیس اسبق دانشگاه الازهر مصر می فرماید:
خبر ظهور حضرت مهدی در نصوص صریح آمده است آغاز ظهور حضرت مهدی از مکه مکرمه و قبل از ظهور حضرت مسیح بن مریم علیه السلام خواهد بود امام مهدی متولی امر مسلمانان می شود و آنان را در جهاد با دشمنان اسلام رهبری می کند تا آنکه حضرت مسیح علیه السلام از آسمان فرود می آید و برمنهاج شریعت حضرت محمد در راستای تحکیم ارکان اسلامی تلاش می کند محتوای احادیثی که درباره حضرت مهدی روایت شده اند آن است که وی فرمانده عربی مبارز و مجاهدی است که برای نشر عدل و رفع ظلم و ستم تلاش خواهد نمود چنان که در احادیث به این مطلب تصریح شده است و هم چنین در احادیث به تحقق حکومت جهانی تحت پرچم واحد که همانا پرچم عدل و احسان و عقل دین است بشارت داده شده است ظهور حضرت مهدی در حقیقت تحقق آرزوی کسانی خواهد بود که خواهان رفاه و اسایش بشرند و رویای دیرینه فلاسفه ای مانند فارابی و افلاطون خواهد بود که درباره حکومت جهانی و مدینه فاضله نظریه پردازی کردند.[۲۹]
بنابر این عصر ظهور حضرت مهدی و گسترش عدالت جهانی و محو ظلم و ستم از گستره زمین وسرکوب مستکبران عالم از نظر اهل سنت چونان شیعه امامیه از مسلمیات دینی است و همه مسلمانان در انتظار چنین روزی و این نوع ظهوری بسر می برند صاحب کتاب عون المعبود در شرح سنن ابن داود می نویسد بدان که در طول اعصار مشهور بین همه اهل اسلام این است که در اخر زمان حضرت مهدی از اهل بیت پیغمبر ظهور می کند و دین را یاری و عدل را اشکار میسازد و نامش مهدی است و عیسی پس از مهدی یا همزمان با ظهور مهدی از اسمان نزول می کند و اورا در کشتن دجال یاری میرساند و در نماز به او اقتدا می کند و احادیث زیادی از بزرگان در این زمینه نقل شده است از ان جمله ابوداود ترمذی بزاز حاکم طبرانی ابویعلی [۳۰]
احادیث مهدی به طرق گوناگون و متعددی از صحابه ی پیغمبر و بعد از ان از تابعین نیز نقل شده به گونه ای که از مجموع انها علم قطعی به دست می اید به همین دلیل ایمان به ظهور مهدی واجب است همانگونه که این وجوب در نزد اهل علم ثابت بود ه و درعقاید اهل سنت و جماعت مدون شده است
ایروانی در کتاب المهدی می نویسد اهل سنت کتاب های متعددی درباره حضرت مهدی نوشته اند تا انجا که من اطلاع دارم بیش از سی کتاب تالیف کرده اند
ابن خلدون هم اعتراف کرده که مشهور بین تمام مسلمانان این است که به طور حتم در اخرالزمان مردی از اهل بیت پیغمبر ظهور خواهد کرد که دین را حمایت و عدل را آشکار می سازد و جمیع مسلمان ها از او پیروی می کنند
در بخاری حدیثی از جابر آمده است سمعت النبی یقول لاتزال طائفه من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین الی یوم القیامه قال فینزل عیسی بن مریم فقال امیرکم تعال صلی لنا فیقول لا ان بعضکم علی بعض امراء تکرمهم الله لهذه الامه
مردی بنام سفیانی از دمشق خروج می کند و مردی از اهل تمیم از یمن خروج می کند تا خبر سفیانی می رسد با لشکری به سوی او میرود تا به بیابانی می رسند و در انجا لشگر سفیانی به زمین فرو میرود و جز یک نفر که خبر می اورد کسی نجات پیدا نمی کند[۳۱] حاکم در المستدرک روایت ابوداود را چنین نقل می کند که با مردی از امتم در بین رکن و مقام به عدد اهل بدر۳۱۳نفر بیعت می شود و از عراق به شام و نیز گروهی به مکه می اید و پس از ان لشکری از شام به جنگ او میروند چون به سرزمین بیدا میرسند به زمین فرو می روند [۳۲] ابو سالم کمال الدین محمد بن طلحه بن محمد شافعی در کتاب مطالب السوءل فی مناقب ال الرسول در مناقب ائمه دوازدهگانه شیعه امامیه مطالبی دارد او معتقد است ال پیامبر منحصر در ۱۲ نفر است سپس می نویسد:
الباب الثانی عشر فی ابالقاسم محمد بن حسن الخالص بن علی بن متوکل ابن القانع (یکی از القاب امام جواد است) ابن علی بن موسی الکاظم بن جعفرالصادق ابن محمدالباقر بن علی زین العابدین بن حسن الزکی بن علی بن مرتضی امیر المومنین علی بن ابی طالب المهدی الحجه الخلف الصالح المنتظر و رحمه الله وبرکاته
شیخ الاسلام ابراهیم بن محمد الموید الحمیم الخراسانی متوفای۷۳۲ در کتاب فرائدالسمطین فی الفضائل المرتضی و البتول و سبطین و الائمه من سبطین روایت زیادی نقل می کند از جمله می نویسد حضرت مهدی دارای غیبت است و نیز هرکس خروج مهدی را انکار کند به انچه بر محمد نازل گشته کافر گشته و نیز حدیث الانتظار الفرج افضل العباده نقل می کند سپس از پیغمبر بازگو می کند که جانشین من در میان شما همانا علی بن ابی طالب پیشوای امت و بعد از او یکی از فرزندانش قائم منتظر است از جابر هم نقل می کند ولده القائم المنتظر الذی یملأ الارض عدلا و قسطا کما یملا ظلما و جورا( فرزند حضرت رسول امام مهدی ملقب به قائم منتظر کسی است که زمین را پر از عدل و داد کند پس از اینکه از ظلم و جور آکنده شده باشد.
ابن حجر هیثمی مکی در کتاب الصواعق المحرقه که بر رد شیعه نوشته است می نویسد وانه لعلم الساعه آیه ۶۱سوره زخرف یعنی قیام آن حضرت را جز خدا نمیداند، آنگاه دو جریان درباره امام حسن عسگری نقل از بهلول میکند.
بهلول میگوید امام حسن عسگری(ع) کودک بود و گریه می کرد درحالی که کودکان دیگر بازی میکردند من گمان کردم او حسرت اسباب بازی بچه ها را می خورد به او گفتم ایا برایت اسباب بازیی بخرم جواب داد ای کم عقل ما برای بازی افریده نشدیم پرسید پس برای چه خلق شدیم گفت برای کسب علم و عبادت پرسید ازکجا می گویی گفت از قول خدای عزوجل افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون (مومن ۱۱۵) بهلول تقاضا کرد موعظه اش بکند حضرت در ضمن چند جمله او را موعظه کرد و خود مدهوش شد چون به هوش آمد بهلول گفت: چه شده تو که کودکی بیش نیستی و گناه نداری چرا مدهوش شدی؟ گفت ای بهلول دیدم مادرم وقتی می خواهد هیزم برای اتش جمع کند هیزم های ریز را برای آتش گیره جمع کند من ترسیدم یکی از هیزم های ریز آتش گیره باشم.
جریان دوم امام حسن(ع) زمان معتمد عباسی زندانی شد ان سال در سامرا قحطی امد و خشکسالی شد خلیفه معتمد پسر متوکل دستور داد برای نماز باران بیرون بروند و سه روز علما و بزرگان دعای باران خواندند ولی باران نیامد تا یک راهب مسیحی از دیر در آمد تا دست به دعا بلند کرد باران نازل شد بانزول باران مسلمانان در حقانیت دین اسلام به شک و تردید افتادند و عده ای مسیحی شدند این امر بر خلیفه گران امد دید اگر مردم از اسلام برگردند قدرت او هم از بین خواهد رفت و خلیفه بدون امت خواهد شد دستور داد امام حسن عسگری(ع) را از زندان احضار نمایند وقتی وارد کاخ خلیفه شد پس از احترامات لازم گفت امت جدت رسول الله قبل از اینکه هلاک شوند انان را دریاب حضرت فرمود فردا دستور بدهید همه بیرون بروند و من ان شا الله شک آنها را بر طرف خواهم کرد ولی اصحابم را از زندان ازاد کنید او هم قبول کرد فردا چون مردم برای طلب باران بیرون آمدند وراهب دست خود را به همراه جمعی از مسیحیان بالا برد اسمان ابری شد امام حسن عسگری دستور داد دست راهب را بگیرند دست او راگرفتند دیدند استخوانی در دست دارد امام آن را از دستش گرفت و گفت حالا مطالبه باران کن او دستش را بالا برد ولی ابرها از افق آسمان کنار رفت وهوا افتابی شد مردم تعجب کردند خلیفه به امام حسن(ع) عرض کرد سرّ آن چیست فرمود این استخوان مربوط به پیامبری است که از دنیا رفته این راهب مسیحی از بعضی از قبرهای خراب شده آن را پیدا کرده است چون زیر اسمان قرار بگیرد باران می اید سپس ان را به دست افراد معمولی دادند دیدند باران امد وشک وشبهه از مردم برطرف شد و حضرت باعزت و احترام به منزل برگشت.
در سن ۲۸ سالگی از دنیا رفت و گفته اند مسموم شده یک پسری به نام ابالحسن محمد الحجه از او باقی مانده است که هنگام وفات و شهادت پدرش ۵ ساله بود ولی خداوند به او حکمت داده و به نام(قائم منتظر) نامیده شد گفته اند که در شهر سامرا غایب شده و معلوم نیست کجا رفته است و رافضه می گویند او مهدی است و همچنین عده ای از علمای اهل سنت نیز به ان معتقدند نکته جالب این است که میگویند یکی از القاب او منتظر است و منتظر به کسی می گویند که عده ای در انتظار او بسر می برند.
وی در کتاب الفتوا الحدیثیه می نویسد من کذب بالمهدی فقد کفر. هر کس وجود مهدی را دروغ بداند تحقیقا کافر شده است. و در کتاب القول المختصر فی علامات مهدی المنتظر او را از ذریه رسول خدا و از فرزندان فاطمه می دانند احمد بن یوسف بن احمد درکتاب اخبار الدول می نویسد فصل ۱۱ در ذکر خلف صالح امام ابولقاسم محمد بن حسن العسگری عمره عند وفات ابیه خمس او ستین اتاه الله فیه الحکمه کما اوتیه یحیی صبیا خداوند در کودکی حکمت به او عطا کرد چنان چه به حضرت یحیی در کودکی حکمت داد.
در هر صورت جامعه منتظر جامعه ای است که آرمانی که می تواند زمینه ساز ظهور دولت مهدی موعود را فراهم سازد.
استاد علامه شهید مطهری در توضیح معنای انتظار فرج و بررسی ریشه های قرآنی و روایی کلام مبسوطی دارد که ما به خلاصه آن بسنده می کنیم.
اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و جنگ و تجاوز و گسترش جهانی اسلام بر کفر جهانی به وسیله شیخصیتی بی بدیل و مقدس که در احادیث متواتر سنی و شیعه به ظهور مهدی تعبیر شده است اندیشه ای است که تمام فرق و مذاهب اسلامی کم و بیش بدان مومن و معتقدند.
زیرا این اندیشه ریشه در قرآن دارد و مشتمل بر امید و خوش بینی نسبت به جریان کل نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به فرجام انتظار فرج خوانده شده است که افضل عبادات شمرده شده است.
اصل انتظار فرج از یک اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگری استنتاج می گردد و آن قاعده حرمت«یأس از روح الله است» مرد با ایمان و باعنایات الهی هرگز و در هیچ شرایطی امید را از دست نمی هند و تسلیم یاس و ناامیدی نمی شوند همانگونه که گفته شد در مفهوم لغوی آینده نگری نهفته است.
در فرهنگ دینی، انتظار به معنای توقع پیروزی صالحان بر کل ظالمان و حاکمیت خوبان بر حکومت بدان و می باشد.
می توانیم بگوییم جامعه منتظر، جامعه ای است که در فرایند تاریخی و حرکت و سیاسی و اجتماعی خود چشم اندازی روشن را می بیند که جامعه بشری در آن به تمام خواسته های انسانی و ایده های دینی خود خواهد رسید.
لیکن بر اثر اطاله غیبت بعضی دچار تردید و برخی بر عناد خود می افزایند و به فرمایش امام علی علیه السلام که فرمود: حضرت مهدی را غیبتی است طولانی که جاهل گوید: به آل محمد نیازی نیست(غیبت طوسی، فصل ۵، ص ۳۴۱٫
مسئله غیبت از عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله مطرح بوده و روایات شیعه و سنی از زبان حضرت رسول مکرر با تعابیر مختلف بیان کرده است.
در حدیثی از امیر مومنان ضمن شرایط بسیار سخت آن می فرماید: او کسی است که مردم او را می شناسند؛ اما خود شخصا شناخته نمی شود و چون زمین بدون حجت نیست خداوند بدلیل ظلم و گناه و اسراف مردم بر خود آنان را نابینا ساخته است و شرایط او مانند وضعیت یوسف نسبت به برادران خویش است ( غیبت نعمانی،ص ۱۴۲ .
در حدیث دیگر در کافی جلد ۱ صفحه ۳۳۵ از یمان تمار می گوید: خدمت امام صادق(ع) نشسته بودیم در جمع ما فرمود إنّ لصاحب هذا الامر غیبه المتمسک فیها بدینه کالخالط للقتاط برای حضرت مهدی غیبتی است که دینداری مانند کشیدن دست روی شاخه پر از خار است،کدامین یک از شما بر خارها دست می کشد.
مفضل بن عمر می گوید شنیدم امام صادق(ع) می فرمود برای صاحب این امر دو غیبت است یکی خیلی طول می کشد تا آن جا که بعضی می گویند مرده است و برخی می گویند کشته شده و جمعی گویند آمده و رفته بطوری که از اصحابش نیز نمی دانند مگر خدمتگزاری که کارهایش را می کند غیبت ص ۱۰۲ در حدیث دیگر ابی بصیر آمده است که سی نفر همراه دارد غیبت طوسی ص ۱۰۲ کافی جلد ۱ ص ۳۴۰ …
غیبت و آسیب ها
مساله غیبت مهدی موعود از عصر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح شده و در طول تاریخ و با تعابیر مختلف بیان گردیده است.فرایند و ماهت غیبت در احادیث شیعه و سنی به تصویر کشیده شده است.
امام علی(ع) می فرماید: او کسی است که مردم را می شناسداما شناخته نمی شود و چون هیچگاه زمین از حجت خالی نیست خداوند متعال به دلیل ظلم و گناه و اسراف مردم بر خودشان ، از دیدن حضرت آنان را نابینا ساخته است.شرایط وی مانند وضعیت یوسف نسبت به برادران اوست(۱)
اما اسیب بزرگتری که امکان بروز دارد فرض کناره گیری امام غایب از جامعه انسانی است بلکه خروج از جغرافیای دنیا و زندگی در عالم مثال یا ملکوت است و تنها به هنگام ظهور از آن عالم به عالم ملک و دنیا مراجعت می کند چرا که پنداشته اند اگر در این عالم باشد به حکم قانون طبیعی پیر و فرسوده می شود و نمی تواند هزاران سال زندگی کندو حال آنکه این فرضیه با اموزه های اسلامی نمی سازد بلکه در تضاد است نخستین گروهی که این نغمه را ساز کرد شیخیه بود که در اوائل قرن سیزدهم بوسیله شیخ احمد احسایی(۱۹۶۶-۱۲۴۱ق) تاسیس گردید که این جریان انحرافی در نهایت به شکل گیری بابیت و بهائیت منجر گردید او بر این باور بود که امام زمان بابدن غیر عنصری و هورقلیایی در شهر حابلقا و جابلسا زندگی می کند و بدین سان پیر نمی شود!
در حالی که شیعه و سنی آنهایی که به غیبت کبری قائل اند طبق نصوص قطعی معتقدند که مهدی منتظر در همین عالم خاکی و با همین بدن جسمانی به زندگی طبیعی خود ادامه می دهد تاآنکه مشیت الهی بر ظهور و تحقق بگیرد وارد این عالم شده و جهان را اصلاح خواهد کرد .علومی که خداوند به حضرت عطا کرده از پیری او جلوگیری می کند.
اعتقاد به حیات امام زمان با بدن هور قلیایی به مفهوم انکار حیات مادی حضرت حجت است و هیچ مبنای روایی و مستند دینی ندارد و با تمام روایاتی که استمرار زندگی ان حضرت را در کره زمین بلکه ادامه موجودیت زمین و کل جهان هستی را منوط به حضور حضرت حجت خدا در آن می داند در تضاد است(۲) می گویند: او امام زمان است و زمان در وجود وی تاثیر ندارد صحیح است او امام زمانی است که ما در آن زمان زندگی می کنیم و حاکم بر حوادث زمان است ولی در همین عصر و زمان و دنیای ما زندگی می کند و زری همین آسمان قرار دارد ولی بر کلیه ی حوادث زمان به وسیله ی علومی که دارد مسلط است و نمیگذارد حوادث بر او جاری شود نه اینکه از حیات دنیا هجرت کرده و داخل عالم برزخ شده باشد چرا که در این صورت باید روح خود را از بدن خلع کرده و با جسم برزخی به آن عالم برود در این صورت داشتن خدمت گذار و همراهان معنی ندارد
و با احادیثی که کیفیت حضور ایشان را در عصر غیبت تبیین می کند نیز نمی سازد می فرماید: صاحب الامر در میان مردم رفت و آمد می کند و به بازارهای آنها می رود و بر فرش های آنها قدم می نهد ولی او را نمی شناسند(۳)
ما از گروه شیخیه که قائل به رکن رابع (واسطه میان مردم و امام زمان هستند) انتظار چنین خرافات را داریم و داشتیم .
لیکن از یکی از عالمان اصفهان انتظار نداشتیم که در سخنرانیها و در کتابشان بنویسند که حضرت ولی عصر در عالم امر زندگی میکنند نه در عالم خلق و طبیعت یعنی در برزخ و ملکوت ساکن میباشند نه در دنیا و ناسوت بخاطر این که پیر و فرسوده نشوند پس از مقدمات مفصلی که در باره زمان وزمانیات مطرح میکند بنابر این واضح است که نمیتوان احکام زمان را که بر موجودات زمانی جاریست را بر ان حضرت نیز جاری دانست که ایشان مقدم بر زمان هستند و از حوزه ان خارج میباشند. جواب روشن است خارج از زمان و زمانیات بودن یعنی چه؟ یعنی زندگی او در ملکوت است نه ناسوت. سوال می شود آیا از همان لحظه ی ولادت به ملکوت منتقل شده است یا پس از غیبت کبری. متاسفانه آن عالم اصفهانی معتقد بود که سلمان نامی در اصفهان بوده و مکرر با امام زمان ملاقات داشته است و او نقل میکند که امام عصر به من فرمود من در ملکوت زندگی می کنم نه در دنیا گاهی وارد عالم ناسوت می شوم و کارها را انجام می دهم پرسش ما این است در لحظاتی که حضرت به دنیا منتقل می شود و با امثال سلمان ها ملاقات می کند آیا از حوادث دنیا برکنار است یا حوادث نمی توانند در شخص حضرت اثر بگذارند اگر حوادث در وی اثر گذار باشند پس پیر خواهد شد و اگر تاثیری بر جسم امام نگذارد پس چرا در همین دنیا در قالب جسمانی حضرتش نباشد چرا برای پیر شدن به ملکوت سفر کند بلکه می تواند در دنیا بماند ولی پیر نشود و خداوند متعال او را مانند حضرت خضر و الیاس عمر درازی عطا نماید از سوی دیگر دعا برای سلامتی آقایی که در ملکوت قرار دراد چه معنا دارد و اصولا غیبت کبری امام عصر باید به این معنی باشد که آن حضرت در دنیا زندگی کند ولی کسی مکان او را پیدا کند و نتواند او را مشاهده نماید یا او را ببینند ولی نشناسندش و این امر منافات با امام زمان بودن ندارد.
(۱)غیبت نعمانی ص ۱۴۲ (۲)کافی ج ۱ ص ۱۷۴ باب ان الارض لا یخلو من الحجه (۳) غیبت نعمانی ص ۱۶۴ …
[۱] – تفسیر آلوسی ج۴/۳۷ و الدعا ج ²/۲۳ للطبرائی
[۲] – دستورالعلما ج۲، ۲۰۰
[۳] – وسیلۀ الخادم الی المخدوم ص ۲۵۷
[۴] – آداب بهیقی ج۳/۴۵ و تفسیر ثقالیی ج²/ ۲۸۱، تفسیر ابن مسعود ج۲، ۷۵
[۵] – الارشاد مخاصر فقه علماء الحدیث للحنفی ج۲/۲۹۰٫
[۶] – عطوش اباضی ج۲/۹
[۷] – سنن ترمذی، ج۵، ۵۶۵ و المعجم الکبیر ج۱۰/۱۰۱
[۸] یوسف ۸۷
[۹] تفسیر التستری ج۱-۲۴۲
[۱۰] همان ج۲-۳۵۰
[۱۱] تفسیر اطفیش اباضی ج۲-۳۰۶
[۱۲] به آیه ۱۷۷ سوره بقره مراجعه شود
[۱۳] تفسیر حقی ج۱۳-۳۰۶
[۱۴] همان ج۱۳-۳۰۹
[۱۵] بحار ج ۵۲ – ص ۱۳۳
[۱۶] . الزام الناصب ۱۳۷ و بحار ج ۲۵ ص ۱۲۲
[۱۷] -عقد الدرر فی اخبار المنتظر تألیف یوسف بن یحیی مقدسی شافعی از علمای قرن ۷ ه
القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر مولف ابن هجر مکی هیثمی شافعی چاپ قاهره مکتب القرآن
الأحتجاج بالأثر علی من انکر المهدی المنتظر و الرد علی من کذب بالأحادیث الوارده فی المهدی تألیف شیخ حمود توبجری
عقیده اهل السنه و الأثر فی المهدی المنتظر و الرد علی من کذب بالأحادیث الصحیحه الوارده فی المهدی تألیف شیخ حمود توبجری از علمای نجف چاپ ماضی مکتبه دالعلیان الحدیثه ۱۰۶ ه ق
[۱۸]بقره ۴
[۱۹] . در قرآن خبر شکست رومیان از ایرانیان و عکس آن خبر داده و تحقق یافته است. الم غلیت الروح.
[۲۰] بدون شک امام حسن عسگری(ع) از اولاد امام حسین (ع) است و آقایان حسن عسگری را با امام حسن مجتبی اشتباه گرفته اند چرا که همه کسانی که ولادت حضرت مهدی (عج) در نیمه شعبان میدانند او را فرزند امتام حسن عسگری(ع) دانسته اند.
[۲۱] عون المبعود شرح سنن ابی داود ج۱۱ص۳۶۹ حدیث ۴۲۶۲۴۲۶۳
[۲۲] ندای اسلام دارالعلم زاهدان شماره۱۸ص۱۵
[۲۳] همان ص۱۷
[۲۴] مقدمه ابن خلدون عربی ص۲۱
[۲۵] نهج البلاغه ج۲/۵۳۵
[۲۶] هدالساری/۷
[۲۷] فتح الباری ج۶/۴۹۱حدیث۳۴۴۹
[۲۸] شرح صحیح مسلم ج۱ جزء۲ صفحات ۱۹۲-۱۹۳
[۲۹] عصز ظهور ، ص ۳۹۱ ، مترجم عباس جلالی
[۳۰] ابو داود در کتاب مستقلی ان را اورده ایم
[۳۱] صحیح بخاری ج۸ ص۸۶۸
[۳۲] مستدرک حاکم جلد ۴۸ ص۴۷۸۸ حدیث صحیح است





